<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><!-- generator="wordpress/2.3" -->
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	>
<channel>
	<title>Comments for ALMA YOLU</title>
	<link>http://www.hbayat.azerblog.com</link>
	<description>سؤز سؤز آچار، سؤز گؤز آچار</description>
	<pubDate>Thu, 09 Feb 2012 22:29:29 +0000</pubDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.3</generator>
		<item>
		<title>Comment on تاريخ حضور ترکان در ايران قبل از اسلام و بعد از آن / سید حیدر بیات by آبراهام</title>
		<link>http://www.hbayat.azerblog.com/1387_04_21_Say=583.ay#comment-17221</link>
		<dc:creator>آبراهام</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.hbayat.azerblog.com/1387_04_21_Say=583.ay#comment-17221</guid>
		<description>تشكر 

اين مطالب رو بايد همه جا منتشر كرد با اجازه و ذكر منبع</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>تشكر </p>
<p>اين مطالب رو بايد همه جا منتشر كرد با اجازه و ذكر منبع</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>Comment on تاريخ حضور ترکان در ايران قبل از اسلام و بعد از آن / سید حیدر بیات by مهران</title>
		<link>http://www.hbayat.azerblog.com/1387_04_21_Say=583.ay#comment-14734</link>
		<dc:creator>مهران</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.hbayat.azerblog.com/1387_04_21_Say=583.ay#comment-14734</guid>
		<description>من فارس زبان هستم پژوهش خوبی بود به هر حال با هر پژوهشی بخش های تاریک تاریخ شناخته می شود . برای من باور پذیر است که ترکان ز قدیم در ایران بوده اند حتی اگر می شد به چهار هزار سال قبل برویم باز می توانستیم  ترکان و یا دیگران را در جای جای ایران پیدا کنیم . اینکه این ها مهاجر بودند ی بومی چندان فرق نمی کند چون اگر کسانی در جایی برای چند دهه هم زندگی کنند بومی می شوند و حق و حقوق بومی دارند . این خصوصیت فرهنگ ایرانیان از دیر باز بوده است که زندگی درست و برابر در کنار یکدیگر را آموخته بودند و این به دلیل نوع زندگی ایرانیان بود که در مسیر تجارت جهانی و عبور جهانگردان قرار داشتند و این روش زندگی به آن ها می آموخت که از تحمل بالایی برخوردار باشند و بتوانند با یکدیگر تعامل کنند . بنابراین هر مهاجری چه از داخل ایران و چه از خارج آن میتوانسته و هنوز می تواند به محلی دیگر برود و زندگی کند و با زبان خود سخن بگوید و فرهنگ خودش را پاس بدارد.
مطلبی را که به درستی نوشتید" آنچه واقعيت دارد اين است كه در ايران انسانهايي با نامهاي ترك، فارس، بلوچ، توركمن، عرب، كرد و … ساكن هستند و هر كدام هويت، زبان، تاريخ و علايق خاص خود را دارند و عقلاي داخل اين جغرافيا بايد براي بالندگي و پيشرفت هر يك از اين زبانها و فرهنگها برنامه داشته باشند. اگر اين برنامه نداشته باشند آن وقت اين ملت‌ها براي تعيين سرنوشت خويش خودشان اقدام مي‌كنند و ديگران يعني كساني كه به اين مسئله اعتقاد ندارند مجبورند از پشت سر آنها بدوند و آه و ناله كنند: " بایستی به عنوان فرهنگ عمومی ایران زمین شناخته شود و این چیزی است که ما ایرانیان به آن اعتقاد داریم و بالندگی فرهنگ ایران زمین را به سبب این امتیاز می دانیم
سخن آخر اینکه کسانی که می خواهند ثابت کنند ترکان از بیرون به ایران آمدند بیراهه می روند چون اگر زمان را کمی عقب تر ببریم شاید همه ما از خارج از این جغرافیا به این سرزمین آمده باشیم مهم این است که ایران امروز ملک همه ماست و همه جای آن متعلق به همه ماست و به دوستان ترک زبانی (خودم را هم گفتم فارس زبان) که این ظلمی را که به اقوام ایرانی میرود و نمی گذارند به زبان خود بنویسند و بخوانند هم توصیه می کنم قدری در خصوصیات فرهنگی و فکری فارس زبانان بیشتر مطالعه کنند. مردم فارس زبان در تعامل با دیگر اقوام ایرانی به هیچ وجه زبان را امتیاز نمی دانند و نه تنها به سایر اقوام احترام می گذارند بلکه به فرهنگ فولکلور ایران زمین بسیار هم علاقمندند. ریشه این ظلم را باید در کسانی جستجو کرد که می خواهند زمینه اختلاف بین اقوام را در بین ایرانیان فراهم کنند تا جای پای خود را محکم کنند و گرنه ما در تاریخ ادبیات زبان پارسی، بسیار شعرا و نویسندگانی داریم  که فارسی زبان مادریشان نبود اما نامی بزرگ در این ادبیات  دارند و زبان فارسی هم اگر از گنجینه بزرگی برخوردار شده است به این دلیل است که محصول تعامل جمعی و به پشتوانه فرهنگ عمومی ایرانیان است</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>من فارس زبان هستم پژوهش خوبی بود به هر حال با هر پژوهشی بخش های تاریک تاریخ شناخته می شود . برای من باور پذیر است که ترکان ز قدیم در ایران بوده اند حتی اگر می شد به چهار هزار سال قبل برویم باز می توانستیم  ترکان و یا دیگران را در جای جای ایران پیدا کنیم . اینکه این ها مهاجر بودند ی بومی چندان فرق نمی کند چون اگر کسانی در جایی برای چند دهه هم زندگی کنند بومی می شوند و حق و حقوق بومی دارند . این خصوصیت فرهنگ ایرانیان از دیر باز بوده است که زندگی درست و برابر در کنار یکدیگر را آموخته بودند و این به دلیل نوع زندگی ایرانیان بود که در مسیر تجارت جهانی و عبور جهانگردان قرار داشتند و این روش زندگی به آن ها می آموخت که از تحمل بالایی برخوردار باشند و بتوانند با یکدیگر تعامل کنند . بنابراین هر مهاجری چه از داخل ایران و چه از خارج آن میتوانسته و هنوز می تواند به محلی دیگر برود و زندگی کند و با زبان خود سخن بگوید و فرهنگ خودش را پاس بدارد.<br />
مطلبی را که به درستی نوشتید&#8221; آنچه واقعيت دارد اين است كه در ايران انسانهايي با نامهاي ترك، فارس، بلوچ، توركمن، عرب، كرد و … ساكن هستند و هر كدام هويت، زبان، تاريخ و علايق خاص خود را دارند و عقلاي داخل اين جغرافيا بايد براي بالندگي و پيشرفت هر يك از اين زبانها و فرهنگها برنامه داشته باشند. اگر اين برنامه نداشته باشند آن وقت اين ملت‌ها براي تعيين سرنوشت خويش خودشان اقدام مي‌كنند و ديگران يعني كساني كه به اين مسئله اعتقاد ندارند مجبورند از پشت سر آنها بدوند و آه و ناله كنند: &#8221; بایستی به عنوان فرهنگ عمومی ایران زمین شناخته شود و این چیزی است که ما ایرانیان به آن اعتقاد داریم و بالندگی فرهنگ ایران زمین را به سبب این امتیاز می دانیم<br />
سخن آخر اینکه کسانی که می خواهند ثابت کنند ترکان از بیرون به ایران آمدند بیراهه می روند چون اگر زمان را کمی عقب تر ببریم شاید همه ما از خارج از این جغرافیا به این سرزمین آمده باشیم مهم این است که ایران امروز ملک همه ماست و همه جای آن متعلق به همه ماست و به دوستان ترک زبانی (خودم را هم گفتم فارس زبان) که این ظلمی را که به اقوام ایرانی میرود و نمی گذارند به زبان خود بنویسند و بخوانند هم توصیه می کنم قدری در خصوصیات فرهنگی و فکری فارس زبانان بیشتر مطالعه کنند. مردم فارس زبان در تعامل با دیگر اقوام ایرانی به هیچ وجه زبان را امتیاز نمی دانند و نه تنها به سایر اقوام احترام می گذارند بلکه به فرهنگ فولکلور ایران زمین بسیار هم علاقمندند. ریشه این ظلم را باید در کسانی جستجو کرد که می خواهند زمینه اختلاف بین اقوام را در بین ایرانیان فراهم کنند تا جای پای خود را محکم کنند و گرنه ما در تاریخ ادبیات زبان پارسی، بسیار شعرا و نویسندگانی داریم  که فارسی زبان مادریشان نبود اما نامی بزرگ در این ادبیات  دارند و زبان فارسی هم اگر از گنجینه بزرگی برخوردار شده است به این دلیل است که محصول تعامل جمعی و به پشتوانه فرهنگ عمومی ایرانیان است</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>Comment on تاريخ حضور ترکان در ايران قبل از اسلام و بعد از آن / سید حیدر بیات by zede pantork</title>
		<link>http://www.hbayat.azerblog.com/1387_04_21_Say=583.ay#comment-14732</link>
		<dc:creator>zede pantork</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.hbayat.azerblog.com/1387_04_21_Say=583.ay#comment-14732</guid>
		<description>شما پانترکها اینقدر حرامزاده هستید که برای رسیدن به اهداف کثیف خود حتی دست به تحریف تاریخ هم میزنید. تسلط شما بر خاک دیگران تنها به زور قتل و غارت و خونریزی بوده. قبول ندارید برین تاریخ مغول و تیموریان و آتیلا و غیره رو بخونین تا براتون مشخص بشه که ترک کیه و از کجا آمده. اگر شما از دوران باستان در سرزمینهای ما بودید پس کو نشونش؟ تاریخ شما ز آنجا شروع میشه که شهرها به آتش کشیده میشن و مردم مورد چپاول قرار میگیرن. اجداد شما نمیدونستن تمدن چیه دزدها. حالا میبینین عصر وحشی گری تموم شده افتادین دنبال جعل تاریخ. تمام تکاپوی شما در این زمینه بخاطر کمبودهایی است که حس میکنین ومیخواهید با جعل سند برای خود و تجاوزاتتون مشروعیت درست کنین. شما اینقدر ابله هستید که توی آلمان هم مدعی آلمانیها شده و میخواهید فرهنگ نداشتتونو به اونها هم بچپونین و میگین  در مدارسمون باید در آلمان بزبان ترکی تحصیل کنیم. رو که نیست سنگ پای قزوینه. مطمئن باشین نه تنها شما رو تو اروپا راه نخواهند داد که استامبول رو هم ازتون میگیرن همانطور که بیت المقدس رو گرفتن. مگه اروپا طویله است که شما رو به اونجا راه بدن. تو ایران هم کور خوندین، با کمک آذریهای وطن پرست که زبان برایشان ملاک نیست با اردنگی به خانه آبا اجدادیتون یعنی مغولستان پرتتون میکنیم و آران رو هم به خاک مادری برمیگردونیم تا کور شود چشم دشمنان ایران.
آمریکائیها و کانادائیها و دیگر مملل انگلیسی زبان با اون دبدبه وکبکبشون خودشونو به انگلیس نمی چسبونن که شما اینقدر خایه مالی ترکیه رو میکنین. بدبختهای مفلس فاشیست.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>شما پانترکها اینقدر حرامزاده هستید که برای رسیدن به اهداف کثیف خود حتی دست به تحریف تاریخ هم میزنید. تسلط شما بر خاک دیگران تنها به زور قتل و غارت و خونریزی بوده. قبول ندارید برین تاریخ مغول و تیموریان و آتیلا و غیره رو بخونین تا براتون مشخص بشه که ترک کیه و از کجا آمده. اگر شما از دوران باستان در سرزمینهای ما بودید پس کو نشونش؟ تاریخ شما ز آنجا شروع میشه که شهرها به آتش کشیده میشن و مردم مورد چپاول قرار میگیرن. اجداد شما نمیدونستن تمدن چیه دزدها. حالا میبینین عصر وحشی گری تموم شده افتادین دنبال جعل تاریخ. تمام تکاپوی شما در این زمینه بخاطر کمبودهایی است که حس میکنین ومیخواهید با جعل سند برای خود و تجاوزاتتون مشروعیت درست کنین. شما اینقدر ابله هستید که توی آلمان هم مدعی آلمانیها شده و میخواهید فرهنگ نداشتتونو به اونها هم بچپونین و میگین  در مدارسمون باید در آلمان بزبان ترکی تحصیل کنیم. رو که نیست سنگ پای قزوینه. مطمئن باشین نه تنها شما رو تو اروپا راه نخواهند داد که استامبول رو هم ازتون میگیرن همانطور که بیت المقدس رو گرفتن. مگه اروپا طویله است که شما رو به اونجا راه بدن. تو ایران هم کور خوندین، با کمک آذریهای وطن پرست که زبان برایشان ملاک نیست با اردنگی به خانه آبا اجدادیتون یعنی مغولستان پرتتون میکنیم و آران رو هم به خاک مادری برمیگردونیم تا کور شود چشم دشمنان ایران.<br />
آمریکائیها و کانادائیها و دیگر مملل انگلیسی زبان با اون دبدبه وکبکبشون خودشونو به انگلیس نمی چسبونن که شما اینقدر خایه مالی ترکیه رو میکنین. بدبختهای مفلس فاشیست.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>Comment on نگاهي به پيشينه زندگي قوم ترک در خراسان شمالي by اسماعیل مقیمی &#124; کارت ویزیت</title>
		<link>http://www.hbayat.azerblog.com/1388_09_09_Say=1071.ay#comment-13726</link>
		<dc:creator>اسماعیل مقیمی &#124; کارت ویزیت</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.hbayat.azerblog.com/1388_09_09_Say=1071.ay#comment-13726</guid>
		<description>[...] نگاهي به پيشينه زندگي قوم ترک در خراسان شمالي &#124; ALMA YOLU, سؤ... 2 دسامبر 2009 &#8230; محمد اسماعيل مقيمي» اضافه مي کند: نخستين هسته زندگي اجتماعي اين قوم که به زبان ترکي تکلم مي کردند حدود ۲۵۰ سال قبل از ميلاد در ناحيه خراسان &#8230; www.hbayat.azerblog.com/1388_09_09_Say=1071.ay &#8211; ذخيره شده [...]</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>[&#8230;] نگاهي به پيشينه زندگي قوم ترک در خراسان شمالي | ALMA YOLU, سؤ&#8230; ۲ دسامبر ۲۰۰۹ &#8230; محمد اسماعيل مقيمي» اضافه مي کند: نخستين هسته زندگي اجتماعي اين قوم که به زبان ترکي تکلم مي کردند حدود ۲۵۰ سال قبل از ميلاد در ناحيه خراسان &#8230; <a href="http://www.hbayat.azerblog.com/1388_09_09_Say=1071.ay" rel="nofollow">http://www.hbayat.azerblog.com/۱۳۸۸_۰۹_۰۹_Say=۱۰۷۱.ay</a> &#8211; ذخيره شده [&#8230;]</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>Comment on شماره جدید (۲۳۰) هفته نامه صحرا منتشر شد. by صحرا &#124; کارت ویزیت</title>
		<link>http://www.hbayat.azerblog.com/1386_07_07_Say=321.ay#comment-13717</link>
		<dc:creator>صحرا &#124; کارت ویزیت</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.hbayat.azerblog.com/1386_07_07_Say=321.ay#comment-13717</guid>
		<description>[...] شماره جدید (230) هفته نامه صحرا منتشر شد. &#124; ALMA YOLU, سؤز سؤز &#38;#8... به گزارش خبرنگار سایت دانشجویان و دانش آموختگان ترکمن ایران، هفته نامه صحرا پس از ۷۰ روز تعطیلی موقت روز شنبه ۳۱ شهریور ماه شماره جدید آن (۲۳۰) منتشر شد. &#8230; www.hbayat.azerblog.com/1386_07_07_Say=321.ay &#8211; ذخيره شده &#8211; مشابه [...]</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>[&#8230;] شماره جدید (۲۳۰) هفته نامه صحرا منتشر شد. | ALMA YOLU, سؤز سؤز &amp;#۸&#8230; به گزارش خبرنگار سایت دانشجویان و دانش آموختگان ترکمن ایران، هفته نامه صحرا پس از ۷۰ روز تعطیلی موقت روز شنبه ۳۱ شهریور ماه شماره جدید آن (۲۳۰) منتشر شد. &#8230; <a href="http://www.hbayat.azerblog.com/1386_07_07_Say=321.ay" rel="nofollow">http://www.hbayat.azerblog.com/۱۳۸۶_۰۷_۰۷_Say=۳۲۱.ay</a> &#8211; ذخيره شده &#8211; مشابه [&#8230;]</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>Comment on امير علي شير نوايي / اسدالله محقق by فرهاد شیر علی &#124; کارت ویزیت</title>
		<link>http://www.hbayat.azerblog.com/1389_02_04_Say=1215.ay#comment-13716</link>
		<dc:creator>فرهاد شیر علی &#124; کارت ویزیت</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.hbayat.azerblog.com/1389_02_04_Say=1215.ay#comment-13716</guid>
		<description>[...] امير علي شير نوايي / اسدالله محقق &#124; ALMA YOLU, سؤز سؤز آچار، س... 2 مه 2010 &#8230; امير علي شير نوايي، متفكر بزرگ، شاعر، اديب و نويسنده چيره دست &#8230; ديگر آن داستانها و افسانه هاي منظومي است كه به نامهاي فرهاد و شيرين، ليلي &#8230; www.hbayat.azerblog.com/1389_02_04_Say=1215.ay &#8211; ذخيره شده [...]</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>[&#8230;] امير علي شير نوايي / اسدالله محقق | ALMA YOLU, سؤز سؤز آچار، س&#8230; ۲ مه ۲۰۱۰ &#8230; امير علي شير نوايي، متفكر بزرگ، شاعر، اديب و نويسنده چيره دست &#8230; ديگر آن داستانها و افسانه هاي منظومي است كه به نامهاي فرهاد و شيرين، ليلي &#8230; <a href="http://www.hbayat.azerblog.com/1389_02_04_Say=1215.ay" rel="nofollow">http://www.hbayat.azerblog.com/۱۳۸۹_۰۲_۰۴_Say=۱۲۱۵.ay</a> &#8211; ذخيره شده [&#8230;]</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>Comment on و نهایت آلما یولونو کسدیلر by يئل چي آرمان تشكيلاتي</title>
		<link>http://www.hbayat.azerblog.com/1389_07_22_Say=1267.ay#comment-13645</link>
		<dc:creator>يئل چي آرمان تشكيلاتي</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.hbayat.azerblog.com/1389_07_22_Say=1267.ay#comment-13645</guid>
		<description>عزيز يولداشيم سيز ياشامالسيز! ميلتيميز اوچون ياشامالسيز</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>عزيز يولداشيم سيز ياشامالسيز! ميلتيميز اوچون ياشامالسيز</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>Comment on اؤزموزدن خبرسیزمیشیک بیز / ایواز طاها by melihe</title>
		<link>http://www.hbayat.azerblog.com/1389_04_02_Say=1244.ay#comment-13575</link>
		<dc:creator>melihe</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.hbayat.azerblog.com/1389_04_02_Say=1244.ay#comment-13575</guid>
		<description>men bu kitabı döktür beyin özünden aldım
çox deyerlidir
bunu da deyim ki
Ali QAFQAZYALI güney Azerbaycan'ın en böyük müdafiidir türkiye'de
 Ankara'nın Dil-Tarix fakultesinde 
Güney haqqında danışıgını bölüm başkanı nece yarımçıq qoydugunu görenler unutmazlar sanıram
Ellerinden öpürem deyerli ustadımızın...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>men bu kitabı döktür beyin özünden aldım<br />
çox deyerlidir<br />
bunu da deyim ki<br />
Ali QAFQAZYALI güney Azerbaycan&#8217;ın en böyük müdafiidir türkiye&#8217;de<br />
 Ankara&#8217;nın Dil-Tarix fakultesinde<br />
Güney haqqında danışıgını bölüm başkanı nece yarımçıq qoydugunu görenler unutmazlar sanıram<br />
Ellerinden öpürem deyerli ustadımızın&#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>Comment on و نهایت آلما یولونو کسدیلر by ARAZ</title>
		<link>http://www.hbayat.azerblog.com/1389_07_22_Say=1267.ay#comment-13535</link>
		<dc:creator>ARAZ</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.hbayat.azerblog.com/1389_07_22_Say=1267.ay#comment-13535</guid>
		<description>sağqlun qardaşlar bizim ümidimiz yalnız sizlərədı</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>sağqlun qardaşlar bizim ümidimiz yalnız sizlərədı</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>Comment on و نهایت آلما یولونو کسدیلر by ARAZ</title>
		<link>http://www.hbayat.azerblog.com/1389_07_22_Say=1267.ay#comment-13534</link>
		<dc:creator>ARAZ</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.hbayat.azerblog.com/1389_07_22_Say=1267.ay#comment-13534</guid>
		<description>sağqlun qardaşlar bizim ümidimiz yalnız azadlıqadır yaşasın azadlıq</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>sağqlun qardaşlar bizim ümidimiz yalnız azadlıqadır yaşasın azadlıq</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>Comment on قدیمی‌ترین آثار زبان ترکی در زبان سرخ پوستان آمریکا / میرفاتح زکییف by araz</title>
		<link>http://www.hbayat.azerblog.com/1387_09_02_Say=815.ay#comment-13090</link>
		<dc:creator>araz</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.hbayat.azerblog.com/1387_09_02_Say=815.ay#comment-13090</guid>
		<description>بیش از60% از فارسی عربی هست حال در مورد زبان یا لحجه بودن فارسی خودتان قضاوت کنید البته شما هم میتوانید با مراجعه به لغت نامه ها و یا اگر دسترسی نداشتید به فرهنگ معاصر کوچک نوع فارسی به انگلیسی حییم مراجعه کنید که در انها لغات عربی با حرف ع مشخص شده اند با شمردن این لغات برای حداقل بیست صفحه و درصد گیری به این 60 درصد میرسید البته30 درصد فارسی را هم لغات انگلیسی ترکی فرانسوی و.... تشکیل داده و فقط 10 درصد باقی مانده فارسی است کافی است خودتان درصد بگیرید فارسی زبان بسیار ضعیفی است و معادل کلمات زیادی در زبان های دیگر در ان وجود ندارد و مترجمان را در ترجمه زبان های دیگر به این زبان دچار مشکل میکند علت این است که فارسی یک زبان ساختگی است و ریشه اصلی ان زبان عربی هست (که توضحات بیشتر در این مورد در قسمت های دیگر این وب لاگ داده شده است )عربی لحجه های دیگری هم مثل عراقی ، مصری، لیبی،عبری، اسپانیولی، لیبی، اردنی،خلیجی، خوزستانی و........ دارد که لحجه 33 ان فارسی است ما در این جا تنها دو زبان ترکی و فارسی را برسی میکنم تا ببینید فارسی چه کاستی هایی دارد ضمنا در سال 86الی87 با شایعه کردن لحجه بودن زبان های دیگر مانند کردی و لر وسایر زبان ها تلاش کردند تا لحجه بودن فارسی را گم کنند اما موفق نشدند چون حماقتی بیش نبود و اتفاقا باعث بیشتر شناخته شدن زبان ها شد و کاستی های فارسی بیشتر نمودار گردید


در ترکی کلماتی با اختلاف جزئی وجود دارد که در فارسی نیست مثلا برای انواع دردها کلمات: آغری/آجی/سیزی/سانجی/گوینه مک/گیزیلدمک/اینجیمک/ زوقور/ یانقی .که هر کدام درد بخصوصی را بیان میکند در زیر توضیح داده ایم اما در فارسی برای تمام حالات فوق لغت درد یا سوزش به کار میرود و معادل ندارند 

 اغری: معادل درد فارسی است

 سانجی:به درد کولیک احشاء توخالی گفته میشود مانند درد قولنج روده ها 

  آجی: به درد شدیدی گفته میشود مانند درد کشیدن دندان

 سیزی: به درد خفیف سوزش دار گفته میشود 

یانغی:معادل سوزش فارسی میباشد 

زوققو: درد همراه ضربان است مانند درد عقربک انگشتان

گوینه مک : مانند سوختن است و در دقایق اول سوختگی دیده میشود 

اینجیمک: درد هنگام پیچ خوردگی مفاصل و یا درد حاصل از ضربه و سقوط میباشد  

 گیزیلده مک: دردشبیه گز گز کردن دردناک میباشد


در ترکی برای دعوا کردن کلمات متفاوتی بکار میبرند که که هر کدام شکل و حالت ویژه ای از دعوا را بیان میکند اما در فارسی  فقط  سه کلمه گلاویز شدن و دعوا کردن وگوشمالی به کار میرود

دؤیوشمک:همدیگر را کتک زدن  

ووروشماق: همدیگر را زدن

ساواشماق: با یک دیگر جنگ و دعوا کردن و گلاویز شدن

دیدیشمک: دعوا همراه چنگ زدن یکدیگر

چارپیشماق: باهم برخورد کردن(تصادم)

دالاشماق : باهم دعوای افظی داشتن

دارتیشماق: با هم مشاجره داشتن

چاخناشماق: با هم سر شاخ شدن 

توتوشماق: دعوا همراه با گرفتن هم دیگر

بؤغوشماق: دعوا همراه با یقه هم دیگر را گرفتن

تیپشمک: دعوا همراه با  لگد انداختن به هم

سویوشمک: همدیگر را دشنام دادن

دیریشمک: هم دیگر را دشنام دادن ورودر روی هم ایستادن

بوغازلاشماق: گلوی هم دیگر را گرفتن و رودر روی هم قرار گرفتن ودعوا کردن

چیرپیشماق: زود وخرد

دوروشماق:مناقشه مجادله رودرو شدن

سؤپورلشمک: گلاویز شدن درهم آویختن

همچنین برای این که بگوییم فلانی از در وارد شد بسته به شخصیت فلانی ونحوه ورود و مناسبت گوینده با وی کلمات زیر به کار میرود

قاپی دان گلدی:(از در امد به طور متعارف)

 قاپی دان ایچری بویوردولار:(از در تشریف فرما شدن)

قاپیدان گیردی: از در وارد شد به طور خود نمایی

قاپی دان کئچدی : از در گذشت

قاپی دان سؤخولدی: از در خودش را چپاند

قاپی دان تپیلدی: از در خودش را به زور وارد کرد

قاپی دان دوروتولدو: از در یواشکی تو امد

قاپیدان شوروشدو : از در سر خو امدی تو به معنی مجازی

کلمات خیلی زیاد دیگری و جود دارد که در فارسی موجود نیسد اما در این جا مجال توضیح نیست. چند هزار لغت با ریشه ترکی در زبان فارسی موجود است که عینا تکرار شده که از این لغات بیش از 600 لغت جزء کلمات مصطلح و روزمره است، مانند:( آقا، خانم، بابا، ماما، آبجی، داداش، دایی، بی بی، آتش، بشقاب، قابلمه، دولمه، سنجاق، اتاق، من، تخم، باتلاق، اجاق، آچار، آرزو، دگمه، تشک، فشنگ، توپ، قاچاق، گمرک، اتو، آذوقه، اردو، سوغات، اوستا، الک، النگو، آماج، ایل، بیزار، تپه، چکش، چماق، اردک، چوپان، چنگال، چپاول، چادر، باجه، بشکه، بقچه، چروک و ........)

در ترکی به مرغ ابی اؤردک گفته میشود اما برای انواع انها اسامی مختلف به کار میرود مثلا به اردک ماده بورچین و برای نر سونا و یا یاشیل باش گفته میشود

در ترکی برای اسب و بیشتر حیوانات اهلی در هر سنی نام مخصوص وجود دارد مثلا قولان به اسب نوزاد دای به اسب دو ساله و یولان به اسب پنج ساله گفته میشود حال شما تصور کنید یک مترجم وقتی میخواد یک کتاب ترکی یا هر زبان دیگه را به زبان فارسی ترجمه کنه و یا یک فیلم نامه  ترکیه را ترجمه کنه با چه مشکلاتی روبرو است

 


حال توجه شما را به بندهای سه گانه منشور زبان مادری مصوب سال 1996جلب میکنم

یک: همه شاگردان مدارس باید تحصیلات رسمی خود را به زبان مادری اغاز کنند

دو: همه دولتها موظف هستند که برای تویت و اموزش زبان مادری کلیه منابع /موارد وسایل لازم را تولید و توضیع نمایند


سه:برای تدریس زبان مادری باید معلم به اندازه کافی تربیت و اماده شود زیرا تدریس به زبان مادری وسیله ای برای برابری اجتماعی شمرده میشود  


ضعفهای زبان فارسی

 

در زبان عربی لهجه های مختلفی وجود داره از قبیل عراقی ، مصری، لیبی،عبری، اسپانیولی، لیبی، اردنی،خلیجی، خوزستانی و........ که لهجه چهاردم اون فارسیه و از همه لهجه های دیگه عربیش کمتره (60% عربی)

زبان فارسی یک زبان سبک و آسان میباشد که ضعفهای زیادی دارد ولی چون یک زبان روان و جذابیه همیشه ضعفاش پنهان مونده در اینجا به بعضی از این ضعفها و ایرادها اشاره میکنم 

یک- یکی از بزرگترین ضعفهای زبان فارسی نداشتن مونث و مذکر می باشد (تو ،شما ، اینها و.......) معلوم نیست شخصیت مونثه یا مذکر

دو- ضعف دیگر فارسی اسم یکسان کلماته مثلا شیر! معلوم نیست حیوانه یا شیر اب یا شیر خوردنی در حالی که در لهجه های دیگر عربی فقط حیوان شیر چندین اسم داره (اسد، سبع، ابوخمیس و)

سه- کلمات فارسی معمولا یک معنی میده و نمیتونیم یک کلمه به کار ببریم که چند معنی رو در هم خلاصه کنه ،واضحتر بگم تفسیر کلمات فارسی خیلی راحت و آسانه (اگه یک زبان دیگر بلد باشین میدونید چی میگم)

چهار- یکی از مهمترین ضعف های فارسی به کار نبردن لحن بعضی از حروفه که به کل معنی کلمه رو تغییر میده. مثلآ حرفهای(ز-ذ-ظ-ض) فقط با لحن ز خونده میشن(ت-ط ت) خونده همگی با لحن ت خونده  میشن(س-ص-ث) همگی با لحن سین خونده میشن (ح-ه) خونده میشن یعنی در واقع حروف(ص-ث-ذ-ظ-ض-ط-ح) در زبان فارسی اضافه هستند چون هیچ کاربردی ندارند و فقط نوشته میشند در هیچ زبان دیگری اینطور نیست و همه کلمات صدا و لحن خاصی دارند</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>بیش از۶۰% از فارسی عربی هست حال در مورد زبان یا لحجه بودن فارسی خودتان قضاوت کنید البته شما هم میتوانید با مراجعه به لغت نامه ها و یا اگر دسترسی نداشتید به فرهنگ معاصر کوچک نوع فارسی به انگلیسی حییم مراجعه کنید که در انها لغات عربی با حرف ع مشخص شده اند با شمردن این لغات برای حداقل بیست صفحه و درصد گیری به این ۶۰ درصد میرسید البته۳۰ درصد فارسی را هم لغات انگلیسی ترکی فرانسوی و&#8230;. تشکیل داده و فقط ۱۰ درصد باقی مانده فارسی است کافی است خودتان درصد بگیرید فارسی زبان بسیار ضعیفی است و معادل کلمات زیادی در زبان های دیگر در ان وجود ندارد و مترجمان را در ترجمه زبان های دیگر به این زبان دچار مشکل میکند علت این است که فارسی یک زبان ساختگی است و ریشه اصلی ان زبان عربی هست (که توضحات بیشتر در این مورد در قسمت های دیگر این وب لاگ داده شده است )عربی لحجه های دیگری هم مثل عراقی ، مصری، لیبی،عبری، اسپانیولی، لیبی، اردنی،خلیجی، خوزستانی و&#8230;&#8230;.. دارد که لحجه ۳۳ ان فارسی است ما در این جا تنها دو زبان ترکی و فارسی را برسی میکنم تا ببینید فارسی چه کاستی هایی دارد ضمنا در سال ۸۶الی۸۷ با شایعه کردن لحجه بودن زبان های دیگر مانند کردی و لر وسایر زبان ها تلاش کردند تا لحجه بودن فارسی را گم کنند اما موفق نشدند چون حماقتی بیش نبود و اتفاقا باعث بیشتر شناخته شدن زبان ها شد و کاستی های فارسی بیشتر نمودار گردید</p>
<p>در ترکی کلماتی با اختلاف جزئی وجود دارد که در فارسی نیست مثلا برای انواع دردها کلمات: آغری/آجی/سیزی/سانجی/گوینه مک/گیزیلدمک/اینجیمک/ زوقور/ یانقی .که هر کدام درد بخصوصی را بیان میکند در زیر توضیح داده ایم اما در فارسی برای تمام حالات فوق لغت درد یا سوزش به کار میرود و معادل ندارند </p>
<p> اغری: معادل درد فارسی است</p>
<p> سانجی:به درد کولیک احشاء توخالی گفته میشود مانند درد قولنج روده ها </p>
<p>  آجی: به درد شدیدی گفته میشود مانند درد کشیدن دندان</p>
<p> سیزی: به درد خفیف سوزش دار گفته میشود </p>
<p>یانغی:معادل سوزش فارسی میباشد </p>
<p>زوققو: درد همراه ضربان است مانند درد عقربک انگشتان</p>
<p>گوینه مک : مانند سوختن است و در دقایق اول سوختگی دیده میشود </p>
<p>اینجیمک: درد هنگام پیچ خوردگی مفاصل و یا درد حاصل از ضربه و سقوط میباشد  </p>
<p> گیزیلده مک: دردشبیه گز گز کردن دردناک میباشد</p>
<p>در ترکی برای دعوا کردن کلمات متفاوتی بکار میبرند که که هر کدام شکل و حالت ویژه ای از دعوا را بیان میکند اما در فارسی  فقط  سه کلمه گلاویز شدن و دعوا کردن وگوشمالی به کار میرود</p>
<p>دؤیوشمک:همدیگر را کتک زدن  </p>
<p>ووروشماق: همدیگر را زدن</p>
<p>ساواشماق: با یک دیگر جنگ و دعوا کردن و گلاویز شدن</p>
<p>دیدیشمک: دعوا همراه چنگ زدن یکدیگر</p>
<p>چارپیشماق: باهم برخورد کردن(تصادم)</p>
<p>دالاشماق : باهم دعوای افظی داشتن</p>
<p>دارتیشماق: با هم مشاجره داشتن</p>
<p>چاخناشماق: با هم سر شاخ شدن </p>
<p>توتوشماق: دعوا همراه با گرفتن هم دیگر</p>
<p>بؤغوشماق: دعوا همراه با یقه هم دیگر را گرفتن</p>
<p>تیپشمک: دعوا همراه با  لگد انداختن به هم</p>
<p>سویوشمک: همدیگر را دشنام دادن</p>
<p>دیریشمک: هم دیگر را دشنام دادن ورودر روی هم ایستادن</p>
<p>بوغازلاشماق: گلوی هم دیگر را گرفتن و رودر روی هم قرار گرفتن ودعوا کردن</p>
<p>چیرپیشماق: زود وخرد</p>
<p>دوروشماق:مناقشه مجادله رودرو شدن</p>
<p>سؤپورلشمک: گلاویز شدن درهم آویختن</p>
<p>همچنین برای این که بگوییم فلانی از در وارد شد بسته به شخصیت فلانی ونحوه ورود و مناسبت گوینده با وی کلمات زیر به کار میرود</p>
<p>قاپی دان گلدی:(از در امد به طور متعارف)</p>
<p> قاپی دان ایچری بویوردولار:(از در تشریف فرما شدن)</p>
<p>قاپیدان گیردی: از در وارد شد به طور خود نمایی</p>
<p>قاپی دان کئچدی : از در گذشت</p>
<p>قاپی دان سؤخولدی: از در خودش را چپاند</p>
<p>قاپی دان تپیلدی: از در خودش را به زور وارد کرد</p>
<p>قاپی دان دوروتولدو: از در یواشکی تو امد</p>
<p>قاپیدان شوروشدو : از در سر خو امدی تو به معنی مجازی</p>
<p>کلمات خیلی زیاد دیگری و جود دارد که در فارسی موجود نیسد اما در این جا مجال توضیح نیست. چند هزار لغت با ریشه ترکی در زبان فارسی موجود است که عینا تکرار شده که از این لغات بیش از ۶۰۰ لغت جزء کلمات مصطلح و روزمره است، مانند:( آقا، خانم، بابا، ماما، آبجی، داداش، دایی، بی بی، آتش، بشقاب، قابلمه، دولمه، سنجاق، اتاق، من، تخم، باتلاق، اجاق، آچار، آرزو، دگمه، تشک، فشنگ، توپ، قاچاق، گمرک، اتو، آذوقه، اردو، سوغات، اوستا، الک، النگو، آماج، ایل، بیزار، تپه، چکش، چماق، اردک، چوپان، چنگال، چپاول، چادر، باجه، بشکه، بقچه، چروک و &#8230;&#8230;..)</p>
<p>در ترکی به مرغ ابی اؤردک گفته میشود اما برای انواع انها اسامی مختلف به کار میرود مثلا به اردک ماده بورچین و برای نر سونا و یا یاشیل باش گفته میشود</p>
<p>در ترکی برای اسب و بیشتر حیوانات اهلی در هر سنی نام مخصوص وجود دارد مثلا قولان به اسب نوزاد دای به اسب دو ساله و یولان به اسب پنج ساله گفته میشود حال شما تصور کنید یک مترجم وقتی میخواد یک کتاب ترکی یا هر زبان دیگه را به زبان فارسی ترجمه کنه و یا یک فیلم نامه  ترکیه را ترجمه کنه با چه مشکلاتی روبرو است</p>
<p>حال توجه شما را به بندهای سه گانه منشور زبان مادری مصوب سال ۱۹۹۶جلب میکنم</p>
<p>یک: همه شاگردان مدارس باید تحصیلات رسمی خود را به زبان مادری اغاز کنند</p>
<p>دو: همه دولتها موظف هستند که برای تویت و اموزش زبان مادری کلیه منابع /موارد وسایل لازم را تولید و توضیع نمایند</p>
<p>سه:برای تدریس زبان مادری باید معلم به اندازه کافی تربیت و اماده شود زیرا تدریس به زبان مادری وسیله ای برای برابری اجتماعی شمرده میشود  </p>
<p>ضعفهای زبان فارسی</p>
<p>در زبان عربی لهجه های مختلفی وجود داره از قبیل عراقی ، مصری، لیبی،عبری، اسپانیولی، لیبی، اردنی،خلیجی، خوزستانی و&#8230;&#8230;.. که لهجه چهاردم اون فارسیه و از همه لهجه های دیگه عربیش کمتره (۶۰% عربی)</p>
<p>زبان فارسی یک زبان سبک و آسان میباشد که ضعفهای زیادی دارد ولی چون یک زبان روان و جذابیه همیشه ضعفاش پنهان مونده در اینجا به بعضی از این ضعفها و ایرادها اشاره میکنم </p>
<p>یک- یکی از بزرگترین ضعفهای زبان فارسی نداشتن مونث و مذکر می باشد (تو ،شما ، اینها و&#8230;&#8230;.) معلوم نیست شخصیت مونثه یا مذکر</p>
<p>دو- ضعف دیگر فارسی اسم یکسان کلماته مثلا شیر! معلوم نیست حیوانه یا شیر اب یا شیر خوردنی در حالی که در لهجه های دیگر عربی فقط حیوان شیر چندین اسم داره (اسد، سبع، ابوخمیس و)</p>
<p>سه- کلمات فارسی معمولا یک معنی میده و نمیتونیم یک کلمه به کار ببریم که چند معنی رو در هم خلاصه کنه ،واضحتر بگم تفسیر کلمات فارسی خیلی راحت و آسانه (اگه یک زبان دیگر بلد باشین میدونید چی میگم)</p>
<p>چهار- یکی از مهمترین ضعف های فارسی به کار نبردن لحن بعضی از حروفه که به کل معنی کلمه رو تغییر میده. مثلآ حرفهای(ز-ذ-ظ-ض) فقط با لحن ز خونده میشن(ت-ط ت) خونده همگی با لحن ت خونده  میشن(س-ص-ث) همگی با لحن سین خونده میشن (ح-ه) خونده میشن یعنی در واقع حروف(ص-ث-ذ-ظ-ض-ط-ح) در زبان فارسی اضافه هستند چون هیچ کاربردی ندارند و فقط نوشته میشند در هیچ زبان دیگری اینطور نیست و همه کلمات صدا و لحن خاصی دارند</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>Comment on علی دایی، پرداختن به معلول و غفلت از متغیرها / سید حیدر بیات by علی دایی بازيكن بزرگ، مربي كوچك &#124; کارت ویزیت</title>
		<link>http://www.hbayat.azerblog.com/1389_06_28_Say=1257.ay#comment-13060</link>
		<dc:creator>علی دایی بازيكن بزرگ، مربي كوچك &#124; کارت ویزیت</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.hbayat.azerblog.com/1389_06_28_Say=1257.ay#comment-13060</guid>
		<description>[...] علی دایی، پرداختن به معلول و غفلت از متغیرها / سید حیدر ... 20 سپتامبر 2010 &#8230; علی دایی پرافتخارترین فوتبالیست تاریخ ایران و یکی از مربیان بزرگ فوتبال در این روزهاست. &#8230; زمانی که قرار بود به عنوان بازیکن تیم ملی فوتبال با شعار &#8230;.. حال یک تحقیق میدانی کوچک در همان محوطه زندگی خود انجام دهید و &#8230; www.hbayat.azerblog.com/1389_06_28_Say=1257.ay &#8211; ذخيره شده [...]</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>[&#8230;] علی دایی، پرداختن به معلول و غفلت از متغیرها / سید حیدر &#8230; ۲۰ سپتامبر ۲۰۱۰ &#8230; علی دایی پرافتخارترین فوتبالیست تاریخ ایران و یکی از مربیان بزرگ فوتبال در این روزهاست. &#8230; زمانی که قرار بود به عنوان بازیکن تیم ملی فوتبال با شعار &#8230;.. حال یک تحقیق میدانی کوچک در همان محوطه زندگی خود انجام دهید و &#8230; <a href="http://www.hbayat.azerblog.com/1389_06_28_Say=1257.ay" rel="nofollow">http://www.hbayat.azerblog.com/۱۳۸۹_۰۶_۲۸_Say=۱۲۵۷.ay</a> &#8211; ذخيره شده [&#8230;]</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>Comment on بررسي آثار ملانفس ، شاعر و داستانسراي ادبيات كلاسيك تركمن by ملانفس &#171; اطلس ترکمن</title>
		<link>http://www.hbayat.azerblog.com/1388_10_12_Say=1092.ay#comment-13018</link>
		<dc:creator>ملانفس &#171; اطلس ترکمن</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.hbayat.azerblog.com/1388_10_12_Say=1092.ay#comment-13018</guid>
		<description>[...] یولو http://www.hbayat.azerblog.com/1388_10_12_Say=1092.ay    دسته‌ها:ادبیات ترکمن, شخصیت های نامدار ترکمن, شعر [...]</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>[&#8230;] یولو <a href="http://www.hbayat.azerblog.com/1388_10_12_Say=1092.ay" rel="nofollow">http://www.hbayat.azerblog.com/۱۳۸۸_۱۰_۱۲_Say=۱۰۹۲.ay</a>    دسته‌ها:ادبیات ترکمن, شخصیت های نامدار ترکمن, شعر [&#8230;]</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>Comment on علی دایی، پرداختن به معلول و غفلت از متغیرها / سید حیدر بیات by farid.b.m</title>
		<link>http://www.hbayat.azerblog.com/1389_06_28_Say=1257.ay#comment-12894</link>
		<dc:creator>farid.b.m</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.hbayat.azerblog.com/1389_06_28_Say=1257.ay#comment-12894</guid>
		<description>نکته اول اينکه علي دايي اهل اردبيل است نه تبريز که نوشتيد :  از دست توهين‌هاي همشهريانش عصباني است 
اردبيلي ها عاشق علي دايي هستند و هيچگاه مانند طرفداران تراکتور به دايي توهين نمي کنند 
سند عشق مردم اردبيل به دايي سطح شهر است که تقريبا همه ي مغازه بر سردر شان عکس او را زده اند
نکته ي ديگر در مورد اينکه نوشته ايد زبان ترکي آذربايجاني را در گذشته خود جا مي‌گذارد اين است که اگر چنين بود علي دايي در مصاحبه هايش عنوان نمي کرد که به اذري بودنش افتخار مي کند
در مورد ستاره هاي پارسي اولا اينکه اين بحثي قديمي است و شمايي که اين موضوع را مطرح کرده ايد بايد با اطلاعات نسبت به اين موضوع به ميان مي اوردينش ستاره هاي پارسي موضوعي سياسي داشت و به علي دايي ورزشکار مربوط نمي شد دوما افراد با نفوذتر از دايي به اين مثاله اعتراض کردند که متاسفانه مسئولين پاي خود را در يک کفش فرو کرده بودند و شعارشان را تغيير ندادند 
در پايان اميدوارم شما هايي که قيافه حق به جانب مي گيريد و هميشه طلبکار هستيد قدري  هم به پيشرفت اذربايجان فکر کنيد با تخريب افتخارات اذربايجان هيچگاه پيشرفت نخواهيم کرد 
ياشاسن علي دايي

------

دوست عزیز از اینکه تا به حال کامینت شما تایید نشده به جهت این است که این وبلاگ فیلتر شده و شبه متروکه است.
اما موضوعاتی که در این کامینت یا کامینتهای قبلی مطرح کرده‌اید. نوشته‌اید « علي دايي اهل اردبيل است نه تبريز که نوشتيد :  از دست توهين‌هاي همشهريانش عصباني است » درست است آقای دایی اردبیلی است، اما اصطلاح همشهری یک اصطلاح ویژه‌ایست که سابقه تقریبا صد ساله در آذربایجان دارد و  همه کسانی که به زبان ترکی آذربایجانی صحبت می‌کنند در مواجهه با یکدیگر بخصوص در شهرهایی مثل تهران، مشهد، قم و ... همدیگر را همشهری خطاب می‌کنند. و در اینجا منظور از شهر شاید همان زبانشهری یا منطقه آذربایجان باشد. حتی فارسی زبانها نیز نمی‌گویند فلانی همزبان شماست بلکه میگویند فلانی همشهری شماست. دوم اینکه هواداران تراکتور سازی در باشگاه یادگار امام تنها تبریزیها نیستند بلکه هزاران هوادار از تمام شهرهای آذربایجان از جمله خود اردبیل و شهرهای دورتری مثل همدان و قزوین برای تشویق تیم به تبریز می‌روند. لذا نمی‌شود گفت که تبریزیها این شعار را داده‌اند. بلکه همه هواداران تراکتورسازی در یک مقطعی از دست آقای دایی عصبانی شده‌‌اند.
نوشته‌اید: «... اگر چنين بود علي دايي در مصاحبه هايش عنوان نمي کرد که به اذري بودنش افتخار مي کند» اصلا به باور اکثر فعالان آذربایجانی  استفاده از این تعبیر «آذری بودن» خودش یک حرکت ضدآذربایجانی است. دوم اینکه بسیاری از کسانی که در جبهه مقابل هویت خواهان آذربایجانی گرفته‌اند نیز به آذری بودن خود افتخار می‌کنند و این مسئله چیزی را عوض نمی‌کند. البته مفهوم این حرف این نیست که خدای نکرده آقای علی دایی در مقابل هویت خواهان آذربجانی قرار گرفته است.
نوشته‌اید: «در مورد ستاره هاي پارسي اولا اينکه اين بحثي قديمي است و شمايي که اين موضوع را مطرح کرده ايد بايد با اطلاعات نسبت به اين موضوع به ميان مي اوردينش ستاره هاي پارسي موضوعي سياسي داشت و به علي دايي ورزشکار مربوط نمي شد» اگر آقای دایی سیاسی نیست پس چرا در مورد یک موضوع سیاسی اظهار نظر می‌کند. تیتر بعضی از سایتها در آن موقع این بود: "علی دایی: چرا باید در ورزشگاه یادگار امام آتاتورک تشویق شود؟"  آیای این یک موضوع سیاسی نیست؟ یا وقتی که پای دفاع از هویت آذربایجان به میان میاید ایشان سیاسی نیستند؟
نوشته‌اید « در پايان اميدوارم شما هايي که قيافه حق به جانب مي گيريد و هميشه طلبکار هستيد قدري  هم به پيشرفت اذربايجان فکر کنيد با تخريب افتخارات اذربايجان هيچگاه پيشرفت نخواهيم کرد » دوست عزیز پیشرفت تنها زمانی میسر است که زیر ساختهای فکری یک جامعه سالم باشد. تا زمانی که زیرساختهای فکری جامعه آذربایجان و نخبگان آن اصلاح نشده است همه چیز آب در هاون کوبیدن است. ما نیز قیافه حق به جانب نمی‌گیریم و شرمنده آذربایجان هستیم. شرمنده از اینکه به اندازه کافی از پتانسل‌هایی که خداوند متعال در اختیار ما قرار داده است از این پتانسیل‌ها برای پیشرفت و توسعه همه جانبه آذربایجان استفاده مناسب نکرده‌ایم.
</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>نکته اول اينکه علي دايي اهل اردبيل است نه تبريز که نوشتيد :  از دست توهين‌هاي همشهريانش عصباني است<br />
اردبيلي ها عاشق علي دايي هستند و هيچگاه مانند طرفداران تراکتور به دايي توهين نمي کنند<br />
سند عشق مردم اردبيل به دايي سطح شهر است که تقريبا همه ي مغازه بر سردر شان عکس او را زده اند<br />
نکته ي ديگر در مورد اينکه نوشته ايد زبان ترکي آذربايجاني را در گذشته خود جا مي‌گذارد اين است که اگر چنين بود علي دايي در مصاحبه هايش عنوان نمي کرد که به اذري بودنش افتخار مي کند<br />
در مورد ستاره هاي پارسي اولا اينکه اين بحثي قديمي است و شمايي که اين موضوع را مطرح کرده ايد بايد با اطلاعات نسبت به اين موضوع به ميان مي اوردينش ستاره هاي پارسي موضوعي سياسي داشت و به علي دايي ورزشکار مربوط نمي شد دوما افراد با نفوذتر از دايي به اين مثاله اعتراض کردند که متاسفانه مسئولين پاي خود را در يک کفش فرو کرده بودند و شعارشان را تغيير ندادند<br />
در پايان اميدوارم شما هايي که قيافه حق به جانب مي گيريد و هميشه طلبکار هستيد قدري  هم به پيشرفت اذربايجان فکر کنيد با تخريب افتخارات اذربايجان هيچگاه پيشرفت نخواهيم کرد<br />
ياشاسن علي دايي</p>
<p>&#8212;&#8212;</p>
<p>دوست عزیز از اینکه تا به حال کامینت شما تایید نشده به جهت این است که این وبلاگ فیلتر شده و شبه متروکه است.<br />
اما موضوعاتی که در این کامینت یا کامینتهای قبلی مطرح کرده‌اید. نوشته‌اید « علي دايي اهل اردبيل است نه تبريز که نوشتيد :  از دست توهين‌هاي همشهريانش عصباني است » درست است آقای دایی اردبیلی است، اما اصطلاح همشهری یک اصطلاح ویژه‌ایست که سابقه تقریبا صد ساله در آذربایجان دارد و  همه کسانی که به زبان ترکی آذربایجانی صحبت می‌کنند در مواجهه با یکدیگر بخصوص در شهرهایی مثل تهران، مشهد، قم و &#8230; همدیگر را همشهری خطاب می‌کنند. و در اینجا منظور از شهر شاید همان زبانشهری یا منطقه آذربایجان باشد. حتی فارسی زبانها نیز نمی‌گویند فلانی همزبان شماست بلکه میگویند فلانی همشهری شماست. دوم اینکه هواداران تراکتور سازی در باشگاه یادگار امام تنها تبریزیها نیستند بلکه هزاران هوادار از تمام شهرهای آذربایجان از جمله خود اردبیل و شهرهای دورتری مثل همدان و قزوین برای تشویق تیم به تبریز می‌روند. لذا نمی‌شود گفت که تبریزیها این شعار را داده‌اند. بلکه همه هواداران تراکتورسازی در یک مقطعی از دست آقای دایی عصبانی شده‌‌اند.<br />
نوشته‌اید: «&#8230; اگر چنين بود علي دايي در مصاحبه هايش عنوان نمي کرد که به اذري بودنش افتخار مي کند» اصلا به باور اکثر فعالان آذربایجانی  استفاده از این تعبیر «آذری بودن» خودش یک حرکت ضدآذربایجانی است. دوم اینکه بسیاری از کسانی که در جبهه مقابل هویت خواهان آذربایجانی گرفته‌اند نیز به آذری بودن خود افتخار می‌کنند و این مسئله چیزی را عوض نمی‌کند. البته مفهوم این حرف این نیست که خدای نکرده آقای علی دایی در مقابل هویت خواهان آذربجانی قرار گرفته است.<br />
نوشته‌اید: «در مورد ستاره هاي پارسي اولا اينکه اين بحثي قديمي است و شمايي که اين موضوع را مطرح کرده ايد بايد با اطلاعات نسبت به اين موضوع به ميان مي اوردينش ستاره هاي پارسي موضوعي سياسي داشت و به علي دايي ورزشکار مربوط نمي شد» اگر آقای دایی سیاسی نیست پس چرا در مورد یک موضوع سیاسی اظهار نظر می‌کند. تیتر بعضی از سایتها در آن موقع این بود: &#8220;علی دایی: چرا باید در ورزشگاه یادگار امام آتاتورک تشویق شود؟&#8221;  آیای این یک موضوع سیاسی نیست؟ یا وقتی که پای دفاع از هویت آذربایجان به میان میاید ایشان سیاسی نیستند؟<br />
نوشته‌اید « در پايان اميدوارم شما هايي که قيافه حق به جانب مي گيريد و هميشه طلبکار هستيد قدري  هم به پيشرفت اذربايجان فکر کنيد با تخريب افتخارات اذربايجان هيچگاه پيشرفت نخواهيم کرد » دوست عزیز پیشرفت تنها زمانی میسر است که زیر ساختهای فکری یک جامعه سالم باشد. تا زمانی که زیرساختهای فکری جامعه آذربایجان و نخبگان آن اصلاح نشده است همه چیز آب در هاون کوبیدن است. ما نیز قیافه حق به جانب نمی‌گیریم و شرمنده آذربایجان هستیم. شرمنده از اینکه به اندازه کافی از پتانسل‌هایی که خداوند متعال در اختیار ما قرار داده است از این پتانسیل‌ها برای پیشرفت و توسعه همه جانبه آذربایجان استفاده مناسب نکرده‌ایم.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>Comment on علی دایی، پرداختن به معلول و غفلت از متغیرها / سید حیدر بیات by savalan</title>
		<link>http://www.hbayat.azerblog.com/1389_06_28_Say=1257.ay#comment-12892</link>
		<dc:creator>savalan</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.hbayat.azerblog.com/1389_06_28_Say=1257.ay#comment-12892</guid>
		<description>لطفا جواب بدید. اگه قانع نشدید آدرس بدبد هر کجای آذربایجان که بگید میام.
من عاشق آذربایجان و عاشق علی دایی هستم. خواهش میکنم جواب بدبد</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>لطفا جواب بدید. اگه قانع نشدید آدرس بدبد هر کجای آذربایجان که بگید میام.<br />
من عاشق آذربایجان و عاشق علی دایی هستم. خواهش میکنم جواب بدبد</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>Comment on علی دایی، پرداختن به معلول و غفلت از متغیرها / سید حیدر بیات by savalan</title>
		<link>http://www.hbayat.azerblog.com/1389_06_28_Say=1257.ay#comment-12891</link>
		<dc:creator>savalan</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.hbayat.azerblog.com/1389_06_28_Say=1257.ay#comment-12891</guid>
		<description>اقای بیات با تمام احترامی که برای شما قائل هستم و از مصاحبه اخر علی دایی هم ناراحتم ولی از متن بالا چند انتقاد دارم.
1- شما با عدم شناخت از همسر علی دایی نوشتید چون او با همسرش فارسی حرف می زند  و ترکی را در گذشته جا گذاشته است نمی تواند سهمی از اذربایجانی بودن داشته باشد. اقای بیات همسر علی دایی متولد اذربایجان و بزرگ شده ی تهران است و از کودکی فارسی حرف زده و الان یک فارس است. پس علی دایی مجبور به فارسی حرف زدن با همسرش است و ضمنا رفتار دایی در داخل خانه  فکر نکنم به کسی جز دایی مربوط باشد. و فرزند علی دایی به تازگی متولد شده و خواهید دید که دایی به او ترکی خواهد اموخت.2- گفتید علی دایی به واسطه کمک یا توجه دولتمردان به اینجا رسیده ، شما با این حرف تمام عرضه علی دایی را زیر سوال بردید. او 109 گل ملی دارد. یه تنه سایپا رو قهرمان لیگ کرد. حالا اینا به هیچ ،این همه افتخار در خارج از کشور رو چی میگید؟
او به 5زبان زنده دنیا مسلط است ، در صنعتی شریف درس خوانده و...

---
فکر می‌کنم ما در این مقاله به اندازه کافی از شایستگیهای آقای دایی سخن گفته‌ایم و اصولا اگر ایشان انسان توانمندی نبود نیازی به این همه نقد و بررسی و بحث نیز نبود. اما در مورد اینکه همسر آقای دایی فارسی را بلد نیست و اینکه رفتار دایی در داخل خانه به کسی ربط ندارد و ... باید عرض کنم که درست است رفتار ایشان در داخل خانه به ما مربوط نیست اما آن اندازه که ایشان خودشان مسئله را در رسانه ملی مطرح کرده‌اند و همه مردم ایران فهمیده‌اند که قهرمان ملی‌شان در خانه با همسرش به زبان مادری خود حرف نمی‌زند قابل بحث و بررسی است و دیگر مسئله داخل خانه نیست. اما اینکه گفته‌اید: «همسر ایشان الان یک فارس است» این مسئله از جهات عدیده‌ای قابل بررسی است.
یک: آیا کسی که زبان دیگری را یاد گرفت از اهل آن زبان میشود. مثلن یک کودک آذربایجانی زبان روسی را یاد گرفت میشود گفت او یک روس است؟ 
دو: فرض کنیم که آقای دایی فارس زبان و همسرش ترک زبان بود آیا در اینصورت آقای دایی با همسر خود به ترکی صحبت می‌کردند؟ به این دلیل که همسرش یک ترک است؟ 
این مسئله اکنون به معضل جامعه ما تبدیل شده است و در واقع یک مسئله عمومی است و ربطی به این شخصیت و آن شخصیت هم ندارد. اکنون کمتر کسی حاضر است زبان ترکی را آموزش ببیند. حال سؤال اینجاست که اشخاصی در وزن و تشخص آقای علی دایی هم تسلیم این جریان شوند و کاری برای حل این معضل (حداقل در حیطه‌های محدود و شخصی) اقدام نکنند چه کار باید کرد؟
 آیا زبان مادری ما اینقدر بی‌ارزش است که با توجیهات غیر منطقی خود بتوانیم آنرا فراموش کنیم و به تعبیر دیگر آن را دم در خانه گذاشته و سپس داخل خانه شویم؟
چون بخشی از این مباحث به هر حال به زندگی خصوصی افراد مربوط میشود، برای مراعات مسائل اخلاقی و قانونی بیشتر از این بحث نمی‌کنم. همانقدر میدانم که برای حرف نزدن به زبان مادری در کشوری که در آن به دنیا آمده‌ای و تمام تلاشت را برای سربلندی آن انجام داده‌ای، هیچ نوع اجباری نباید باشد در غیر آنصورت اسم آن نه اجبار بلکه یک فاجعه فرهنگی – اجتماعی است. 
*
و در پایان اینکه بعضی از دوستانی که اخیرا کامینت می‌نویسند گویا از خواندن به زبان مادری خود محروم هستند. چون آخرین پست این وبلاگ پستی است مربوط به فیلتر شدن این وبلاگ و اعلام اینکه تا اطلاع ثانوی تعطیل است.
</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>اقای بیات با تمام احترامی که برای شما قائل هستم و از مصاحبه اخر علی دایی هم ناراحتم ولی از متن بالا چند انتقاد دارم.<br />
۱- شما با عدم شناخت از همسر علی دایی نوشتید چون او با همسرش فارسی حرف می زند  و ترکی را در گذشته جا گذاشته است نمی تواند سهمی از اذربایجانی بودن داشته باشد. اقای بیات همسر علی دایی متولد اذربایجان و بزرگ شده ی تهران است و از کودکی فارسی حرف زده و الان یک فارس است. پس علی دایی مجبور به فارسی حرف زدن با همسرش است و ضمنا رفتار دایی در داخل خانه  فکر نکنم به کسی جز دایی مربوط باشد. و فرزند علی دایی به تازگی متولد شده و خواهید دید که دایی به او ترکی خواهد اموخت.۲- گفتید علی دایی به واسطه کمک یا توجه دولتمردان به اینجا رسیده ، شما با این حرف تمام عرضه علی دایی را زیر سوال بردید. او ۱۰۹ گل ملی دارد. یه تنه سایپا رو قهرمان لیگ کرد. حالا اینا به هیچ ،این همه افتخار در خارج از کشور رو چی میگید؟<br />
او به ۵زبان زنده دنیا مسلط است ، در صنعتی شریف درس خوانده و&#8230;</p>
<p>&#8212;<br />
فکر می‌کنم ما در این مقاله به اندازه کافی از شایستگیهای آقای دایی سخن گفته‌ایم و اصولا اگر ایشان انسان توانمندی نبود نیازی به این همه نقد و بررسی و بحث نیز نبود. اما در مورد اینکه همسر آقای دایی فارسی را بلد نیست و اینکه رفتار دایی در داخل خانه به کسی ربط ندارد و &#8230; باید عرض کنم که درست است رفتار ایشان در داخل خانه به ما مربوط نیست اما آن اندازه که ایشان خودشان مسئله را در رسانه ملی مطرح کرده‌اند و همه مردم ایران فهمیده‌اند که قهرمان ملی‌شان در خانه با همسرش به زبان مادری خود حرف نمی‌زند قابل بحث و بررسی است و دیگر مسئله داخل خانه نیست. اما اینکه گفته‌اید: «همسر ایشان الان یک فارس است» این مسئله از جهات عدیده‌ای قابل بررسی است.<br />
یک: آیا کسی که زبان دیگری را یاد گرفت از اهل آن زبان میشود. مثلن یک کودک آذربایجانی زبان روسی را یاد گرفت میشود گفت او یک روس است؟<br />
دو: فرض کنیم که آقای دایی فارس زبان و همسرش ترک زبان بود آیا در اینصورت آقای دایی با همسر خود به ترکی صحبت می‌کردند؟ به این دلیل که همسرش یک ترک است؟<br />
این مسئله اکنون به معضل جامعه ما تبدیل شده است و در واقع یک مسئله عمومی است و ربطی به این شخصیت و آن شخصیت هم ندارد. اکنون کمتر کسی حاضر است زبان ترکی را آموزش ببیند. حال سؤال اینجاست که اشخاصی در وزن و تشخص آقای علی دایی هم تسلیم این جریان شوند و کاری برای حل این معضل (حداقل در حیطه‌های محدود و شخصی) اقدام نکنند چه کار باید کرد؟<br />
 آیا زبان مادری ما اینقدر بی‌ارزش است که با توجیهات غیر منطقی خود بتوانیم آنرا فراموش کنیم و به تعبیر دیگر آن را دم در خانه گذاشته و سپس داخل خانه شویم؟<br />
چون بخشی از این مباحث به هر حال به زندگی خصوصی افراد مربوط میشود، برای مراعات مسائل اخلاقی و قانونی بیشتر از این بحث نمی‌کنم. همانقدر میدانم که برای حرف نزدن به زبان مادری در کشوری که در آن به دنیا آمده‌ای و تمام تلاشت را برای سربلندی آن انجام داده‌ای، هیچ نوع اجباری نباید باشد در غیر آنصورت اسم آن نه اجبار بلکه یک فاجعه فرهنگی – اجتماعی است.<br />
*<br />
و در پایان اینکه بعضی از دوستانی که اخیرا کامینت می‌نویسند گویا از خواندن به زبان مادری خود محروم هستند. چون آخرین پست این وبلاگ پستی است مربوط به فیلتر شدن این وبلاگ و اعلام اینکه تا اطلاع ثانوی تعطیل است.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>Comment on نامه سرگشاده یک دانشجوی قشقایی به استاد بهمن‌بیگی: به رنساس فرهنگ و زبان ترک‌های ایران بپیوندید! by مراد نادری</title>
		<link>http://www.hbayat.azerblog.com/1386_10_16_Say=378.ay#comment-12860</link>
		<dc:creator>مراد نادری</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.hbayat.azerblog.com/1386_10_16_Say=378.ay#comment-12860</guid>
		<description>جوابیه
نثر این مقاله بسیار آرمانگرا ولذا بسیار دلنشین است. امامیخواستم به چند مورد اشاره داشته باشم:
     1- همه ما (بجز عده ای انگشت شمار) از استعمار متنفر واز استعمار گر بیزاریم وایلمان زبانزد مبارزات بیگانه ستیزی است از جمله استاد بهمن بیگی که همراه خانواده اش سالها تبعید بوده و درد دوری از ایل را متحمل شده است (ودر نوشته هایش مکررا به آن اشاره کرده است). قبل از فعالیت های آموزشی در کنار سران ایل با حکومت مرکزی آن زمان مبارزه نموده است. درد آوارگی وغربت وسلطه فرهنگ دیگران را با پوست واستخوان چشیده است.وحتما بسیار تامل کرده است که چه باید کرد. راهکار های عملی (نه آرمانگرایانه ودور از دسترس) را سنجیده است. ما ممکن است آرزوهای دور و درازی داشته باشیم اما همه آن آرزوها تمام وکمال و یکجا نصیبمان نمیشود. دیدگاه (همه یا هیچ) دیگر کاربرد ندارد و بزرگان و عاقلان با در نظر داشت واقعیت های زمان خود سعی میکنند حداقل ها را بسنجند تا شاید از آن طریق به بقیه آمال آرمانی خود دست یابند وبسیار اتفاق افتاده است که با این حداقل ها و پیگیری های مستمربعدی به خیلی از آنها دست یافته اند (که قبلا دستیابی به آنها غیر ممکن به نظر میرسیده است).
     2- استاد بهمن بیگی فقط یک فرد از افراد ایل بوده است که بیش از بقیه به دردهای ایل واقف بوده و در درمان این درد ها نهایت تلاش را نموده و حتی از خود گذشتگی کرده است. ایشان در کرسی قدرت ملی قرار نداشته است. پادشاه مملکت نبوده و در ارگان های رسمی قدرت حضور نداشته است که بتواند به ارمان های من و شما تحقق بخشد و در مجلس نبوده است که تدریس زبان های دیگر را به تصویب برساند. ایشان با نبوغی که داشته توانسته است واقعیت زمانش را به درستی تشخیص دهد و نهایت بهره برداری را به نفع ایلش بعمل آورد.ایشان یک مدیر کل (فعال) بوده است. کدام مدیر کل یا حتی وزیری را سراغ دارید که بتواند بر خلاف مشی حکومت زمان در سازمان زیر دستش ارمان های قوم خاصی را در صدر قرار دهد.و بتواند آنرا عملی کند؟ایشان اگر در چارچوب عمل نمیکرد لحظه ای هم قادر نبود کار عظیم خود را پیش ببرد و در همان قدمهای اوی متوقفش میکردند و نمیتوانست هزاران معلم وقاضی و دکتر و.......تحویل جامعه دهد.نمیتوانست صد ها هزار عشایر را خواندن و نوشتن (حتی به زبان به قول شما تحمیلی اما رسمی مملکت )  بیاموزد. نمیتوانست جان هزاران  زن ایل را نجات دهد  و....
آیا ایشان میبایست دست روی دست بگذارد وشاهد بیسوادی و بدبختی روزافزون افراد ایلش باشد و دندان روی جگر بگذارد و منتظر روزی بماند تا اجازه آموزش به زبان مادری صادر گردد ویا بطریقی کسب گردد و آن موقع اقدام به اجرای کارهای معجزه آسای خود نماید؟بیایید منصف باشیم و واقعیت زمان را درک کنیم.ایشان کسی بود که کار امروزش را به فردا نیفکند و از هر فرصتی ماهرانه وصادقانه (جهت خدمت به افراد ایلش وجامعه عشایر) بیشترین و مناسبترین استفاده را کرد.میدانیم با سوادی افراد مهمترین وبهترین وسیله جهت رهایی از انقیاد ستمگران و مستبدین زمان است لذا اگرچه مخالف انتقاد نیستم و آنرا سازنده هم میدانم ولی انتقاد شما را آنهم در زمینه (عدم تدریس زبان ترکی در مدارس عشایری) نمپسندم.
     3- چه خوب بود شما مقاله تان را به اسم مینوشتید و در زمان حیات ایشان شخصا به ایشان ارایه میکردید اطمینان دارم جواب قانع کننده ای دریافت میکردید. وایشان شاید در اواخر غروب عمر پر برکتشان (همانطور که خودتان حواستار بودید) کتابی یا مقاله ای منتشر میکردند.
 در پایان ایشان نیازی به وکیل مدافعی (مثل من) نداشتند لذا من این مقاله را در مقام وظیفه بعنوان یکی از دوست دارانش نوشته ام. روحش شاد نامش جاوید باد

---

جناب آقای نادری!
از کامنت منطقی و بحث‌های شما لذت بردم. امیدوارم عزیزی که این مقاله را برای ما ارسال کرده است خودش نیز مطلب شما را ببینند و اگر ملاحظه‌ای دارند بنویسند. من تنها به یک نکته‌ای که به نظرم رسید اشاره می‌کنم. نوشته‌اید« استاد بهمن بیگی فقط یک فرد از افراد ایل بوده است که بیش از بقیه به دردهای ایل واقف بوده و در درمان این درد ها نهایت تلاش را نموده و حتی از خود گذشتگی کرده است. ایشان در کرسی قدرت ملی قرار نداشته است. پادشاه مملکت نبوده و در ارگان های رسمی قدرت حضور نداشته است که بتواند به ارمان های من و شما تحقق بخشد و در مجلس نبوده است که تدریس زبان های دیگر را به تصویب برساند. ... لذا اگرچه مخالف انتقاد نیستم و آنرا سازنده هم میدانم ولی انتقاد شما را آنهم در زمینه (عدم تدریس زبان ترکی در مدارس عشایری) نمپسندم.» 
نکته‌ای که به نظر بنده رسید این بود که طبیعی است که ما از آقای بهمن بیگی انتظار نداشتیم کار مجلس و دولت را انجام بدهد و قانونی را تصویب یا اجرایی کند. انتقادی که به آقای بهمن بیگی وارد است ایشان در کنار علاقه غیر عادی به زبان فارسی، ترک ستیز بودند. ایشان می‌نویسد:
 « من با آنکه در خانواده ای ترک زبان به دنیا آمده ام عاشق بی قرار زبان فارسی هستم. از این حیث شباهت زیادی به مرحوم سلطان محمود غزنوی دارم. آن مرحوم هم با آنکه در خانواده ای ترک زبان به دنیا آمده بود عاشق زبان فارسی بود و دربار باشکوهش را پر کرده بود از شاعران فارسی گو. پیش خـودتـان بمـانـد و جایـی درز نکند کـه تـرک زبان های آسیای میانه، دور و نزدیک بلاهای بزرگی برای ایران و همسایگان ایران بوده اند. آنها با قوم و خویش های تاتار و مغولشان جز قتل و غارت سوغات دیگری برای مـردم سرزمین مـا نداشتـه اند. ولـی انصـافـا فهمیـده یا نفهمیده از عهده انجام یک خدمت عظیم فرهنگی هم برآمده اند: کمک به رواج زبان فارسی. مـن بـه همین دلیل همـه گناهـان این قوم و قبیله را می بخشم و از شما هم می خواهم که آنها را ببخشید. هر چه برده اند و خورده اند حلالشان باد. این جماعت جنگجو، زبان صیقل نیافته خودشان را بر مردم ما تحمیل نکردند. فرهنگستان زبان ترکی به وجود نیاوردند، فرمان استعمال لغات پر طمطراق خودشان را صادر نفرمودند و با همه بت شکنی ها و تعصبات دینی به اشارات خلفای بغداد برای ترویج زبان عربی ارج ننهادند و اجازه دادند زبان فارسی بر سر جای خود بماند و رونق یابد. زبان فارسی ماند و رونق یافت و در بحرانی ترین زمانها در یکی از چهار راه های طوفان زا و پر عبور و مرور جهان پا بر جا ایستاد و وحدت، قومیت و استقلال فرهنگی معنوی ما را محکم و استوار نگاه داشت. مصر کهنسال تسلیم زبان بیگانه شد. مشرق مدیترانه و شمال آفریقا راهی جز این نیافت. آسیای صغیر اسیر ترکی عثمانی گشت، ....زبان فارسی، شعر فارسی و ادبیات فارسی مرزهای واقعی ایران را مشخص کرده است.....ما باید همه فارسی زبانان را هموطن خود بدانیم. چگونه ممکن است که مردم هرات و غزنه و سمرقند و خُجند و فرغانه و بدخشان را بیگانه بدانیم و بخوانیم. این شهرها و ولایات برای ما همان قدر گرامی و عزیزند که شیراز و اصفهان و تبریز و تهران. آموزش عشایر با همت گروهی جوان مشتاق و غیرتمند، در زوایای دور افتاده کشور سرگرم خدمت به زبان فارسی بود و این زبان شایسته خدمت بود... »
http://iran89.wordpress.com/2010/05/01/%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%88-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D8%B9%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%B1%D8%AD/

و در مصاحبه‌ای با ایسنا که متاسفانه الان لینکش را پیدا نکردم صریحا گفته‌اند که زبان ترکی ایل باید از بین برود و زبان فارسی جایگزین آن شود. به یقین آن مرحوم برای از بین بردن زبان یک ملت‌های (ملت عرب و ترک) دلایلی داشته است که این دلایل باید نقد و بررسی شوند. از مجموع سخنان آقای بهمن بیگی بر می‌آید که اگر بخشنامه‌ای مبنی بر تدریس ترکی در مدارس قشقایی صادر می‌شد ایشان در حد توان مانع اجرای آن می‌شد.
</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>جوابیه<br />
نثر این مقاله بسیار آرمانگرا ولذا بسیار دلنشین است. امامیخواستم به چند مورد اشاره داشته باشم:<br />
     ۱- همه ما (بجز عده ای انگشت شمار) از استعمار متنفر واز استعمار گر بیزاریم وایلمان زبانزد مبارزات بیگانه ستیزی است از جمله استاد بهمن بیگی که همراه خانواده اش سالها تبعید بوده و درد دوری از ایل را متحمل شده است (ودر نوشته هایش مکررا به آن اشاره کرده است). قبل از فعالیت های آموزشی در کنار سران ایل با حکومت مرکزی آن زمان مبارزه نموده است. درد آوارگی وغربت وسلطه فرهنگ دیگران را با پوست واستخوان چشیده است.وحتما بسیار تامل کرده است که چه باید کرد. راهکار های عملی (نه آرمانگرایانه ودور از دسترس) را سنجیده است. ما ممکن است آرزوهای دور و درازی داشته باشیم اما همه آن آرزوها تمام وکمال و یکجا نصیبمان نمیشود. دیدگاه (همه یا هیچ) دیگر کاربرد ندارد و بزرگان و عاقلان با در نظر داشت واقعیت های زمان خود سعی میکنند حداقل ها را بسنجند تا شاید از آن طریق به بقیه آمال آرمانی خود دست یابند وبسیار اتفاق افتاده است که با این حداقل ها و پیگیری های مستمربعدی به خیلی از آنها دست یافته اند (که قبلا دستیابی به آنها غیر ممکن به نظر میرسیده است).<br />
     ۲- استاد بهمن بیگی فقط یک فرد از افراد ایل بوده است که بیش از بقیه به دردهای ایل واقف بوده و در درمان این درد ها نهایت تلاش را نموده و حتی از خود گذشتگی کرده است. ایشان در کرسی قدرت ملی قرار نداشته است. پادشاه مملکت نبوده و در ارگان های رسمی قدرت حضور نداشته است که بتواند به ارمان های من و شما تحقق بخشد و در مجلس نبوده است که تدریس زبان های دیگر را به تصویب برساند. ایشان با نبوغی که داشته توانسته است واقعیت زمانش را به درستی تشخیص دهد و نهایت بهره برداری را به نفع ایلش بعمل آورد.ایشان یک مدیر کل (فعال) بوده است. کدام مدیر کل یا حتی وزیری را سراغ دارید که بتواند بر خلاف مشی حکومت زمان در سازمان زیر دستش ارمان های قوم خاصی را در صدر قرار دهد.و بتواند آنرا عملی کند؟ایشان اگر در چارچوب عمل نمیکرد لحظه ای هم قادر نبود کار عظیم خود را پیش ببرد و در همان قدمهای اوی متوقفش میکردند و نمیتوانست هزاران معلم وقاضی و دکتر و&#8230;&#8230;.تحویل جامعه دهد.نمیتوانست صد ها هزار عشایر را خواندن و نوشتن (حتی به زبان به قول شما تحمیلی اما رسمی مملکت )  بیاموزد. نمیتوانست جان هزاران  زن ایل را نجات دهد  و&#8230;.<br />
آیا ایشان میبایست دست روی دست بگذارد وشاهد بیسوادی و بدبختی روزافزون افراد ایلش باشد و دندان روی جگر بگذارد و منتظر روزی بماند تا اجازه آموزش به زبان مادری صادر گردد ویا بطریقی کسب گردد و آن موقع اقدام به اجرای کارهای معجزه آسای خود نماید؟بیایید منصف باشیم و واقعیت زمان را درک کنیم.ایشان کسی بود که کار امروزش را به فردا نیفکند و از هر فرصتی ماهرانه وصادقانه (جهت خدمت به افراد ایلش وجامعه عشایر) بیشترین و مناسبترین استفاده را کرد.میدانیم با سوادی افراد مهمترین وبهترین وسیله جهت رهایی از انقیاد ستمگران و مستبدین زمان است لذا اگرچه مخالف انتقاد نیستم و آنرا سازنده هم میدانم ولی انتقاد شما را آنهم در زمینه (عدم تدریس زبان ترکی در مدارس عشایری) نمپسندم.<br />
     ۳- چه خوب بود شما مقاله تان را به اسم مینوشتید و در زمان حیات ایشان شخصا به ایشان ارایه میکردید اطمینان دارم جواب قانع کننده ای دریافت میکردید. وایشان شاید در اواخر غروب عمر پر برکتشان (همانطور که خودتان حواستار بودید) کتابی یا مقاله ای منتشر میکردند.<br />
 در پایان ایشان نیازی به وکیل مدافعی (مثل من) نداشتند لذا من این مقاله را در مقام وظیفه بعنوان یکی از دوست دارانش نوشته ام. روحش شاد نامش جاوید باد</p>
<p>&#8212;</p>
<p>جناب آقای نادری!<br />
از کامنت منطقی و بحث‌های شما لذت بردم. امیدوارم عزیزی که این مقاله را برای ما ارسال کرده است خودش نیز مطلب شما را ببینند و اگر ملاحظه‌ای دارند بنویسند. من تنها به یک نکته‌ای که به نظرم رسید اشاره می‌کنم. نوشته‌اید« استاد بهمن بیگی فقط یک فرد از افراد ایل بوده است که بیش از بقیه به دردهای ایل واقف بوده و در درمان این درد ها نهایت تلاش را نموده و حتی از خود گذشتگی کرده است. ایشان در کرسی قدرت ملی قرار نداشته است. پادشاه مملکت نبوده و در ارگان های رسمی قدرت حضور نداشته است که بتواند به ارمان های من و شما تحقق بخشد و در مجلس نبوده است که تدریس زبان های دیگر را به تصویب برساند. &#8230; لذا اگرچه مخالف انتقاد نیستم و آنرا سازنده هم میدانم ولی انتقاد شما را آنهم در زمینه (عدم تدریس زبان ترکی در مدارس عشایری) نمپسندم.»<br />
نکته‌ای که به نظر بنده رسید این بود که طبیعی است که ما از آقای بهمن بیگی انتظار نداشتیم کار مجلس و دولت را انجام بدهد و قانونی را تصویب یا اجرایی کند. انتقادی که به آقای بهمن بیگی وارد است ایشان در کنار علاقه غیر عادی به زبان فارسی، ترک ستیز بودند. ایشان می‌نویسد:<br />
 « من با آنکه در خانواده ای ترک زبان به دنیا آمده ام عاشق بی قرار زبان فارسی هستم. از این حیث شباهت زیادی به مرحوم سلطان محمود غزنوی دارم. آن مرحوم هم با آنکه در خانواده ای ترک زبان به دنیا آمده بود عاشق زبان فارسی بود و دربار باشکوهش را پر کرده بود از شاعران فارسی گو. پیش خـودتـان بمـانـد و جایـی درز نکند کـه تـرک زبان های آسیای میانه، دور و نزدیک بلاهای بزرگی برای ایران و همسایگان ایران بوده اند. آنها با قوم و خویش های تاتار و مغولشان جز قتل و غارت سوغات دیگری برای مـردم سرزمین مـا نداشتـه اند. ولـی انصـافـا فهمیـده یا نفهمیده از عهده انجام یک خدمت عظیم فرهنگی هم برآمده اند: کمک به رواج زبان فارسی. مـن بـه همین دلیل همـه گناهـان این قوم و قبیله را می بخشم و از شما هم می خواهم که آنها را ببخشید. هر چه برده اند و خورده اند حلالشان باد. این جماعت جنگجو، زبان صیقل نیافته خودشان را بر مردم ما تحمیل نکردند. فرهنگستان زبان ترکی به وجود نیاوردند، فرمان استعمال لغات پر طمطراق خودشان را صادر نفرمودند و با همه بت شکنی ها و تعصبات دینی به اشارات خلفای بغداد برای ترویج زبان عربی ارج ننهادند و اجازه دادند زبان فارسی بر سر جای خود بماند و رونق یابد. زبان فارسی ماند و رونق یافت و در بحرانی ترین زمانها در یکی از چهار راه های طوفان زا و پر عبور و مرور جهان پا بر جا ایستاد و وحدت، قومیت و استقلال فرهنگی معنوی ما را محکم و استوار نگاه داشت. مصر کهنسال تسلیم زبان بیگانه شد. مشرق مدیترانه و شمال آفریقا راهی جز این نیافت. آسیای صغیر اسیر ترکی عثمانی گشت، &#8230;.زبان فارسی، شعر فارسی و ادبیات فارسی مرزهای واقعی ایران را مشخص کرده است&#8230;..ما باید همه فارسی زبانان را هموطن خود بدانیم. چگونه ممکن است که مردم هرات و غزنه و سمرقند و خُجند و فرغانه و بدخشان را بیگانه بدانیم و بخوانیم. این شهرها و ولایات برای ما همان قدر گرامی و عزیزند که شیراز و اصفهان و تبریز و تهران. آموزش عشایر با همت گروهی جوان مشتاق و غیرتمند، در زوایای دور افتاده کشور سرگرم خدمت به زبان فارسی بود و این زبان شایسته خدمت بود&#8230; »<br />
<a href="http://iran89.wordpress.com/2010/05/01/%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%88-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D8%B9%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%B1%D8%AD/" rel="nofollow">http://iran۸۹.wordpress.com/۲۰۱۰/۰۵/۰۱/%D۸%B۲%D۸%A۸%D۸%A۷%D۹%۸۶-%D۹%۸۱%D۸%A۷%D۸%B۱%D۸%B۳%DB%۸C-%D۹%۸۸-%D۸%A۲%D۹%۸۵%D۹%۸۸%D۸%B۲%D۸%B۴-%D۸%B۹%D۸%B۴%D۸%A۷%DB%۸C%D۸%B۱%D۹%۸۵%D۹%۸۲%D۸%A۷%D۹%۸۴%D۹%۸۷-%D۸%A۷%DB%۸C-%D۸%A۷%D۸%B۲-%D۹%۸۵%D۸%B۱%D۸%AD/</a></p>
<p>و در مصاحبه‌ای با ایسنا که متاسفانه الان لینکش را پیدا نکردم صریحا گفته‌اند که زبان ترکی ایل باید از بین برود و زبان فارسی جایگزین آن شود. به یقین آن مرحوم برای از بین بردن زبان یک ملت‌های (ملت عرب و ترک) دلایلی داشته است که این دلایل باید نقد و بررسی شوند. از مجموع سخنان آقای بهمن بیگی بر می‌آید که اگر بخشنامه‌ای مبنی بر تدریس ترکی در مدارس قشقایی صادر می‌شد ایشان در حد توان مانع اجرای آن می‌شد.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>Comment on گزارش ایرنا از پشت پرده جلسه توهین کویرنشین‌ها به ترکان by قشقايي النن</title>
		<link>http://www.hbayat.azerblog.com/1388_03_05_Say=910.ay#comment-12165</link>
		<dc:creator>قشقايي النن</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.hbayat.azerblog.com/1388_03_05_Say=910.ay#comment-12165</guid>
		<description>ياشاسين تورك آذربايجان وقشقايي الم قشقايي</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>ياشاسين تورك آذربايجان وقشقايي الم قشقايي</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>Comment on و نهایت آلما یولونو کسدیلر by زنگانلی</title>
		<link>http://www.hbayat.azerblog.com/1389_07_22_Say=1267.ay#comment-12136</link>
		<dc:creator>زنگانلی</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.hbayat.azerblog.com/1389_07_22_Say=1267.ay#comment-12136</guid>
		<description>فحشنامه ی عارف قزوینی منشر شد

خاطرات عارف قزوینی با مقدمه ی ایرج افشار توسط انتشارات سخن به قیمت 15000 تومان منتشر شده است. افکار فاشیستی و نژاد پرستانه عارف قزوینی در اشعارش بر کسی پوشیده نیست.  اندکی از پستی و زشتی افکار و اعمال عارف قزوینی را پیشتر دکتر جواد هیئت در ضمن نوشته یی بیان کرده بود. و اینک با انتشار  خاطرات عارف قزوینی سند دیگری از پستی این کوته فکر شونیست فارس آشکار می شود. خاطرات وی که ما از آن با عنوان « فحش نامه ی عارف قزوینی » یاد میکنیم سراسر توهین به ترکان است که برای نمونه فقط  به یک مورد اشاره میشود. 
در صفحه 114 از این کتاب عارف قزوینی نوشته است :
بدبختی زنان ایرانی را یک داستان جداگانه در خور است. بدبختانه یک قسمت از زن هایی که پی به بدبختی خود برده یا می خواهند ببرند ، از آن هایی که ندانسته و نفهمیده اند هزار بار بدبخت ترند . چون زن و مرد این ملت مقلدند .آن هم مقلد چیزهای بد و غلط . کار به آن ها ندارم ، نقدا سر و کارم با جیران ( زن صیغه ایی آذربایجانی عارف قزوینی  ) است. و من او را از بیشتر زن های بدبخت ، بدبخت تر می دانم . حالا که روزگار خوشبختی اوست . همین بس که آقای او منم .
 در خریت هویت است ورا
دیپلم در خریت است ورا
زندگانی با خر ( اشاره عارف به  زن خود  که از ترکان آذربایجان است ) کار مشکلی است. و هر چند اخلاق خوب او باعث شد که بار خریت او را بکشم. دروغ نمی گوید ، دزد نیست ، صمیمی است ، حقیقتا نجیب ، با علاقه ، با گذشت . سیما و صورتش همچون زبانش زننده است ولی شرط اول من با او این بوده که ترکی صحبت نکند و .....</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>فحشنامه ی عارف قزوینی منشر شد</p>
<p>خاطرات عارف قزوینی با مقدمه ی ایرج افشار توسط انتشارات سخن به قیمت ۱۵۰۰۰ تومان منتشر شده است. افکار فاشیستی و نژاد پرستانه عارف قزوینی در اشعارش بر کسی پوشیده نیست.  اندکی از پستی و زشتی افکار و اعمال عارف قزوینی را پیشتر دکتر جواد هیئت در ضمن نوشته یی بیان کرده بود. و اینک با انتشار  خاطرات عارف قزوینی سند دیگری از پستی این کوته فکر شونیست فارس آشکار می شود. خاطرات وی که ما از آن با عنوان « فحش نامه ی عارف قزوینی » یاد میکنیم سراسر توهین به ترکان است که برای نمونه فقط  به یک مورد اشاره میشود.<br />
در صفحه ۱۱۴ از این کتاب عارف قزوینی نوشته است :<br />
بدبختی زنان ایرانی را یک داستان جداگانه در خور است. بدبختانه یک قسمت از زن هایی که پی به بدبختی خود برده یا می خواهند ببرند ، از آن هایی که ندانسته و نفهمیده اند هزار بار بدبخت ترند . چون زن و مرد این ملت مقلدند .آن هم مقلد چیزهای بد و غلط . کار به آن ها ندارم ، نقدا سر و کارم با جیران ( زن صیغه ایی آذربایجانی عارف قزوینی  ) است. و من او را از بیشتر زن های بدبخت ، بدبخت تر می دانم . حالا که روزگار خوشبختی اوست . همین بس که آقای او منم .<br />
 در خریت هویت است ورا<br />
دیپلم در خریت است ورا<br />
زندگانی با خر ( اشاره عارف به  زن خود  که از ترکان آذربایجان است ) کار مشکلی است. و هر چند اخلاق خوب او باعث شد که بار خریت او را بکشم. دروغ نمی گوید ، دزد نیست ، صمیمی است ، حقیقتا نجیب ، با علاقه ، با گذشت . سیما و صورتش همچون زبانش زننده است ولی شرط اول من با او این بوده که ترکی صحبت نکند و &#8230;..</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>Comment on و نهایت آلما یولونو کسدیلر by دومرول</title>
		<link>http://www.hbayat.azerblog.com/1389_07_22_Say=1267.ay#comment-12126</link>
		<dc:creator>دومرول</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.hbayat.azerblog.com/1389_07_22_Say=1267.ay#comment-12126</guid>
		<description>یازیق بو قورخاق اولکه و سیستم کی بله بیر سایتادا دوزه بیلمیر و اونو باغلاییر. بله باغلاماقلار گوجدن ده ییل، بلکه بو سیستم بو باغلاماق لار ایله، اوزون ده فیلتر اله ییب باغلاییر. یازیق بو قورخاق سیستم.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>یازیق بو قورخاق اولکه و سیستم کی بله بیر سایتادا دوزه بیلمیر و اونو باغلاییر. بله باغلاماقلار گوجدن ده ییل، بلکه بو سیستم بو باغلاماق لار ایله، اوزون ده فیلتر اله ییب باغلاییر. یازیق بو قورخاق سیستم.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>Comment on و نهایت آلما یولونو کسدیلر by Ali</title>
		<link>http://www.hbayat.azerblog.com/1389_07_22_Say=1267.ay#comment-12123</link>
		<dc:creator>Ali</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.hbayat.azerblog.com/1389_07_22_Say=1267.ay#comment-12123</guid>
		<description>سلام یولداش.
چوخ تاسوفله بو یازینیزی بویون گوردیم و اوخودیم. آمما منجه بوجور نظریمه گلیر کی هر نه شکیلده اولسادا وبلاگیزا و وب سایتدا یازماقیزا دوام ورین. هم ایران دا چوخلی آداملار فیلترلرین رد اولماسین بولوبلر و هم بو کی ایرانین اشیگینده ده چوخلی آداملار یازیلاریزی اوخویوب و آختاریرلار کی من ده اولارین بیری اولورام. هر حالدا ساغ و اسن قالین.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام یولداش.<br />
چوخ تاسوفله بو یازینیزی بویون گوردیم و اوخودیم. آمما منجه بوجور نظریمه گلیر کی هر نه شکیلده اولسادا وبلاگیزا و وب سایتدا یازماقیزا دوام ورین. هم ایران دا چوخلی آداملار فیلترلرین رد اولماسین بولوبلر و هم بو کی ایرانین اشیگینده ده چوخلی آداملار یازیلاریزی اوخویوب و آختاریرلار کی من ده اولارین بیری اولورام. هر حالدا ساغ و اسن قالین.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>Comment on و نهایت آلما یولونو کسدیلر by سيد حيدر بيات</title>
		<link>http://www.hbayat.azerblog.com/1389_07_22_Say=1267.ay#comment-12109</link>
		<dc:creator>سيد حيدر بيات</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.hbayat.azerblog.com/1389_07_22_Say=1267.ay#comment-12109</guid>
		<description>دوستلارین هامیسیندان تشککور ائدیرم. بیر سیرا دوستلار بس بیزیم کامئنت لره نییه یاییملانماق ایذنی وئرمیرسیز دئیه سوروبلار. اصلینده فیلترینگ مسئله‌سی سبب اولوب اونلارین کامئنت‌لری بیزیم الیمیزه چاتمایا. بوندان دولایی فیلترینگ ائدن‌لرین یئرینه دوستلاردان عوذور دیله‌ییرم.
آيریجا &lt;a href="http://siyamek.blogspot.com/2010/10/alma-yolu-kesilmez_9797.html" rel="nofollow"&gt;&lt;strong&gt;سایین سیامک&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt; بی، سایین &lt;a href="http://anayurdumla.blogspot.com/2010/10/ensiz-yollarimiza-dash-tokulmesin.html" rel="nofollow"&gt;&lt;strong&gt;آیدین ک&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt; بی، &lt;a href="http://dashqapi.blogsky.com/1389/07/24/post-141/" rel="nofollow"&gt;&lt;strong&gt;سایین عابباس&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt; بی و &lt;a href="http://qaraguney.blogfa.com/post-46.aspx" rel="nofollow"&gt;سایین &lt;strong&gt;اسدالله امیری‌&lt;/strong&gt; &lt;/a&gt;آلما یولونون فیلتر اولماغینا اؤز دوشرگه‌لرینده تپگی گؤستریب‌لر. بو دوستلارا اؤز سایقی‌می بیلدیره‌رکن، اومارام بو دوه اونلارین قاپی‌سی‌نین اؤنونده یاتمایا.
---
&lt;strong&gt;کامئنت‌دن سونرا:&lt;/strong&gt; دوغروسو آلمایولو باغلاناندان سونرا دؤرد بلوقچی یولداشین اؤز بلوقلاریندا و اؤز دیلیمیزده گؤستردی‌یی تپکی‌لر یامان ماراقلی‌ ایدی. یانی فکر ائدیرم مثلن آیت الله شیخ اسدالله بیاتین سایتی باغلاناندا دؤرد تحلیلی یازی یازیلمادی. آیریجا بو یازیلارین باشقا بیر اؤزل‌لی‌یی ده وارایدی. تقریبا هئچ کیم دویغوسال چیخیش ائتمه‌میشدی. هر کس اؤز روحیه‌سی و دوشونجه‌سی اساسیندا یول گؤسترمه‌یه چالیشیب مسئله‌نی تحلیل ائتمیشدی. یازیلاردا شوونیسته فیلانا یامان یاووز یازیلمامیشدی. 
بو ساغلام دوشونجه‌لی دوستلاری و ساغلام اورتامی گؤردوکده اینسانی سئوینج بورویور. اگر بو ساغلام اورتامدا من ده یاشاییرام سا، نه موتلو منه.
 </description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>دوستلارین هامیسیندان تشککور ائدیرم. بیر سیرا دوستلار بس بیزیم کامئنت لره نییه یاییملانماق ایذنی وئرمیرسیز دئیه سوروبلار. اصلینده فیلترینگ مسئله‌سی سبب اولوب اونلارین کامئنت‌لری بیزیم الیمیزه چاتمایا. بوندان دولایی فیلترینگ ائدن‌لرین یئرینه دوستلاردان عوذور دیله‌ییرم.<br />
آيریجا <a href="http://siyamek.blogspot.com/2010/10/alma-yolu-kesilmez_9797.html" rel="nofollow"><strong>سایین سیامک</strong></a> بی، سایین <a href="http://anayurdumla.blogspot.com/2010/10/ensiz-yollarimiza-dash-tokulmesin.html" rel="nofollow"><strong>آیدین ک</strong></a> بی، <a href="http://dashqapi.blogsky.com/1389/07/24/post-141/" rel="nofollow"><strong>سایین عابباس</strong></a> بی و <a href="http://qaraguney.blogfa.com/post-46.aspx" rel="nofollow">سایین <strong>اسدالله امیری‌</strong> </a>آلما یولونون فیلتر اولماغینا اؤز دوشرگه‌لرینده تپگی گؤستریب‌لر. بو دوستلارا اؤز سایقی‌می بیلدیره‌رکن، اومارام بو دوه اونلارین قاپی‌سی‌نین اؤنونده یاتمایا.<br />
&#8212;<br />
<strong>کامئنت‌دن سونرا:</strong> دوغروسو آلمایولو باغلاناندان سونرا دؤرد بلوقچی یولداشین اؤز بلوقلاریندا و اؤز دیلیمیزده گؤستردی‌یی تپکی‌لر یامان ماراقلی‌ ایدی. یانی فکر ائدیرم مثلن آیت الله شیخ اسدالله بیاتین سایتی باغلاناندا دؤرد تحلیلی یازی یازیلمادی. آیریجا بو یازیلارین باشقا بیر اؤزل‌لی‌یی ده وارایدی. تقریبا هئچ کیم دویغوسال چیخیش ائتمه‌میشدی. هر کس اؤز روحیه‌سی و دوشونجه‌سی اساسیندا یول گؤسترمه‌یه چالیشیب مسئله‌نی تحلیل ائتمیشدی. یازیلاردا شوونیسته فیلانا یامان یاووز یازیلمامیشدی.<br />
بو ساغلام دوشونجه‌لی دوستلاری و ساغلام اورتامی گؤردوکده اینسانی سئوینج بورویور. اگر بو ساغلام اورتامدا من ده یاشاییرام سا، نه موتلو منه.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>Comment on و نهایت آلما یولونو کسدیلر by ذوقی</title>
		<link>http://www.hbayat.azerblog.com/1389_07_22_Say=1267.ay#comment-12089</link>
		<dc:creator>ذوقی</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.hbayat.azerblog.com/1389_07_22_Say=1267.ay#comment-12089</guid>
		<description>إنا لله و انا الیه راجعون
سایین یازار، شاعیر و آراشدیریجی دوستوم سید حیدر بیات جنابلاری!

یاراتدیغینیز تورک ادبیات اوتاغی، پیام قم هفته‌لیگی‌نین تورکجه صفحه‌سی و مقدس اردبیلی اوجاغی و بیر نئچه وئبلاق‌لارینیزین قاپادیلمالاریندان سونرا، بو اینترنت دوشرگه‌نیز "آلما یولو"نون قاپادیلماسی‌نین دا شاهیدی اولدوق. آذربایجانین اولوسال شاعیری رحمتلی بولوت قاراچورلو دئمیشکن، نه یازیق کی بیز  "یاساق طالع"‌لرله یاشامی سوردوک و هابئله بؤیوک شاعیر،‌ حبیب ساحیر نه یاخشی بو سؤزو آچیقلامیش کی: هامی آزاده ائلین شاعیری وار/ من، اسیر ائل‌لرین آه شاعیری‌یم.
×××
باشینیز ساغ اولسون به‌ییم!
گونشین قیزیلی ساچاقلارینی، قارا قانادلارییلا یاساقلایان یاراسالار نه بیلیرلر، بو لامکان جئویز آغاجی دئیلدی کی بالتا ایله قوپارسینلار، دوشونجه اوزاییندا بیر سامان‌یولو دنگه‌سی "آلمایولو"دور. اوره‌ک‌لرده سئوگی‌لری پایلاشان،  قیزیل آلما سیرلارینی آچان دوشونجه، سئوگی و اؤزگورلوک یولودور. دونیا وارکن آشنی قالاجاق، یاشایاجاق و دوشونجه ساچاجاق. یوخ گؤزلری گؤتورمه‌ین کوراشه‌په‌لک‌لر، کوراولاسی گؤزلرینی یومسالاردا، یاراتدیغینیز آرین دوشونجه آلانی‌نین ایشیقلاری دالغالاناجاق و آیدینلاداجاق.

جبران خلیل جبران دئمیشدی: "قیزیل گولو آیاق آلتیندا ازه بیلرسن آنجاق اونون خوش ایی‌نی نئجه آرادان آپارا بیلرسن". ایندی ایسه آلمایولو دوشرگه‌لرسینی باغلایا بیلرلر آنجاق اونون دوشونجه‌سینی نئجه یوخ ائده بیلرلر؟! دئمک قارانلیق یالنیز ایشیقدان قاچا بیلر، اونو بوغا بیلمز.
نه ایسه، گونده‌لیک‌لردن محروم قالان بیر اولوسون قارا ایللرینده، دوشرگه‌لرده اونلاردان و اونلارا یازدیغینیز باشاری‌یا اوغورلار اولسون و الینیز قولونوز آغریماسین.
و نهایت باشینیز ساغ اولسون خانیم هئی!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>إنا لله و انا الیه راجعون<br />
سایین یازار، شاعیر و آراشدیریجی دوستوم سید حیدر بیات جنابلاری!</p>
<p>یاراتدیغینیز تورک ادبیات اوتاغی، پیام قم هفته‌لیگی‌نین تورکجه صفحه‌سی و مقدس اردبیلی اوجاغی و بیر نئچه وئبلاق‌لارینیزین قاپادیلمالاریندان سونرا، بو اینترنت دوشرگه‌نیز &#8220;آلما یولو&#8221;نون قاپادیلماسی‌نین دا شاهیدی اولدوق. آذربایجانین اولوسال شاعیری رحمتلی بولوت قاراچورلو دئمیشکن، نه یازیق کی بیز  &#8220;یاساق طالع&#8221;‌لرله یاشامی سوردوک و هابئله بؤیوک شاعیر،‌ حبیب ساحیر نه یاخشی بو سؤزو آچیقلامیش کی: هامی آزاده ائلین شاعیری وار/ من، اسیر ائل‌لرین آه شاعیری‌یم.<br />
×××<br />
باشینیز ساغ اولسون به‌ییم!<br />
گونشین قیزیلی ساچاقلارینی، قارا قانادلارییلا یاساقلایان یاراسالار نه بیلیرلر، بو لامکان جئویز آغاجی دئیلدی کی بالتا ایله قوپارسینلار، دوشونجه اوزاییندا بیر سامان‌یولو دنگه‌سی &#8220;آلمایولو&#8221;دور. اوره‌ک‌لرده سئوگی‌لری پایلاشان،  قیزیل آلما سیرلارینی آچان دوشونجه، سئوگی و اؤزگورلوک یولودور. دونیا وارکن آشنی قالاجاق، یاشایاجاق و دوشونجه ساچاجاق. یوخ گؤزلری گؤتورمه‌ین کوراشه‌په‌لک‌لر، کوراولاسی گؤزلرینی یومسالاردا، یاراتدیغینیز آرین دوشونجه آلانی‌نین ایشیقلاری دالغالاناجاق و آیدینلاداجاق.</p>
<p>جبران خلیل جبران دئمیشدی: &#8220;قیزیل گولو آیاق آلتیندا ازه بیلرسن آنجاق اونون خوش ایی‌نی نئجه آرادان آپارا بیلرسن&#8221;. ایندی ایسه آلمایولو دوشرگه‌لرسینی باغلایا بیلرلر آنجاق اونون دوشونجه‌سینی نئجه یوخ ائده بیلرلر؟! دئمک قارانلیق یالنیز ایشیقدان قاچا بیلر، اونو بوغا بیلمز.<br />
نه ایسه، گونده‌لیک‌لردن محروم قالان بیر اولوسون قارا ایللرینده، دوشرگه‌لرده اونلاردان و اونلارا یازدیغینیز باشاری‌یا اوغورلار اولسون و الینیز قولونوز آغریماسین.<br />
و نهایت باشینیز ساغ اولسون خانیم هئی!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>Comment on کاظم‌خان قطره‌ای از دریای غیرت مردم اورمیه / آذربایجان اوغلو by کاظم خان قطره ای از دریای غیرت مردم اورمیه</title>
		<link>http://www.hbayat.azerblog.com/1387_07_18_Say=727.ay#comment-12081</link>
		<dc:creator>کاظم خان قطره ای از دریای غیرت مردم اورمیه</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.hbayat.azerblog.com/1387_07_18_Say=727.ay#comment-12081</guid>
		<description>[...] وبلاگ آلما یولو [...]</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>[&#8230;] وبلاگ آلما یولو [&#8230;]</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>Comment on کاظم‌خان قطره‌ای از دریای غیرت مردم اورمیه / آذربایجان اوغلو by کاظم خان قطره ای از دریای غیرت مردم اورمیه</title>
		<link>http://www.hbayat.azerblog.com/1387_07_18_Say=727.ay#comment-12082</link>
		<dc:creator>کاظم خان قطره ای از دریای غیرت مردم اورمیه</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.hbayat.azerblog.com/1387_07_18_Say=727.ay#comment-12082</guid>
		<description>[...] وبلاگ آلما یولو [...]</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>[&#8230;] وبلاگ آلما یولو [&#8230;]</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>Comment on و نهایت آلما یولونو کسدیلر by links for 2010-10-15 &#171; تورکوک بیز Türkük Biz</title>
		<link>http://www.hbayat.azerblog.com/1389_07_22_Say=1267.ay#comment-12074</link>
		<dc:creator>links for 2010-10-15 &#171; تورکوک بیز Türkük Biz</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.hbayat.azerblog.com/1389_07_22_Say=1267.ay#comment-12074</guid>
		<description>[...] و نهایت آلما یولونو کسدیلر [...]</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>[&#8230;] و نهایت آلما یولونو کسدیلر [&#8230;]</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>Comment on و نهایت آلما یولونو کسدیلر by جواد</title>
		<link>http://www.hbayat.azerblog.com/1389_07_22_Say=1267.ay#comment-12072</link>
		<dc:creator>جواد</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.hbayat.azerblog.com/1389_07_22_Say=1267.ay#comment-12072</guid>
		<description>سلام . 

بو سایت بیزیم ایچین بیر گوزل یئر و کولتوروموزن ، تاریخیمیزین و ان اؤنملی سی آنا دیلیمیزین دوراغی ایدی .  آلما یولون گونجل اولماماسی چوخ زور .   منیم ایچین  آلما یولو ایلک سئیر نقطه سی ایدی .  اینشاالله یولونوز آچیق اولسون . تشکورلر آلما یولو ...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام . </p>
<p>بو سایت بیزیم ایچین بیر گوزل یئر و کولتوروموزن ، تاریخیمیزین و ان اؤنملی سی آنا دیلیمیزین دوراغی ایدی .  آلما یولون گونجل اولماماسی چوخ زور .   منیم ایچین  آلما یولو ایلک سئیر نقطه سی ایدی .  اینشاالله یولونوز آچیق اولسون . تشکورلر آلما یولو &#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>Comment on و نهایت آلما یولونو کسدیلر by سارا</title>
		<link>http://www.hbayat.azerblog.com/1389_07_22_Say=1267.ay#comment-12068</link>
		<dc:creator>سارا</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.hbayat.azerblog.com/1389_07_22_Say=1267.ay#comment-12068</guid>
		<description>بونلار یالنیشلیق ایله هردن اؤزلرینی تعریفلیهن بسیجی بلاقلارینی دا فیلتئر ائدیرلهر. آنجاق فیلتئر نهدی کی. فیلتئر اولاندا نه اولار؟ یوز جوره بیر مطلبی یایماق اولور. سیزین بلوقونوزون آر.ایس.ایس لینکی بودور http://www.hbayat.azerblog.com/feed
بو لینکی چوخلو برنامه-لر و سایتلاردا یئرلهشدیرمهک اولار. و بئلجه بو بلوقو اوخوماق اولار. (یازیلارین آردینی باشقا لینکده(اؤز صحیفهسینده) اوخوماغا قویماساز آر.ایس.ایس فیدی ایله هامیسین اوخوماق اولار بیر یازینین) 
هم بو بلوقون آرشیوینی اگر چیخاردساز باشقا بیر سئرویسده داها راحات یازا بیلَرسینیز. مثلا ووردپرس.کام دئمک اولار کی فیلتر اولماز. چونکی https امنیتی پروتوکولوندان دا یارارلانیر. یانی http قاباغیندا بیر s یازاندا فیلتئر گئدیر ایشینه.
اؤنهملی اولان یازینین وار اولوشودور. وب 2 صحیفلرینده یاییلماسیدیر. آر.ایس.ایس فیدینین اوزولریدیر. 
ائله بوردا دا گونجهللهنسهز یازینیز بوتون اینتئرنتی دولاشار.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>بونلار یالنیشلیق ایله هردن اؤزلرینی تعریفلیهن بسیجی بلاقلارینی دا فیلتئر ائدیرلهر. آنجاق فیلتئر نهدی کی. فیلتئر اولاندا نه اولار؟ یوز جوره بیر مطلبی یایماق اولور. سیزین بلوقونوزون آر.ایس.ایس لینکی بودور <a href="http://www.hbayat.azerblog.com/feed" rel="nofollow">http://www.hbayat.azerblog.com/feed</a><br />
بو لینکی چوخلو برنامه-لر و سایتلاردا یئرلهشدیرمهک اولار. و بئلجه بو بلوقو اوخوماق اولار. (یازیلارین آردینی باشقا لینکده(اؤز صحیفهسینده) اوخوماغا قویماساز آر.ایس.ایس فیدی ایله هامیسین اوخوماق اولار بیر یازینین)<br />
هم بو بلوقون آرشیوینی اگر چیخاردساز باشقا بیر سئرویسده داها راحات یازا بیلَرسینیز. مثلا ووردپرس.کام دئمک اولار کی فیلتر اولماز. چونکی https امنیتی پروتوکولوندان دا یارارلانیر. یانی http قاباغیندا بیر s یازاندا فیلتئر گئدیر ایشینه.<br />
اؤنهملی اولان یازینین وار اولوشودور. وب ۲ صحیفلرینده یاییلماسیدیر. آر.ایس.ایس فیدینین اوزولریدیر.<br />
ائله بوردا دا گونجهللهنسهز یازینیز بوتون اینتئرنتی دولاشار.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>Comment on و نهایت آلما یولونو کسدیلر by رضا</title>
		<link>http://www.hbayat.azerblog.com/1389_07_22_Say=1267.ay#comment-12057</link>
		<dc:creator>رضا</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.hbayat.azerblog.com/1389_07_22_Say=1267.ay#comment-12057</guid>
		<description>حیدر عموغلو سیز بیر باجاراخلی و بیر بویوک یازار سیز 
سیزین قیسا یازیلاریز بیر کیتابدان چوخ سوزی وار 
بیزلری اینجه و یادیرقامیش گچمیشیمیزه قیتریب و دوشونمییه مجبور الییرسیز
سیزین یارادیجیلیغیز بیتمز باغلانماز کسیلمز 
یول لاریمیزین قاباغی باغلانسادا  و سد اولسا ینی یوللار تاپیلیب بیر سیلتکین قاباغینی آچیب و یویوب تمیزلیه جک
سیزین کیتابلاریزی صبیرسیزجه گوزلوریخ</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>حیدر عموغلو سیز بیر باجاراخلی و بیر بویوک یازار سیز<br />
سیزین قیسا یازیلاریز بیر کیتابدان چوخ سوزی وار<br />
بیزلری اینجه و یادیرقامیش گچمیشیمیزه قیتریب و دوشونمییه مجبور الییرسیز<br />
سیزین یارادیجیلیغیز بیتمز باغلانماز کسیلمز<br />
یول لاریمیزین قاباغی باغلانسادا  و سد اولسا ینی یوللار تاپیلیب بیر سیلتکین قاباغینی آچیب و یویوب تمیزلیه جک<br />
سیزین کیتابلاریزی صبیرسیزجه گوزلوریخ</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>Comment on کالاهای چینی، کاریکاتور عربی و درد مشترک / سید حیدر بیات by عبدالرحيم احساني شهرستاني</title>
		<link>http://www.hbayat.azerblog.com/1387_03_15_Say=528.ay#comment-12042</link>
		<dc:creator>عبدالرحيم احساني شهرستاني</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.hbayat.azerblog.com/1387_03_15_Say=528.ay#comment-12042</guid>
		<description>خيل عالي وارزنده بود من قسمت هاي اين وبلاگ را خواندم مطالب قابل استفاده داشت راست مي گوييد كه واقعا اين كالاي چيني به درد نمي خورد پول ها را صرف مي كنيم ولي عايد ندارد .</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>خيل عالي وارزنده بود من قسمت هاي اين وبلاگ را خواندم مطالب قابل استفاده داشت راست مي گوييد كه واقعا اين كالاي چيني به درد نمي خورد پول ها را صرف مي كنيم ولي عايد ندارد .</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>Comment on شعر معاصر ترکستان شرقی به روایت رسول یونان by dumrul</title>
		<link>http://www.hbayat.azerblog.com/1389_07_15_Say=1264.ay#comment-12038</link>
		<dc:creator>dumrul</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.hbayat.azerblog.com/1389_07_15_Say=1264.ay#comment-12038</guid>
		<description>سلاملار، حیدر به ی لوطف اله یین سین کیانگ آدین ایشلت مه یین. اورانین آدی تورکوستان دیر و چین لی لر، 1950 ایل لرین دن سونرا کی اورانی تسخیر ادیب لر، قوندارما سین کیانگ آدین قویوبلار. بیر یر ده اوخودوم سین کیانگ یعنی: سرزمین مرزی شمال غربی! شرمنده بو تیکه سین تورکویه چویره بیلمه دیم.!!

---
سلاملار بی
باشقا خبر آژانسلاری ائله شعر معاصر سین کیانگ یازمیشدیلار. بیز اونون تیتیرینی اصلاح ائتدیک.
آنجاق آرادا بیر یئرده سین کیانگ قالدی,اوخوجو ترکستان شرقی نین هارا اولدوغونو بیله.
یاشایین،</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلاملار، حیدر به ی لوطف اله یین سین کیانگ آدین ایشلت مه یین. اورانین آدی تورکوستان دیر و چین لی لر، ۱۹۵۰ ایل لرین دن سونرا کی اورانی تسخیر ادیب لر، قوندارما سین کیانگ آدین قویوبلار. بیر یر ده اوخودوم سین کیانگ یعنی: سرزمین مرزی شمال غربی! شرمنده بو تیکه سین تورکویه چویره بیلمه دیم.!!</p>
<p>&#8212;<br />
سلاملار بی<br />
باشقا خبر آژانسلاری ائله شعر معاصر سین کیانگ یازمیشدیلار. بیز اونون تیتیرینی اصلاح ائتدیک.<br />
آنجاق آرادا بیر یئرده سین کیانگ قالدی,اوخوجو ترکستان شرقی نین هارا اولدوغونو بیله.<br />
یاشایین،</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>Comment on قرائت یک بیت شعر ترکی توسط عیسی جعفری نماینده بهار و کؤورنگ(کبودرآهنگ) در صحن مجلس و حواشی مربوطه! by leila rahimi</title>
		<link>http://www.hbayat.azerblog.com/1389_07_16_Say=1266.ay#comment-12036</link>
		<dc:creator>leila rahimi</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.hbayat.azerblog.com/1389_07_16_Say=1266.ay#comment-12036</guid>
		<description>جالب توجه است که نمایندگان در صحن علنی مجلس بارها و بارها از جملات عربی استفاده نموده و می نمایند
بی آن که تذکر یا حساسیتی در پی داشته باشد....</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>جالب توجه است که نمایندگان در صحن علنی مجلس بارها و بارها از جملات عربی استفاده نموده و می نمایند<br />
بی آن که تذکر یا حساسیتی در پی داشته باشد&#8230;.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>Comment on شعر معاصر ترکستان شرقی به روایت رسول یونان by links for 2010-10-08 &#171; تورکوک بیز Türkük Biz</title>
		<link>http://www.hbayat.azerblog.com/1389_07_15_Say=1264.ay#comment-12030</link>
		<dc:creator>links for 2010-10-08 &#171; تورکوک بیز Türkük Biz</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.hbayat.azerblog.com/1389_07_15_Say=1264.ay#comment-12030</guid>
		<description>[...] شعر معاصر ترکستان شرقی به روایت رسول یونان [...]</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>[&#8230;] شعر معاصر ترکستان شرقی به روایت رسول یونان [&#8230;]</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>Comment on قرائت یک بیت شعر ترکی توسط عیسی جعفری نماینده بهار و کؤورنگ(کبودرآهنگ) در صحن مجلس و حواشی مربوطه! by links for 2010-10-08 &#171; تورکوک بیز Türkük Biz</title>
		<link>http://www.hbayat.azerblog.com/1389_07_16_Say=1266.ay#comment-12029</link>
		<dc:creator>links for 2010-10-08 &#171; تورکوک بیز Türkük Biz</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.hbayat.azerblog.com/1389_07_16_Say=1266.ay#comment-12029</guid>
		<description>[...] قرائت یک بیت شعر ترکی توسط عیسی جعفری نماینده بهار و کؤ... به اعتقاد بعضی از نمایندگان مجلس استفاده از زبان ترکی تنها گاهی برای دفاع از مذهب و ارزشهای اسلامی اشکالی ندارد و بعضی دیگر این مسئله را رد می کنند و میگویند &#8230; [...]</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>[&#8230;] قرائت یک بیت شعر ترکی توسط عیسی جعفری نماینده بهار و کؤ&#8230; به اعتقاد بعضی از نمایندگان مجلس استفاده از زبان ترکی تنها گاهی برای دفاع از مذهب و ارزشهای اسلامی اشکالی ندارد و بعضی دیگر این مسئله را رد می کنند و میگویند &#8230; [&#8230;]</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>Comment on نسخه خطی ترکی تذکره شیخ صفی الدین اردبیلی وارد بازار نشر شد by links for 2010-10-06 &#171; تورکوک بیز Türkük Biz</title>
		<link>http://www.hbayat.azerblog.com/1389_07_13_Say=1261.ay#comment-12025</link>
		<dc:creator>links for 2010-10-06 &#171; تورکوک بیز Türkük Biz</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.hbayat.azerblog.com/1389_07_13_Say=1261.ay#comment-12025</guid>
		<description>[...] نسخه خطی ترکی تذکره شیخ صفی الدین اردبیلی وارد بازار نش... [...]</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>[&#8230;] نسخه خطی ترکی تذکره شیخ صفی الدین اردبیلی وارد بازار نش&#8230; [&#8230;]</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>Comment on کوي شمس و کعبه‌ ملاي روي / رضا همراز by کریم دهقان امناب</title>
		<link>http://www.hbayat.azerblog.com/1387_06_26_Say=709.ay#comment-12016</link>
		<dc:creator>کریم دهقان امناب</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.hbayat.azerblog.com/1387_06_26_Say=709.ay#comment-12016</guid>
		<description>سلام، یاشاسین آذربایجان و آذربایجان یولوندا زحمت چکنلر</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام، یاشاسین آذربایجان و آذربایجان یولوندا زحمت چکنلر</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>Comment on علی دایی، پرداختن به معلول و غفلت از متغیرها / سید حیدر بیات by آراز</title>
		<link>http://www.hbayat.azerblog.com/1389_06_28_Say=1257.ay#comment-12010</link>
		<dc:creator>آراز</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.hbayat.azerblog.com/1389_06_28_Say=1257.ay#comment-12010</guid>
		<description>سلام 
دوست عزیز سهند
منطق شما این است که هرکس نظری مخالف شما داشت حتما از جایی آب می خورد؟
دقیقا همان منطقی که آقای بیات نسبت به من داشت.
یعنی متهم کردن مخالفان به تغذیه فکری از جای دیگر و پول گرفتن از دیگران. و از طرف دیگر هرکسی بر خلاف شما فکر می کند را بی تجربه و نادان خطاب می کنید.
و این دقیقا سیاست و رفتار قدرتمندانی است که ملت و مخالفان خویش را به این طریق بایکوت می کنند.
دوست عزیز شما اگر نقدی بر نظر کسی دارید باید با منطق نظریات او را رد یا قبول کنید اما اگر طرف مقابلت را متهم به تغذیه فکری و غیره کردی نشان دهنده آن است که فاقد منطق و استدلال می باشید. من بارها گفته ام و بار دیگر می گویم : "تندروی ها، کج روی ها، و مهمتر از همه ستیزه جویی های بی مورد آفات حرکت فعالان راستین آذربایجانیان می باشد".
سهند عزیز شما در تمام متن خود به افترا، تهمت و فحش گویی پرداخته اید و در آخر سر هم به دیگران توصیه کرده اید که بجای فحش و توهین رفتار منطقی داشته باشیم.
سهند عزیز عصبانیت و تعصب بیش از عهدی که بجای رسیدن به هدف، نیرو ، توان و منابع را از بین می برد ...فایده ای ندارد.

----
جناب آراز
منطق من متهم کردن دیگران نیست. بلکه من نسبت به کلمه پانترکیست اعتراض کرده بودم.  گفته بودم سه نفر می‌توانند این اتهام را به فعالان آذربایجانی بزنند. و نگفته بودم شما کدام یک از آن سه نفر هستید.
دیگر اینکه تقریبا اکثر دوستانی که کامئنت گذاشته بودند نسبت به نظرات شما نقد داشتند و هر کس به شیوه‌ای نقد کرد که طبیعتا همه روش‌ها قابل قبول نیستند.
ضمنا از آنجاییکه بنده همواره خودم را مقید میدانم کامینها را درج کنم و در صورت داشتن وقت کافی جواب نیز بدهم تقریبا به همه این کامینتها اجازه نشر دادم به جز دو سه کامینت که واقعا شعار بودند و اندیشه ای در آنها نبود. اما از آنجاییکه این بحثها دیگر بیشتر حالت جنجال به خود میگیرد. دیگر از تایید و نشر کامینتها در این پست خودداری خواهم کرد مگر اینکه واقعا با عدم نشر این کامینت حقی از کسی ضایع شود که این کامینت شما نیز دقیقا به همان جهت تایید و منتشر شد
با تشکر از همه دوستانی که در این بحث شرکت کردند.
بیات</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br />
دوست عزیز سهند<br />
منطق شما این است که هرکس نظری مخالف شما داشت حتما از جایی آب می خورد؟<br />
دقیقا همان منطقی که آقای بیات نسبت به من داشت.<br />
یعنی متهم کردن مخالفان به تغذیه فکری از جای دیگر و پول گرفتن از دیگران. و از طرف دیگر هرکسی بر خلاف شما فکر می کند را بی تجربه و نادان خطاب می کنید.<br />
و این دقیقا سیاست و رفتار قدرتمندانی است که ملت و مخالفان خویش را به این طریق بایکوت می کنند.<br />
دوست عزیز شما اگر نقدی بر نظر کسی دارید باید با منطق نظریات او را رد یا قبول کنید اما اگر طرف مقابلت را متهم به تغذیه فکری و غیره کردی نشان دهنده آن است که فاقد منطق و استدلال می باشید. من بارها گفته ام و بار دیگر می گویم : &#8220;تندروی ها، کج روی ها، و مهمتر از همه ستیزه جویی های بی مورد آفات حرکت فعالان راستین آذربایجانیان می باشد&#8221;.<br />
سهند عزیز شما در تمام متن خود به افترا، تهمت و فحش گویی پرداخته اید و در آخر سر هم به دیگران توصیه کرده اید که بجای فحش و توهین رفتار منطقی داشته باشیم.<br />
سهند عزیز عصبانیت و تعصب بیش از عهدی که بجای رسیدن به هدف، نیرو ، توان و منابع را از بین می برد &#8230;فایده ای ندارد.</p>
<p>&#8212;-<br />
جناب آراز<br />
منطق من متهم کردن دیگران نیست. بلکه من نسبت به کلمه پانترکیست اعتراض کرده بودم.  گفته بودم سه نفر می‌توانند این اتهام را به فعالان آذربایجانی بزنند. و نگفته بودم شما کدام یک از آن سه نفر هستید.<br />
دیگر اینکه تقریبا اکثر دوستانی که کامئنت گذاشته بودند نسبت به نظرات شما نقد داشتند و هر کس به شیوه‌ای نقد کرد که طبیعتا همه روش‌ها قابل قبول نیستند.<br />
ضمنا از آنجاییکه بنده همواره خودم را مقید میدانم کامینها را درج کنم و در صورت داشتن وقت کافی جواب نیز بدهم تقریبا به همه این کامینتها اجازه نشر دادم به جز دو سه کامینت که واقعا شعار بودند و اندیشه ای در آنها نبود. اما از آنجاییکه این بحثها دیگر بیشتر حالت جنجال به خود میگیرد. دیگر از تایید و نشر کامینتها در این پست خودداری خواهم کرد مگر اینکه واقعا با عدم نشر این کامینت حقی از کسی ضایع شود که این کامینت شما نیز دقیقا به همان جهت تایید و منتشر شد<br />
با تشکر از همه دوستانی که در این بحث شرکت کردند.<br />
بیات</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>Comment on علی دایی، پرداختن به معلول و غفلت از متغیرها / سید حیدر بیات by سهند</title>
		<link>http://www.hbayat.azerblog.com/1389_06_28_Say=1257.ay#comment-12008</link>
		<dc:creator>سهند</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.hbayat.azerblog.com/1389_06_28_Say=1257.ay#comment-12008</guid>
		<description>عزیز کارداشیمیز حیدر بی: از منطق و استدلال و ادب و فرهنگ محکم  تان  دربدنه نوشته تان  گرفته  تا  صبر و منطق  نهفته تان در پاسخ گویی تان به مراجعه کننده گان رشک آدمی را بر می انگیزد.  من هم نوشته شما را خواندم و   برداشتم از بحث های شما همانی نبود که   این اراز نامی  از نوشته و پاسخ هایتان در یافت کرده  اند . از همان پیام اولی اش معلوم است که  دیدگاه هایش از کجا اب می خورد.

 در مورد علی دایی و  موضوعاتی که ایشان در گیر شده اند باید بگویم که من متاسفانه اینگونه  پدیده ها را دنبال نمی کنم اما همین چندی پیش به مصاحبه ایشان  گوش دادم که جدا دلم به حالش سوخت.  اصلا نمی دانستم که ایشان فارغ التحصیل دانشگاهی باشند آنهم از جنس  دانشگاه شریف اش. از شخصی   با کالیبر ایشان  انتظار می رفت که مانند یه فرد بالغ و مسلط به خویش با  اعتماد کامل وارد  مصاحبه شوند نه اینکه مانند دانش آموزان خجالتی دبیرستان هر  دو دقیقه عذر خواهی کند. مصاحبه ایشان  مانند  نمکی بود بر زخم هایم. مصاحبه ر ایشان بغایت کودکانه و غیر پروفیشیونال بود. البته  من انتقادی بهش ندارم برای اینکه ایشان هم مانند همه ما تورک های ایران تحت  توهین  و تحقیر بزرگ شده  ازاعتماد به نفس کمتری بر خوردار اند.
 به شخصه معتقد هستم که  نباید به همچو افرادی فحش داد برای اینک اولا:ایشان خود قربانی این سیستم  تبعیض اند  ثانیا:  همچو بر خورد هایی بهانه به دست  دشمنان مان  می دهد که موضوعات و معضل های اصلی را ول کرده و دنبال موضوعات   فرعی  باشند .. نباید به دشمن نقطه ضعف نشان داد  تا بتواند افراد کم تجربه را منحرف کرده و از نقاط  ضعف ناچیز و جزیی مان استفاده کنند. در  مغالطات فلسفی و  منطق بجث و استدلال به اینگونه   سو استفاده های آگاهانه " سفسطه شاه ماهی"

 Red Herring Fallacy نام نهاده اند که اینگونه است که شکارچیان برای شکار روباه شاه ماهی را در  سر راه روباه جا می گذارند که روباه را به دام  نزدیک کنند. وقتی سگ شکاری را برای دنبال کردن روباه می فرستند آن سگ های بی تجربه به عوض دنبال کردن روباه به طرف بوی  شاه ماهی کشیده شده و   باعث در رفتن روباه می شوند. اینگونه فحش ها باعث می شود که افراد بی تجربه ای به دام افرادی مانند اراز بیافتند و بجای  دنبال کردن روباه به دنبال شاه ماهی باشند. برای اینکه افرادی مانند اراز را بیکار کنیم باید بجای فحش و توهین با مخالفان مان با منطق رفتار کنیم.

 ساغ قالینیز</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>عزیز کارداشیمیز حیدر بی: از منطق و استدلال و ادب و فرهنگ محکم  تان  دربدنه نوشته تان  گرفته  تا  صبر و منطق  نهفته تان در پاسخ گویی تان به مراجعه کننده گان رشک آدمی را بر می انگیزد.  من هم نوشته شما را خواندم و   برداشتم از بحث های شما همانی نبود که   این اراز نامی  از نوشته و پاسخ هایتان در یافت کرده  اند . از همان پیام اولی اش معلوم است که  دیدگاه هایش از کجا اب می خورد.</p>
<p> در مورد علی دایی و  موضوعاتی که ایشان در گیر شده اند باید بگویم که من متاسفانه اینگونه  پدیده ها را دنبال نمی کنم اما همین چندی پیش به مصاحبه ایشان  گوش دادم که جدا دلم به حالش سوخت.  اصلا نمی دانستم که ایشان فارغ التحصیل دانشگاهی باشند آنهم از جنس  دانشگاه شریف اش. از شخصی   با کالیبر ایشان  انتظار می رفت که مانند یه فرد بالغ و مسلط به خویش با  اعتماد کامل وارد  مصاحبه شوند نه اینکه مانند دانش آموزان خجالتی دبیرستان هر  دو دقیقه عذر خواهی کند. مصاحبه ایشان  مانند  نمکی بود بر زخم هایم. مصاحبه ر ایشان بغایت کودکانه و غیر پروفیشیونال بود. البته  من انتقادی بهش ندارم برای اینکه ایشان هم مانند همه ما تورک های ایران تحت  توهین  و تحقیر بزرگ شده  ازاعتماد به نفس کمتری بر خوردار اند.<br />
 به شخصه معتقد هستم که  نباید به همچو افرادی فحش داد برای اینک اولا:ایشان خود قربانی این سیستم  تبعیض اند  ثانیا:  همچو بر خورد هایی بهانه به دست  دشمنان مان  می دهد که موضوعات و معضل های اصلی را ول کرده و دنبال موضوعات   فرعی  باشند .. نباید به دشمن نقطه ضعف نشان داد  تا بتواند افراد کم تجربه را منحرف کرده و از نقاط  ضعف ناچیز و جزیی مان استفاده کنند. در  مغالطات فلسفی و  منطق بجث و استدلال به اینگونه   سو استفاده های آگاهانه &#8221; سفسطه شاه ماهی&#8221;</p>
<p> Red Herring Fallacy نام نهاده اند که اینگونه است که شکارچیان برای شکار روباه شاه ماهی را در  سر راه روباه جا می گذارند که روباه را به دام  نزدیک کنند. وقتی سگ شکاری را برای دنبال کردن روباه می فرستند آن سگ های بی تجربه به عوض دنبال کردن روباه به طرف بوی  شاه ماهی کشیده شده و   باعث در رفتن روباه می شوند. اینگونه فحش ها باعث می شود که افراد بی تجربه ای به دام افرادی مانند اراز بیافتند و بجای  دنبال کردن روباه به دنبال شاه ماهی باشند. برای اینکه افرادی مانند اراز را بیکار کنیم باید بجای فحش و توهین با مخالفان مان با منطق رفتار کنیم.</p>
<p> ساغ قالینیز</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>Comment on علی دایی، پرداختن به معلول و غفلت از متغیرها / سید حیدر بیات by شریف مردی</title>
		<link>http://www.hbayat.azerblog.com/1389_06_28_Say=1257.ay#comment-11992</link>
		<dc:creator>شریف مردی</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.hbayat.azerblog.com/1389_06_28_Say=1257.ay#comment-11992</guid>
		<description>سلام!
بحث ها جالب پیش می رود و من نیز از همان ابتدا دنبال می کردم این بحث ها را!
یک سوال اینجا پیش می آید ...
آقای اراز ـ و دیگر دوستان ـ شما بعنوان یک ترک چقدر با مفاخر ترک آشنایی دارید؟ شما چکار کرده اید برای شناختن آنها؟ چند نفر از مفاخر ترک را می شناسید، و در چه حد با آنها مانوس یا آشنا هستید؟ آیا فقط نسیمی را میشناسید!؟ یا دیگری را نیز میشناسید...! با همین نسیمی چقدر آشنا هستید.. چند بیت از اشعار نسیمی را خوانده اید؟
من که خود را یک ترک می دانم از بیست و سه سالگی به بعد شروع با آشنا شدن!! با مفاخر خویش کردم!!...
ولی میدانید، من پنجم ابتدایی بودم که شعر حافظ ازبر می کردم، چون معلم مان به هر غزل آن یک نمره میداد!!!
این بد نیست خیلی هم خوشحالم که این اتفاق افتاد.. یا شاهنامه را در سال اول راهنمایی خواندم (گزیده اش را.)
سوال این است ما خود برای خود چه کرده ایم (کلا عرض میکنم در مورد همه چیز!!) که حالا شروع کنیم به شناسایی به دیگران و ارائه راه حل</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام!<br />
بحث ها جالب پیش می رود و من نیز از همان ابتدا دنبال می کردم این بحث ها را!<br />
یک سوال اینجا پیش می آید &#8230;<br />
آقای اراز ـ و دیگر دوستان ـ شما بعنوان یک ترک چقدر با مفاخر ترک آشنایی دارید؟ شما چکار کرده اید برای شناختن آنها؟ چند نفر از مفاخر ترک را می شناسید، و در چه حد با آنها مانوس یا آشنا هستید؟ آیا فقط نسیمی را میشناسید!؟ یا دیگری را نیز میشناسید&#8230;! با همین نسیمی چقدر آشنا هستید.. چند بیت از اشعار نسیمی را خوانده اید؟<br />
من که خود را یک ترک می دانم از بیست و سه سالگی به بعد شروع با آشنا شدن!! با مفاخر خویش کردم!!&#8230;<br />
ولی میدانید، من پنجم ابتدایی بودم که شعر حافظ ازبر می کردم، چون معلم مان به هر غزل آن یک نمره میداد!!!<br />
این بد نیست خیلی هم خوشحالم که این اتفاق افتاد.. یا شاهنامه را در سال اول راهنمایی خواندم (گزیده اش را.)<br />
سوال این است ما خود برای خود چه کرده ایم (کلا عرض میکنم در مورد همه چیز!!) که حالا شروع کنیم به شناسایی به دیگران و ارائه راه حل</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>Comment on علی دایی، پرداختن به معلول و غفلت از متغیرها / سید حیدر بیات by ذوقی</title>
		<link>http://www.hbayat.azerblog.com/1389_06_28_Say=1257.ay#comment-11990</link>
		<dc:creator>ذوقی</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.hbayat.azerblog.com/1389_06_28_Say=1257.ay#comment-11990</guid>
		<description>آراز عزیز!
از دقت و توجه شما ممنونم. بله حال و هوای صدر و ذیل نوشته ی من اندکی ناهمخوان و ای بسا در تضاد بود.
البته در بندهای آخر من بیشتر به عنوان پرسش از دوستان، میخواستم بدانم چرا ما باید از آذربایجانی ها توقع داشته باشیم توهین ها را همیشه با سلام و صلوات و لبخند پاسخ دهند؟! چرا ما از ترک‌ها بخواهیم که آتش‌بس یک‌طرفه داشته باشند و به هیچ شخصیت ملی فارس توهین نکنند ؟! یعنی چرا نباید جواب این کلوخ اندازان را با سنگ داد؟ من از چرایی این نبایدها پرسیدم.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>آراز عزیز!<br />
از دقت و توجه شما ممنونم. بله حال و هوای صدر و ذیل نوشته ی من اندکی ناهمخوان و ای بسا در تضاد بود.<br />
البته در بندهای آخر من بیشتر به عنوان پرسش از دوستان، میخواستم بدانم چرا ما باید از آذربایجانی ها توقع داشته باشیم توهین ها را همیشه با سلام و صلوات و لبخند پاسخ دهند؟! چرا ما از ترک‌ها بخواهیم که آتش‌بس یک‌طرفه داشته باشند و به هیچ شخصیت ملی فارس توهین نکنند ؟! یعنی چرا نباید جواب این کلوخ اندازان را با سنگ داد؟ من از چرایی این نبایدها پرسیدم.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>Comment on مردم هزاره و خراسان بزرگ by عبدالرحيم احساني شهرستاني</title>
		<link>http://www.hbayat.azerblog.com/1386_07_04_Say=319.ay#comment-11989</link>
		<dc:creator>عبدالرحيم احساني شهرستاني</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.hbayat.azerblog.com/1386_07_04_Say=319.ay#comment-11989</guid>
		<description>من قسمت هاي اين مطالب شمارا خواندم و بسياربراي من قابل استفاده بود خصوصا دخترهزاره كه خلبان شده بود ومن خوش شدم .</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>من قسمت هاي اين مطالب شمارا خواندم و بسياربراي من قابل استفاده بود خصوصا دخترهزاره كه خلبان شده بود ومن خوش شدم .</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>Comment on علی دایی، پرداختن به معلول و غفلت از متغیرها / سید حیدر بیات by موسوی</title>
		<link>http://www.hbayat.azerblog.com/1389_06_28_Say=1257.ay#comment-11985</link>
		<dc:creator>موسوی</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.hbayat.azerblog.com/1389_06_28_Say=1257.ay#comment-11985</guid>
		<description>سالاملا

ایمدی بو ایش اولوب ...
منجه ، دایی کی بو دورومدا اؤز قیزینین آدینی "دنیز" قویاراق ، کیم دییه بیلر او کیملیکچیلیک ترپنیشیکـدن و تیرختورچی لارین ایستکلریندن خبرسیزدیر؟! او ائیلیه بیلردی سوکوت ائیله سین ، آمما ...

کیم اونو مجبور ائیلمیشدی کی اؤز دیلداشلارین وئرسین اؤزگه نین آیاغینین آلتینا و نییا؟؟؟!!!

بو ایکی سورغونون جاوابئ کی بیلگیلره و باخیشلارا باغلئ ، نئچه لر جاواب دالیندا اولابیلرین آراشدیرماسئ نتیجه سی ، بو چتینلیگین دویونون آچابیلر.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سالاملا</p>
<p>ایمدی بو ایش اولوب &#8230;<br />
منجه ، دایی کی بو دورومدا اؤز قیزینین آدینی &#8220;دنیز&#8221; قویاراق ، کیم دییه بیلر او کیملیکچیلیک ترپنیشیکـدن و تیرختورچی لارین ایستکلریندن خبرسیزدیر؟! او ائیلیه بیلردی سوکوت ائیله سین ، آمما &#8230;</p>
<p>کیم اونو مجبور ائیلمیشدی کی اؤز دیلداشلارین وئرسین اؤزگه نین آیاغینین آلتینا و نییا؟؟؟!!!</p>
<p>بو ایکی سورغونون جاوابئ کی بیلگیلره و باخیشلارا باغلئ ، نئچه لر جاواب دالیندا اولابیلرین آراشدیرماسئ نتیجه سی ، بو چتینلیگین دویونون آچابیلر.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>Comment on علی دایی، پرداختن به معلول و غفلت از متغیرها / سید حیدر بیات by علی تهرانی</title>
		<link>http://www.hbayat.azerblog.com/1389_06_28_Say=1257.ay#comment-11984</link>
		<dc:creator>علی تهرانی</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.hbayat.azerblog.com/1389_06_28_Say=1257.ay#comment-11984</guid>
		<description>همسر دایی تورک تبریز است و وی در گفتگو با یکی از برنامه های تلویزیونی گفت که همسرش با مادرش تورکی صحبت می کند ولی ما فارسی صحبت می کنیم با اینحال همانطور که می دانید هیچ یک از آذربایجانیها کوچکترین اعتراضی به این امر نداشته اند و ایشان مختارند خود را هر طور که دوست دارند معرفی کنند و هر زبانی که می خواهند صحبت کنند صحبت سر این است که کسی که در برابر شعارهای ناموسی تماشاچیان فارس علیه تورکها در تهران سکوت اختیار کرده باید جوابگوی رفتارها و ادعاهای خود باشد.
توهین های شنیع به ترکها را در لینک زیر می توانید مشاهده کنید البته اگر اینترنت لاکپشتی ایران به شما این اجازه را بدهد!
http://turan.blogfa.com/post-216.aspx

</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>همسر دایی تورک تبریز است و وی در گفتگو با یکی از برنامه های تلویزیونی گفت که همسرش با مادرش تورکی صحبت می کند ولی ما فارسی صحبت می کنیم با اینحال همانطور که می دانید هیچ یک از آذربایجانیها کوچکترین اعتراضی به این امر نداشته اند و ایشان مختارند خود را هر طور که دوست دارند معرفی کنند و هر زبانی که می خواهند صحبت کنند صحبت سر این است که کسی که در برابر شعارهای ناموسی تماشاچیان فارس علیه تورکها در تهران سکوت اختیار کرده باید جوابگوی رفتارها و ادعاهای خود باشد.<br />
توهین های شنیع به ترکها را در لینک زیر می توانید مشاهده کنید البته اگر اینترنت لاکپشتی ایران به شما این اجازه را بدهد!<br />
<a href="http://turan.blogfa.com/post-216.aspx" rel="nofollow">http://turan.blogfa.com/post-۲۱۶.aspx</a></p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>Comment on علی دایی، پرداختن به معلول و غفلت از متغیرها / سید حیدر بیات by آراز</title>
		<link>http://www.hbayat.azerblog.com/1389_06_28_Say=1257.ay#comment-11981</link>
		<dc:creator>آراز</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.hbayat.azerblog.com/1389_06_28_Say=1257.ay#comment-11981</guid>
		<description>سلام دوست عزیز آقازاده
من هم سوالم همین است که " مفاخیر و مشاهیر ترک که به قول دوست عزیزمان بیات بایکوت شده اند چیکار کنیم؟"

فقط بحث و جدل راه بیاندازیم؟ ما هم مفاخر فارس ها را زیر سئوال ببریم؟ اگر نسیمی ها و غیره مشهور نیستند یا بایکوت می شوند ما چیکار کنیم؟

من از همه دوستان یک سئوال دارم و میخوام که منو کمک کنند و آن این است که" برای اینکه ما به حق خودمان برسیم و مفاخیر و مشاهیرمان را در سطح کشور معرفی کنیم و نگذاریم آنها  و فرهنگ و ادب و زبانمان بایکوت شوند باید چیکار کنیم؟"

دوستان همه ما به مشکلات اشاره کرده ایم همه ما هم تقریبا یک چیز گفته ایم اما راهکاری برای حل مشکلاتمان ارایه نداده ایم. نباید هم انتظار داشته باشیم که ما مشکلاتمان را بیان کنیم و دیگران، همانهایی که برای ما مشکل ایجاد کرده اند بیان مشکل ما را حل کنند.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام دوست عزیز آقازاده<br />
من هم سوالم همین است که &#8221; مفاخیر و مشاهیر ترک که به قول دوست عزیزمان بیات بایکوت شده اند چیکار کنیم؟&#8221;</p>
<p>فقط بحث و جدل راه بیاندازیم؟ ما هم مفاخر فارس ها را زیر سئوال ببریم؟ اگر نسیمی ها و غیره مشهور نیستند یا بایکوت می شوند ما چیکار کنیم؟</p>
<p>من از همه دوستان یک سئوال دارم و میخوام که منو کمک کنند و آن این است که&#8221; برای اینکه ما به حق خودمان برسیم و مفاخیر و مشاهیرمان را در سطح کشور معرفی کنیم و نگذاریم آنها  و فرهنگ و ادب و زبانمان بایکوت شوند باید چیکار کنیم؟&#8221;</p>
<p>دوستان همه ما به مشکلات اشاره کرده ایم همه ما هم تقریبا یک چیز گفته ایم اما راهکاری برای حل مشکلاتمان ارایه نداده ایم. نباید هم انتظار داشته باشیم که ما مشکلاتمان را بیان کنیم و دیگران، همانهایی که برای ما مشکل ایجاد کرده اند بیان مشکل ما را حل کنند.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>Comment on علی دایی، پرداختن به معلول و غفلت از متغیرها / سید حیدر بیات by آقازاده</title>
		<link>http://www.hbayat.azerblog.com/1389_06_28_Say=1257.ay#comment-11977</link>
		<dc:creator>آقازاده</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.hbayat.azerblog.com/1389_06_28_Say=1257.ay#comment-11977</guid>
		<description>جناب آراز
من سوالم درباره خود مفاخر ملی و اسطوره ها بود.
مثلا آلپ ارتونقا (افراسیاب) در شاهنامه نماد پلیدی است.
اما برای من ترک اسطوره ای قابل ستایش است.
منظور من این است که در چنین تضادهایی چه باید کرد؟
برای یک فارس آلپ ارتونقا ستودنی نیست بلکه نکوهیدنی است. و برای من ترک کاملا برعکس...
ضمنا با نظر آقای بیات درباره علی دایی موافقم. ناآگاهی از شخصیتی چون علی دایی پذیرفته نیست.
نمی توان باور کرد که شخصی در جایگاه علی دایی با مسائل روز آذربایجان ناآشنا باشد...
همچنین انتظار نداریم او بخاطر مسائل سیاسی هستی خویش را ببازد. اما مسئله هویت ملی آذربایجان مسئله کوچکی نیست و سیاسی هم نیست.
یک عکس العمل کوچک در مقابل طرفداران پرسپولیس و تقبیح اهانتهای آنها کسی را از هستی ساقط نمی کند.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>جناب آراز<br />
من سوالم درباره خود مفاخر ملی و اسطوره ها بود.<br />
مثلا آلپ ارتونقا (افراسیاب) در شاهنامه نماد پلیدی است.<br />
اما برای من ترک اسطوره ای قابل ستایش است.<br />
منظور من این است که در چنین تضادهایی چه باید کرد؟<br />
برای یک فارس آلپ ارتونقا ستودنی نیست بلکه نکوهیدنی است. و برای من ترک کاملا برعکس&#8230;<br />
ضمنا با نظر آقای بیات درباره علی دایی موافقم. ناآگاهی از شخصیتی چون علی دایی پذیرفته نیست.<br />
نمی توان باور کرد که شخصی در جایگاه علی دایی با مسائل روز آذربایجان ناآشنا باشد&#8230;<br />
همچنین انتظار نداریم او بخاطر مسائل سیاسی هستی خویش را ببازد. اما مسئله هویت ملی آذربایجان مسئله کوچکی نیست و سیاسی هم نیست.<br />
یک عکس العمل کوچک در مقابل طرفداران پرسپولیس و تقبیح اهانتهای آنها کسی را از هستی ساقط نمی کند.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>Comment on علی دایی، پرداختن به معلول و غفلت از متغیرها / سید حیدر بیات by ریضا-سئوگیلیلر یاتاغی</title>
		<link>http://www.hbayat.azerblog.com/1389_06_28_Say=1257.ay#comment-11973</link>
		<dc:creator>ریضا-سئوگیلیلر یاتاغی</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.hbayat.azerblog.com/1389_06_28_Say=1257.ay#comment-11973</guid>
		<description>سالاملار دوستلار
مباحث جالبی بود استفاده کردم. تقریبا همه یک چیز می گفتند یعنی در آخر به یک چیز رسیده اند و این نشان دهنده سالم بودن بحث است. دوستمان آراز از پانترکیست خواندن حرکت ملی آذربایجان عدول کرده و دیگر دوستان هم از مواضع اولیه خودشان کوتاه آمده اند واین خوب است.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سالاملار دوستلار<br />
مباحث جالبی بود استفاده کردم. تقریبا همه یک چیز می گفتند یعنی در آخر به یک چیز رسیده اند و این نشان دهنده سالم بودن بحث است. دوستمان آراز از پانترکیست خواندن حرکت ملی آذربایجان عدول کرده و دیگر دوستان هم از مواضع اولیه خودشان کوتاه آمده اند واین خوب است.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>Comment on علی دایی، پرداختن به معلول و غفلت از متغیرها / سید حیدر بیات by davut</title>
		<link>http://www.hbayat.azerblog.com/1389_06_28_Say=1257.ay#comment-11971</link>
		<dc:creator>davut</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.hbayat.azerblog.com/1389_06_28_Say=1257.ay#comment-11971</guid>
		<description>در این که باید حساب جنیدی و مردم فارس را از هم جدا کنیم با آقای آراز موافقم. اما دوست عزیز! اگر بنا بر این باشد که چون فردوسی به ملت ترک توهین کرده شعر او را ضعیف بدانیم غلط است. فردوسی شاعر بزرگی بوده است. ولی خیلی ازشاعران ما سنی بوده اند. خیلی ازشاعران به زنان بدترین توهین ها را کرده اند. پس همه آنها را هم به تناسب طیفی از جامعه طرد کنند. مثلا سعدی را همه نیمی ازجامعه بنی بشر طرد کنند یعنی زنان. و همینطور الی آخر. ولی اگر ما شاعری مثل فردوسی داشتیم که داریم در بوق و کرنا می کردیم و مدام  تبلیغش می کردیم. نمی کردیم؟
دوم این که ما نسبت به مسئله هویت و تاریخ خود حساس شده ایم که خوب است ولی یک نگاهی به جامعه فارس بیندازید. در مورد همین قضیه کورش ببینید چه دشمنی ها که با کورش و باستان گرایی و باستان پرستی از سوی همین فارسها نمی شود. همین صحبتهای امام خمینی را در رد شاهان گذشته را مگر نخوانده یا نشنیده اید.

---
باستان پرستی و فارس پرستی لزوما به معنای یکدیگر نیستند. 
ضمن این که کورش بازی و کورش ستیزی های چند ماهه اخیر ما را گول نزند. اینها همه بازیهای سیاسی بود. ببینید اصلاح طلبان چه قدر نسبت به مسئله کورش بی تفاوتی پیشه کردند. واقعا اینها به مسئله بی تفاوت اند؟ نه اما دیدند در این شرایط حریف بهتر میزند و سکوت پیشه کردند.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>در این که باید حساب جنیدی و مردم فارس را از هم جدا کنیم با آقای آراز موافقم. اما دوست عزیز! اگر بنا بر این باشد که چون فردوسی به ملت ترک توهین کرده شعر او را ضعیف بدانیم غلط است. فردوسی شاعر بزرگی بوده است. ولی خیلی ازشاعران ما سنی بوده اند. خیلی ازشاعران به زنان بدترین توهین ها را کرده اند. پس همه آنها را هم به تناسب طیفی از جامعه طرد کنند. مثلا سعدی را همه نیمی ازجامعه بنی بشر طرد کنند یعنی زنان. و همینطور الی آخر. ولی اگر ما شاعری مثل فردوسی داشتیم که داریم در بوق و کرنا می کردیم و مدام  تبلیغش می کردیم. نمی کردیم؟<br />
دوم این که ما نسبت به مسئله هویت و تاریخ خود حساس شده ایم که خوب است ولی یک نگاهی به جامعه فارس بیندازید. در مورد همین قضیه کورش ببینید چه دشمنی ها که با کورش و باستان گرایی و باستان پرستی از سوی همین فارسها نمی شود. همین صحبتهای امام خمینی را در رد شاهان گذشته را مگر نخوانده یا نشنیده اید.</p>
<p>&#8212;<br />
باستان پرستی و فارس پرستی لزوما به معنای یکدیگر نیستند.<br />
ضمن این که کورش بازی و کورش ستیزی های چند ماهه اخیر ما را گول نزند. اینها همه بازیهای سیاسی بود. ببینید اصلاح طلبان چه قدر نسبت به مسئله کورش بی تفاوتی پیشه کردند. واقعا اینها به مسئله بی تفاوت اند؟ نه اما دیدند در این شرایط حریف بهتر میزند و سکوت پیشه کردند.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>Comment on علی دایی، پرداختن به معلول و غفلت از متغیرها / سید حیدر بیات by آراز</title>
		<link>http://www.hbayat.azerblog.com/1389_06_28_Say=1257.ay#comment-11967</link>
		<dc:creator>آراز</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.hbayat.azerblog.com/1389_06_28_Say=1257.ay#comment-11967</guid>
		<description>سلام خدمت آقای آقازاده

دوست عزیز ما هم قبول داریم که افرادی چون جنیدی وخیلی های دیگر دشمنی خود را با ملت ترک به شدیدترین وجه ممکن نشان می دهند. اما سئوال اصلی این است که آیا ما هم دقیقا در جهت خواست امثال جنیدی حرکت کنیم و با اهانت به مفاخر ملی(شده به قول شما) مردم عادی فارس، مردم عادی فارس را نیز همراه با جنیدی بسازیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
آیا بهتر نیست با به نقد کشیدن افکار جنیدی ها، مردم عادی فارس را متوجه سازیم که جنیدی هایی وجود دارد که به بخشی از مردم ایران توهین واهانت می کنند و افکار جنیدی ها را به چالش بکشیم.( اگر چنین امکان و توانایی را نداریم مطمئنا از ضعف های خودمان است و با این ضعف چگونه می توانیم افکار عمومی فارس ها را متوجه این سازیم که فردوسی جزو مفاخر ملی نبوده است).
...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام خدمت آقای آقازاده</p>
<p>دوست عزیز ما هم قبول داریم که افرادی چون جنیدی وخیلی های دیگر دشمنی خود را با ملت ترک به شدیدترین وجه ممکن نشان می دهند. اما سئوال اصلی این است که آیا ما هم دقیقا در جهت خواست امثال جنیدی حرکت کنیم و با اهانت به مفاخر ملی(شده به قول شما) مردم عادی فارس، مردم عادی فارس را نیز همراه با جنیدی بسازیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟<br />
آیا بهتر نیست با به نقد کشیدن افکار جنیدی ها، مردم عادی فارس را متوجه سازیم که جنیدی هایی وجود دارد که به بخشی از مردم ایران توهین واهانت می کنند و افکار جنیدی ها را به چالش بکشیم.( اگر چنین امکان و توانایی را نداریم مطمئنا از ضعف های خودمان است و با این ضعف چگونه می توانیم افکار عمومی فارس ها را متوجه این سازیم که فردوسی جزو مفاخر ملی نبوده است).<br />
&#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>Comment on علی دایی، پرداختن به معلول و غفلت از متغیرها / سید حیدر بیات by امیر ارکین</title>
		<link>http://www.hbayat.azerblog.com/1389_06_28_Say=1257.ay#comment-11965</link>
		<dc:creator>امیر ارکین</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.hbayat.azerblog.com/1389_06_28_Say=1257.ay#comment-11965</guid>
		<description>باسلام وبا تشکر ازتمامی دوستان که دراین بحث شرکت کردندبه عرض دوستان میرسانم که متاسفانه خیلی ازماها می خواهیم ره صد ساله را یکروزه طی بکنیم وبنده فکرمی کنم که به بن بست می خوریم ما باید باروش  وبه کاربردن تز فرهنگی واجتماعی وپرهیز از حرکات افراطی به حق وحقوق مان برسیم نه اینکهانحرکاتی که دشمنانمان را شاد میکند بادست خودمان اسطوره های خودراکه هیچ وقت هویت خودرا انکار نکرده اند پایمال کنیم دوستان بدانند که امثال دایی وباقری خاری هستند درچشم ...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>باسلام وبا تشکر ازتمامی دوستان که دراین بحث شرکت کردندبه عرض دوستان میرسانم که متاسفانه خیلی ازماها می خواهیم ره صد ساله را یکروزه طی بکنیم وبنده فکرمی کنم که به بن بست می خوریم ما باید باروش  وبه کاربردن تز فرهنگی واجتماعی وپرهیز از حرکات افراطی به حق وحقوق مان برسیم نه اینکهانحرکاتی که دشمنانمان را شاد میکند بادست خودمان اسطوره های خودراکه هیچ وقت هویت خودرا انکار نکرده اند پایمال کنیم دوستان بدانند که امثال دایی وباقری خاری هستند درچشم &#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>Comment on علی دایی، پرداختن به معلول و غفلت از متغیرها / سید حیدر بیات by آقازاده</title>
		<link>http://www.hbayat.azerblog.com/1389_06_28_Say=1257.ay#comment-11964</link>
		<dc:creator>آقازاده</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.hbayat.azerblog.com/1389_06_28_Say=1257.ay#comment-11964</guid>
		<description>با سلام
من خیلی در ورزش سررشته ندارم و اتفاقات آنرا را نیز خیلی حرفه ای و یا حتی نیمه حرفه ای دنبال نمی کنم.
پس سعی می کنم که خیلی در این مقوله وارد بحث نشوم.
اما درباره مفاخر ملی و اینکه با این مفاخر ملی (ملی شده) چطور باید برخورد کنیم.
اینکه ما باید به اعتقادات و خود افراد احترام قائل باشیم کاملا درست است. ما نباید به مفاخر ملل دیگر اهانت کنیم. شکی در این نیست. بخصوص که اگر این ملت برادران فارس ما باشند که در یک کشور باهم زندگی می کنیم.
اما آیا این مسئله یک مسئله مطلق است؟ اگر آنان مفاخر ملی ما بر ه لجن بکشند و یا به کلی حذف کنند چه؟ اگر مفاخر ملی آنان دقیقا کسانی باشند که هویت ما را هدف تیراندازی های فرهنگی خود قرار داده اند؟
جناب آراز شما تا حدی درباره مردم عامه فارس درست می گویید.
اما اگر یکی از برادران فارس ما کسی چون استاد فریدون جنیدی باشد چه کنیم؟ او که ناآگاه نیست. هموست که می گوید "ترکان و فرزندان آنان از غزنویان تا قاجاریان تاریخ ایران را سیاه کردند بجز چند سالی که زندیان حکومت کردند و این اواخر پهلویان." روشنتر از این هم میشود دشمنی کرد با ترکان؟
آیا جناب جنیدی نیز ناآگاه است؟ او که علنا و در روز روشن ترکان را به کلی ظالم و تباه کننده عظمت آریایی ایران می داند و نحله ی "مبارک" (بگفته خودش) شعوبی را در مبارزه با ظلم و پلیدی جائران ترک و عرب می ستاید.
جناب آراز و جناب داووت، لطفا به ما بگویید با چنین افرادی که بر گرد فرهنگستانها و کتابخانه ها و مراکز تحقیقات فرهنگی ایران چمبره زده اند و افکار عمومی مردم ایران را از سرچشمه گل آلود می کنند چه رفتاری باید داشت؟ بنده که گمان نمیکنم آقایان اجازه دهند زانوی ما به چندکیلومتری زانویشان هم برسد.
تازه این فقط درباره نخبگان آنهاست.
اگر خود مفاخر ملی آنان دقیقا در تعارض با مفاخر ملی ما باشد چه؟
مثلا در همین شاهنامه شما می بینید که افراسیاب (آلپ ارتونقای ما) توسط جناب فردوسی نماد پلیدی شده است. شما می خواهید زانو به زانو با برادران فارس بنشینید و چه بگویید؟ بگویید که خواهش میکنم آلپ ارتونقا را از شاهنامه حذف کنید؟ یا شاهنامه را کنار بگذارید؟ یا ابیاتی را که بدگویی از آلپ ارتونقا میکند حذف یا تحریف کنید؟
درباره امیر تیمور چه میکنید؟ درباره سلطان محمود؟ و و و ...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با سلام<br />
من خیلی در ورزش سررشته ندارم و اتفاقات آنرا را نیز خیلی حرفه ای و یا حتی نیمه حرفه ای دنبال نمی کنم.<br />
پس سعی می کنم که خیلی در این مقوله وارد بحث نشوم.<br />
اما درباره مفاخر ملی و اینکه با این مفاخر ملی (ملی شده) چطور باید برخورد کنیم.<br />
اینکه ما باید به اعتقادات و خود افراد احترام قائل باشیم کاملا درست است. ما نباید به مفاخر ملل دیگر اهانت کنیم. شکی در این نیست. بخصوص که اگر این ملت برادران فارس ما باشند که در یک کشور باهم زندگی می کنیم.<br />
اما آیا این مسئله یک مسئله مطلق است؟ اگر آنان مفاخر ملی ما بر ه لجن بکشند و یا به کلی حذف کنند چه؟ اگر مفاخر ملی آنان دقیقا کسانی باشند که هویت ما را هدف تیراندازی های فرهنگی خود قرار داده اند؟<br />
جناب آراز شما تا حدی درباره مردم عامه فارس درست می گویید.<br />
اما اگر یکی از برادران فارس ما کسی چون استاد فریدون جنیدی باشد چه کنیم؟ او که ناآگاه نیست. هموست که می گوید &#8220;ترکان و فرزندان آنان از غزنویان تا قاجاریان تاریخ ایران را سیاه کردند بجز چند سالی که زندیان حکومت کردند و این اواخر پهلویان.&#8221; روشنتر از این هم میشود دشمنی کرد با ترکان؟<br />
آیا جناب جنیدی نیز ناآگاه است؟ او که علنا و در روز روشن ترکان را به کلی ظالم و تباه کننده عظمت آریایی ایران می داند و نحله ی &#8220;مبارک&#8221; (بگفته خودش) شعوبی را در مبارزه با ظلم و پلیدی جائران ترک و عرب می ستاید.<br />
جناب آراز و جناب داووت، لطفا به ما بگویید با چنین افرادی که بر گرد فرهنگستانها و کتابخانه ها و مراکز تحقیقات فرهنگی ایران چمبره زده اند و افکار عمومی مردم ایران را از سرچشمه گل آلود می کنند چه رفتاری باید داشت؟ بنده که گمان نمیکنم آقایان اجازه دهند زانوی ما به چندکیلومتری زانویشان هم برسد.<br />
تازه این فقط درباره نخبگان آنهاست.<br />
اگر خود مفاخر ملی آنان دقیقا در تعارض با مفاخر ملی ما باشد چه؟<br />
مثلا در همین شاهنامه شما می بینید که افراسیاب (آلپ ارتونقای ما) توسط جناب فردوسی نماد پلیدی شده است. شما می خواهید زانو به زانو با برادران فارس بنشینید و چه بگویید؟ بگویید که خواهش میکنم آلپ ارتونقا را از شاهنامه حذف کنید؟ یا شاهنامه را کنار بگذارید؟ یا ابیاتی را که بدگویی از آلپ ارتونقا میکند حذف یا تحریف کنید؟<br />
درباره امیر تیمور چه میکنید؟ درباره سلطان محمود؟ و و و &#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>

