سون یازیلار

سون گؤروشلر

آرشیو


« اؤزموزدن خبرسیزمیشیک بیز / ایواز طاها | آنا یارپاق | نقش ارسين بر ديوار / سيد حيدر بيات »

این مرده ریگ چنگی به دل نمی‌زند / سید حیدر بیات

قوراپيشيرن ۲۳, ۱۳۸۹

(به مناسبت درگذشت مرحوم دکتر عنایت الله رضا)
riza-inayetullah.jpg

به عنوان یک انسان جهان سومی اینروزها در حال و هوای خاصی به سر می‌برم. حال و هوایی که یأس را بی‌رحمانه در تک تک سلولهای بدن انسان نهادینه می‌کند. می‌دانم بسیاری از هم نسلان من چنین حال و هوایی دارند. نوشته‌ای که ترجمان چنین حال و هوایی باشد به چه درد مخاطب میخورد و چرا باید آنرا نوشت؟
اما وقتی بارقه‌ای شعله بر خرمن جان آدمی می‌زند آنگاه ننوشتن سخت می‌شود. درگذشت شادروان عنایت الله رضا بارقه‌ای چنین بر خرمن جانم زد.
سخن از یأس انسان ایرانی بود. وقتی به لیست درگذشته‌های جامعه علمی و فرهنگی خودمان نگاه می‌کنم این یأس جری‌تر می‌شود. نه از این جهت که مرگ و دوری سخت است. نه! بل از این روی که کسانی که می‌میرند مرده‌ریگ ارزشمندی برای ما باقی نگذاشته‌اند.
مقایسه این لیست با لیست درگذشتگان همسایه (جهان عرب) و غرب تنها بار اندوه را در خاطر انسان سنگین‌تر می‌کند.
در غرب به نامهایی چون استروس پدر انسان شناسی مدرن و ساراماگو نویسنده رمان کوری برمیخوریم که در سال گذشته یا امسال دیده بر جهان بسته‌اند و در جهان عرب فیلسوفان بزرگی نظیر محمد عابد الجابری و نصر حامد ابوزید.
*
مدارس نظامیه در حدود هزار سال پیش توسط نظام الملک وزیر دولت ترک سلجوقی در قلمرو سلجوقیان (از جمله در ایران امروز) ساخته شده‌اند. حدود دو قرن پیش نیز (اوائل ۱۲۶۶هـ.ق) دارالفنون توسط امیرکبیر تاسیس گردید و در اوایل قرن حاضر خورشیدی دانشگاه تهران بنیان نهاده شد.
با اینهمه ما هنوز یک فیلسوف، یک زبانشناس، یک جامعه‌شناس، یک انسان شناس، یک اسطوره شناس و … تمام عیار نداریم. حتی یک شاعر و رمان نویس تمام عیار نیز نداریم. اندیشه‌ورز و دانشمندی که آثارش در جهان شناخته شده باشد.
نمونه‌های انگشت‌شماری چون احمد شاملو، رضا براهنی، دکتر شایگان، دکتر نصر و … وجود دارند اما «النادر کالمعدوم». و بگذریم از اینکه این چهره‌ها نیز در مقایسه با چهره‌های جهانی کم فروغ می‌نمایند.
چرا باید در کشوی که هزار سال دارای سیستم آموزشی نسبتا فراگیری بوده است، در چنین سطح نازلی از اندیشه و معرفت قرار بگیریم؟
چرا دهها متخصص طراز اول پزشکی در جهان داریم اما ده آفرینشگر و اندیشمند برجسته جهانی نداریم؟
آیا بخشی از این عقب‌ ماندگی مرهون! وجود اندیشه‌هایی از جنس اندیشه‌های دکتر عنایت الله رضا نیست؟
فلسفه وجودی امثال دکتر عنایت الله رضا که وظیفه بزرگشان نفی هویت بیش از نیمی از جمعیت این کشور است، چیست؟
وارونه نگاری ناشیانه تاریخ و جغرافیا، حرمت ننهادن به بخش بزرگی از انسان ایرانی، خدشه دار کردن اعتبار علمی دائرة‌ المعارف بزرگ اسلامی که میلیون‌ها دلار از بودجه بیت المال و از جیب مردم از جمله از جیب آن نیمه مغبوض برای تولید و نشر آن هزینه می‌شود، چه گره کوری را از مشکلات جامعه دانشگاهی ما خواهد گشود؟
تلاش برای سیستماتیک کردن نفی هویت اقوام و ملت‌های غیر فارس ایرانی که از سوی امثال عنایت الله رضا، استادان، دوستان و شاگردان وی صورت می‌گرفت، برای جامعه ما هیچ ثمره‌ای نداشت و تنها بخش قابل توجهی از انرژی جامعه علمی و سیاسی کشور را به هدر داد و اعتبار بسیاری از تولیدات علمی در حوزه های علوم انسانی را خدشه‌دار کرد.
در واقع فاجعه‌ای بالاتر از آن وجود ندارد که خشت نخست دیوار دانش و شناخت در یک کشوری کج نهاده شود. و باید این دیوار را از نو ساخت. و آیا این کار عملی و ممکن است؟: «نگر تا حلقه اقبال ناممکن نجنبانی*» (انوری)
*
و راستی را، این مرده ریگ چنگی به دل نمی‌زند.


*- جالب اینجاست که این مصراع از شعر انوری در دیوان شعرای مختلفی چون سلمان ساوجی و حافظ نیز آمده است و چون دیوان حافظ مشهور است این مصراع مثل بسیاری از مصراعها و ابیات دیگر به حافظ نسبت داده می‌شود.
به هرحال، انگار از زمانی که اندیشه شعوبی در این مملکت رحل اقامت افکنده است، این اقبال ناممکن نیز به بخش غیر قابل انفکاک تاریخ و سرنوشت ما بدل شده است.

بؤلمه لر: خبر و تحلیل |

۱۱ گؤروش یازی: “این مرده ریگ چنگی به دل نمی‌زند / سید حیدر بیات”

  1. جواد دئییر:
    قوراپيشيرن ۲۳-ي, ۱۳۸۹ چاغ ۸:۰۹ گ.ؤ

    باسلام

    ۱- دلایل سکوت چندین ماهه شما را حدس میزدم که با توضیحات ابتدای متن تایید شد و این بسیار هم قابل درک است . و باید به دعا از خدا خواست که …. روزگار ما را بهتر و به سامان تر گردان .

    ۲- دایره المعارف اسلامی که بیش از ۱۲۰ مقاله آن را یک کمونیست و نژاد پرست بنویسد البته خواندنی است !

    ۳- یکی از اساتید ایشان طبعا احمد کسروی بوده است و هر چند در ظاهر هر دو در گروه ناسیونالیستهای افراطی قرار می گیرند اما فرقی بسیار بزرگ ما بین این دو بود . کسروی انسانی معتقد بود که جز در راه عقیده – به زعم خویش رهایی بخش – گام برنداشت و حتی در نهایت جان خود را در راه عقیده اش داد . اما عنایت رضا همانگونه که در متن هم آورده اید ” وظیفه بزرگشان نفی هویت بیش از نیمی از جمعیت این کشور” بود و عقب نگه داشتن کاروان علوم انسانی در این مملکت. و بنابر همین به گمانم آنچه در ذهن این مرحوم و احمد کسروی می گذشت بسیار متفاوت و از این لحاظ مقایسه این دو قیاس مع الفارق خواهد بود.

    ۴- به بهانه درگذشت ایشان مثل همیشه درخواستی از شما و دیگر فعالان نویسنده آذربایجان دارم . و آن اینکه امیدوارم کسی پیدا شود تا زندگی ؛ اندیشه و فعالیتهای علمی نویسندگانی از این دست - که پاتوقشان بنیاد افشار و ایرانشناسی - است را به نقد بکشد. هر چند گاها این کار صورت می پذیرد ولی تا آنجا که من می دانم هیچوقت این تحقیقات جامع الطراف نبوده است مثلا آقای مهندس حسن راشدی در معرفی و نقد اندیشه کسروی مطالبی دارند که به گمانم فقط یک روی سکه را دیده اند . من معتقدم کسروی هیچوقت نه غربزده بوده ؛ نه خودباخته ، نه دلبسته و مورد حمایت رضان خان و دولتمردان آن زمان نه دشمن اسلام و پیامبر و نه دشمن آذربایجان و زبان ترکی . چیزی که منتقدان به او نسبت می دهند. هر چند او را «برانگیخته» هم نمی دانم. او را فردی میدانم که در جستجوی حقیقت بوده است ولی متاسفانه به واسطه ی برخی کارهایش خیلی به مقصود نرسید. واقعیتش من خیلی کاری به افرادی چون خانواده افشار , شیخ الاسلامی , فروغی , کارنگ , آشتیانی ، عنایت رضا و افرادی از این دست ندارم . اما کسروی - کسی که ما نام او را در کنار اسامی افرادی که آوردم می گذاریم - بسیار برای من جذاب است . او دانشمند بزرگ آذربایجان بود و ما بی جهت او را از خود می رانیم و دو دستی تقدیم پان فارس ها می کنیم . جا دارد که از طرف دوستداران واقعی آذربایجان تحقیقات گسترده ایی درباره وی شود چیزی که جای آن سخت خالی است . و درگذشت دکتر رضا بهانه و فرصت خوبی برای طرح این موضوع بود.

    با تشکر.


    سلام
    در مورد کسروی کاملا با شما موافقم. او اندیشمندی جستجوگر بود. اما طرح زبان آذری او طرحی ناهوشمندانه بود که نوشته شدن آن در زمان رضاخان سبب شد بیش از نیم قرن به انسان آذربایجانی توهین شود. نکته جالب اینجاست که آذربایجانیها به عنوان بزرگترین جمعیت غیر فارسی زبان وقتی چنین در تنگنا قرار گرفتند لاجرم راه بر اقوام دیگر نیز بسته شد.
    همه اینها تقصیر کسروی نبود. اما ناهوشمندی او نقشی عظیم در این میان داشت. در زمانی که دیگران برای خود آثار باستانی تولید! می کردند و تخت جمشید و پاسارگاد میساختند او زبان آذری می نوشت.
    باری جستجوهای مداوم کسروی در زمینه تاریخ و اندیشه در خور احترام است و باید به آغوش جامعه علمی آذربایجان باز گردد. دوست شفیقمان جناب فتح الله ذوقی در کسروی شناسی دستی دارند. امیدوارم ایشان کارهایی را در این زمینه سامان بدهند.
    ساغ اولون

  2. links for 2010-07-15 « تورکوک بیز Türkük Biz دئییر:
    قوراپيشيرن ۲۴-ي, ۱۳۸۹ چاغ ۱۰:۳۰ گ.ؤ

    […] این مرده ریگ چنگی به دل نمی‌زند / سید حیدر بیات فلسفه وجودی امثال دکتر عنایت الله رضا که وظیفه بزرگشان نفی هویت بیش از نیمی از جمعیت این کشور است، چیست؟ وارونه نگاری ناشیانه تاریخ و جغرافیا، حرمت ننهادن به بخش بزرگی از انسان ایرانی، خدشه دار کردن اعتبار علمی دائرة‌ المعارف بزرگ اسلامی که میلیون‌ها دلار از بودجه بیت المال و از جیب مردم از جمله از جیب آن نیمه مغبوض برای تولید و نشر آن هزینه می‌شود، چه گره کوری را از مشکلات جامعه دانشگاهی ما خواهد گشود؟ تلاش برای سیستماتیک کردن نفی هویت اقوام و ملت‌های غیر فارس ایرانی که از سوی امثال عنایت الله رضا، استادان، دوستان و شاگردان وی صورت می‌گرفت، برای جامعه ما هیچ ثمره‌ای نداشت و تنها بخش قابل توجهی از انرژی جامعه علمی و سیاسی کشور را به هدر داد و اعتبار بسیاری از تولیدات علمی در حوزه های علوم انسانی را خدشه‌دار کرد. […]

  3. ابولفضل دئییر:
    قوراپيشيرن ۲۶-ي, ۱۳۸۹ چاغ ۶:۲۷ آ.خ

    آقا جواد اون يكيا هم كه ازشون بد گفتي يا به بدگويي تظاهر كردي اولش نميخاستن طوذي باشن كه شما رو ازرده كنن ولي بعدن به واسطه به قول شما همون بعضي كاراشون طوري شدن كه شما الن نميتونين ازشون دفاع كنين!!!!

  4. ذوقی دئییر:
    قوراپيشيرن ۲۸-ي, ۱۳۸۹ چاغ ۸:۰۵ آ.خ

    سلام دوستلار!
    کسروی حاقدا دوستلار وورغولامیشکن آذربایجان داها آرتیق دوشونمه لی دیر. اونون ایشلری نین یؤنلری گؤزدن کئچیریلیب و آذربایجانا خدمت و خیانتی نی بیر داها اؤلچولمه لیدی.
    کسروی بیر آیدین اولاراق کیمسه یه ساتیلمادی و او اؤز اینامینی سؤیله مک جرأتینه مالیک بیر آیدین ایدی. ائله بو دا اونون جانینین باهاسینا قوتاردی و بیر خراب قالمیش اؤلکه نین سیغیندیغی عدالتخاناسیندا! اؤلدورولدو.
    کسروی نین دوشونجه سی و اثرلری نئچه یؤندن بررسی اولا بیلر:
    ۱. مذهبی بؤن: کسروی اؤزو طلبه لیک ائدیب و بیر دین عالیمی اولدوغوندان دولایی بیر سیرا دینی نظرلری وار کی اوندان آد چکمه یی ایندی یه کیمی خالق آراسیندا قاداغا ائتمیش. هله لیک بو قونو بیزیم کامنت قونوموزدان بیر آز اوزاقدیر.
    ۲. آذربایجان یؤنو: کسروی هئچ زامان آذربایجانا خور باخماییب و اونو آلچالتماییبدیر. کسروی نین ان بؤیوک خیدمتی آذربایجانا, مشروطه تاریخینی دوزگون یازیب ثبت ائتمه یی دیر. بو ایشده هئچ کیم کسروی نین ایاغینا چاتماز. کسروی اولماسایدی بللی دئییلدی آذربایجان مشروطه چی لری نین سسلری بو قدر بیزیم قولاغیمیزا چاتاجاغدی یوخسا یوخ. آللاه بیلیر کسروی نین بو اثری, نه قدر آذربایجانلی لارین مشروطه ده اولدوغو روللارینی قورویوب و مصادره دن ساخلادی. کسروی نین مشروطه قونوسوندا آذربایجان بوینونا اولدوغو حاققی آیدین و دانیلماز و بو قونودا اونون یاراتدیغی اثر آشیلمازدیر.
    ۳. آذری دیلی تئوریسی: کسروی نین آذربایجان اسکی دیلی حاقدا وئردیگی تئوری, بیر علمی تئوریدیر. او بیر سیرا قایناقلار اساسیندا بو تئورینی وئرمیش. بو تئوری نین منفی ائتگی لری هامیمیزا آیدین دیر آنجاق اگر کسروی بو تئورینی وئرمه سه ایدی بیر باشقاسی حتما وئره جه یدی. کسروی نین بو تئوریسی تکمیل, اصلاح و حتی رد اولونا بیلردی. کیمسه بونا دوزگون جاواب یازماییبسا داها اونو قیناماق دوز دئیل. بلی اونون بو تئوریسی سایین حیدر بیات جنابلاری یازدیقلاری کیمی «ناهوشمندانه» ایدی. آنجاق او اؤز فطانتی ایلیه تاریخی متنلردن سئزدیگی بو تئورینی باشقا ایشلری کیمی آغینا بوزونا باخمایاراق اورتایا قویدو.
    ۴. ایرانچیلیق قونوسو؛ کسروی فارسچی دئیلده «پارسیچی» دی. و بو فارسیچیلیقدا اونون ایرانچیلیغیندان آسیلیدی. او ایرانا بیر اورتاق دیل ایسته ییردی و بو آرادا هامیسیندان راحات فارسی دیلینی گؤردو. اوندا تورکلوک داماری یوخ ایدی و دیللرین و لهجه لرین بشری بیر میراث اولدوغونو بیلیردیسه آنجاق بیر حقوقدان اولاراق آنا دیلینده دانیشماغین و تحصیل آلماغین بیر دوغال و انسانی حق اولدوغونون فرقینده دئیلدی. کسروی ییرمینجی عصرین اوللرینده مد اولان فیکیرلر اساسیندا دوشونوردو. بیر عصرده کی محمدامین رسولزاده قزئته سینی ایراندا باشلیق ائتدی و ایلک ستونو او قزئته ده باشلاندی و تقی زاده , ذکاء الملک و … کیمی بیر چوخ آنتی تورک شئونیست لر او قزئته نین قوجاغیندا بسلندیلر. بو بیر حالدا ایدی کی رحمتلی رسولزاده اؤز مقاله لرینی تورکجه یازیردی و او قزئته ده چئویریسی چاپ اولوردو! ائله اکثریتی تورک اولان ایرانیمیزدا.
    من هئچ اوزدن کسروی نی بو قونودا تبرئه ائتمک ایسته میرم نییه کی اونون بیر دیلی باشقا میلتلره تحمیل ائتمه دوشونجه سی نین نه قدر آلچاق و منحط اولدوغو داها آیدین دیر. آنجاق اونون موقعیتینی و زمانه سینی باشا دوشوب درک ائتمک بیزی داها یاخشی یارغیلیغا یاردیم ائدر. هر حالدا اونون بوتون چابالاری ایرانچیلیق و فارسیچیلیق چرچیوه سینده دیرلندیریلیر. آما اونوتمامالی ییق هئچ کیم کسروی کیمی فارس ادبیاتی بویوکلری و شاعیرلرینی قینامادی. اونون فارس شاعیرلر و عاریفلر حاقدا وئردیگی نظر بوتون شوونیستلری قیزدیردی . بیریسی یازدی کی ! او دؤنه لرله تورک اولدوغونا گؤره قناندی و بیر چوخ اهانتلر و تحقیرلره توش اولدو آنجاق فارسیچیلیغیندان دؤنمه دی…!
    او عؤمرونون سونونا دک بیر چوخ فارس شئونیستلریله کوسولو قالدی. بلکه او داها آرتیق یاشاسایدی و حیزبیلیگی ده گؤرسه یدی اوندا اولان انصاف شاید اونو آذربایجان قایتارایدی و اشتباهلارینی باشا سالایدی. بلکه او قورشونا گئتمه سه یدی …

  5. جواد دئییر:
    قوراپيشيرن ۳۰-ي, ۱۳۸۹ چاغ ۷:۰۷ آ.خ

    سلاملار .

    آقای بیات و آقای ذوقی دن تشکر ائدرک کسروی حاقیندا یوخاریداکی یازیلارا مکمل اولسون دئیه دئملی یم بیز آذربایجانلی لار نه دن کسروی نی آذربایجاندان آییرمیشیق ؟ بیلیریک کی کسروی هیچ بیر زامان اؤزو بو ایشی گؤرمه ییب دیر . او نه آذربایجانی و نه تورک دیلینی پیسلمیر. آذربایجان نین مشروطه تاریخینی و اونون مکملی آذربایجانین ۱۸ ایللیک تاریخینی یازیر و مشروطه قهرمانلارینین آدلاری و ایگیت لیک لری ایتیب باتماسین دئیه او کیتابلاری قلمه آلیر و حتی خیابانی نین حرکتی ایله ده اختلاف و سؤزلری چیخاندا دا آذربایجاندان اؤترو گئری چکیلیر . او زندگینامه سینده یازیر : ” در آن میان کوچندگان آذربایجان به کوششهایی به زیان خیابانی برخاسته بودند و پیشگامان ایشان بصیر السلطنه و هیئت میبودند . من بهتر دانستم خود را کنار گیرم زیرا بیشتر آنان مردان بد نامی بودند … گذشته از اینها من دوست نداشتم با یک جنبشی از آذربایجان بدخواهی نشان دهم ” .
    کسروی زنجان دا اولان ایللرده و اورانین عدلیه ایشلرینه باخارکن و اورادا « آذربایجان فی ثمانیه عشر عاما»کیتابینی یازان زامان یئنه ده زنجانین تورکو دیلیندن واز گئچه بیلمه ییر و آراشدیرمالار آپاریر . زندگینامه سینده یازیر : “در زنجان چون بترکی سخن گفته میشود اندک جدایی که میانه زبان آنجا با ترکی آذربایجان می باشد مرا وا داشت که درباره ترکی به اندیشه و جستجو پردازم . در مازندران چیزی بعربی زیر عنوان « اللغته الترکیه فی ایران » نوشته برای العرفان فرستاده بودم . در اینجا همان رشته را دنبال کردم و کتابهایی بترکی از غزلیات فضولی و دیوانهای امیر علیشیر بدست آوردم . هیدجی نام ملایی می بود که در تهران در مدرسه سید ناصرالدین می زیست . او چون شاعر می بود. و شعر های ترکی بسیاریی از او در یادها و زبانها میبود آنها را نیز گرد آوردم. از این کوشش و جستجو نتیجه هایی بدست آمد که از جمله این بود که ترکی از دیدگاه کار واژه ها ( افعال ) بفارسی برتری می دارد . زیرا دیده شده در ترکی پانزده گونه گذشته ( ماضی ) و چهار گونه اکنون ( مضارع ) بکار میرود . در حالیکه در فارسی در برابر آنها بیش از چهار گونه گذشته و یک گونه اکنون شناخته نمیبود . این یکی از چیزهایی می بود که مرا از نارسایی زبان فارسی و بیماری آن آگاه گردانید. ”
    اما ایندی نه دن آذربایجاندا کسروینی « خودباخته » آدلاندیریرلار . بلکی «آذری» کیتابینی یازماق ایچین . اما کسروی یازیر کی ” من در نوشتن آن کتاب جز راه یافتن به راستیها را نخواسته ام و جز پیروی از دلیل نکرده ام . » البته بو او دئمک دئییل کی او کیتاب دوزگون دور و هیچ یانلیشی یوخودور. خیر ! اما یقین بیر علمی آراشدیرمادیر . و هر علمی آراشدیرما دوزگون اولا بیلمز . مثلا جامعه ده گورونور کی « وحی » حاقیندا نه قدر بیر بیرینه اویمایان و قارشی قارشییا دایانان نظریه لره اؤزللیکله بو سون ایللرده اورتایا قویولوب.بو او دئمک دئییل کی بو نظریه لر هامیسی دوغرو و دوزگوندور اما سونوندا بو نظریه لر دوزگون بیر یؤنه اولاشمانی ساغلایا بیلر. منجه بو حاقدا کسروی نین هیچ بیر سوچو یوخدور . بو سوچ آذربایجانین باشقا بیلگین لرینه و اؤزلجه بو نظریه نین مخالف لرینه قاییدیر. ایندی باخاق کی اللی نئچه ایلدن سونرا بو نظریه یه قارشی و کسروی نین ادعاسینی رد ائدن نئچه علمی کیتاب یازیلیب می ؟ یئنه ساغ اولسون دوکتور جواد هیئت جینابلارینی کی وارلیق دا گوجلو قلمی ایله بو حاقدا مقاله لر یازیب. ( باخ وارلیق/ سایی ۱۰۹)
    البته بوگون بیزلره بللی اولوب و آیدینلاشیب کی کسروی نین بعضی فیکیر لری هیچ ده دوزگون دئییل دی . مثلا او بیر جامعه نین بیرلیگینه داییر او جامعه ده یالنیز بیر دیلین اولماسی و بوتون خالق ( توده ) بیر دیل ایله دانیشیب و یازیب اوخوماسینی و باشقا دیللرین ، نه قدر ده گوجلو اولماسینا رغما ، اورتادان قالدیریلماسینی مدافعه ائدیر. و دیل لرین چوخلوغونو بیر جامعه نین و اؤزللیکله دوغو اؤلکه لرین گئری قالماقینا دلیل بیلیر . ( کسروی آمریکا کیمی گلیشمیش اؤلکه لرده بو نظریه دن مدافعه ائتمیر) حال بو کی بو گون بو ادعانین یانلیش اولدوغو هیچ کیمسه یه گیزلی دئییل . چونکو بو سؤز دوغرو اولسایدی اگر ، اوندا شوروی دئییل آمریکا گرگ داغیلایدی . بورادا بونا یاناشمیریق کی کسرونین بیر سیرا ایشلری ایلک گوندن بئله ، کیتاب یاندیرماق کیمی ، دوزگون دئییل دی. اما بونلارا رغما منه آیدین دیر کی کسروی اؤزو ده دئدیگی کیمی ساده جه خالقینین خوشبخت لیگینی دیله ییر دی . او تورکیه یازاری « یارار افندی » نین جوابیندا یازیر ” یارار افندی مرا ترک می خواند بخواند ، عرب می داند بداند ، اگر به عرب یا به ایرانیان ماننده نیستم نباشم ، اینها نه چیزی است که من ارج گذارم. آنچه من ارج گذارده ام آن است که در توده ی ایران زاییده شده ام و در میان این توده زندگی می کنم و سود و زیان و آسایش و گرفتاری من و خانواده ام بسته به نیکی یا بدی حال این توده و این کشور می باشد ، این است بایستی خواهان نیکی این توده باشم که بوده ام و اکنون نیز هستم. ”
    کسروی ایراندا فارسجادان باشقا ، آیری یئرلی دیل لرین آرادان قالدیریلماسینی بؤیله ساوونور : ” من هیچگاه نخواسته ام ترکها از ایران بیرون روند ، هیچگاه نگفته ام در ایران ترک نیست ، آنچه من گفته ام و خواسته ام ، این بوده که زبانهای گوناگونی که در ایران سخن رانده می شود ، از ترکی و عربی و ارمنی و آسوری و نیمزبانهای استانها ( از گیلکی و مازندرانی و سمنانی و سرخه یی و کردی و لری و شوشتری و مانند اینها ) از میان رود و همگی ایرانیان دارای یک زبان ( که زیان فارسی است ) باشند . این بوده خواسته من و در این راه بوده که کوشیده ام . این نیز نه از راه آن بوده که ترکی یا عربی یا ارمنی یا آسوری را بد می دانم و دشمن می دارم ، چنین چیزی نبوده است و نبایستی بود. ترکی زبان مادری من است. عربی را یاد گرفته ام و بهتر از عربها توانم نوشت ، ارمنی را درس خوانده ام و بهره ها از آن برداشته ام ، از آسوری ناآگاه نمی باشم . این زبانها همه نیک است ، چیزی که هست بودن آنها در ایران مایه پراکندگی این توده است. مردیم که در یک کشور می زیند و سود و زیانشان به هم پیوسته است جدایی در میانه هر چه کمتر بهتر . ” ( ما و همسایگان )
    کسروی نین دیل و دیلچیلیگدن باشقا اؤنملی یازیلاریدا واردیر کی شیعه چیلیک ، صوفی چیلیک ، بهایی چیلیک و دین ایله ادبیات و تاریخ حاقیندا دیر . بورادا اونلارا ، نه قدر اؤنم داشیدیغینا رغما ، توخونماق یئری دئییل ساده جه ، آذربایجانین بؤیوک بیلگینی حاقیندا ، بورادا اؤزونون یازدیغی سؤزو گترمک یئرسیز اولماز: ” جای بسیار خشنودی است که در این کشوری که رشوه خواری و ناراستی از در و دیوارش می بارد ، من که در عدلیه در کانون رشوه خواری می بودم خدا مرا از لغزش دور داشته است . در این کشوری که چاپلوسی و پستی گریبانگیر خرد و بزرگ می باشد ، من با همه آمیزش با چاپلوسان و پست نهادان ، آلوده ی خوی آنان نگردیده ام . ” و حتی تام صداقت له نئچه دفعه ملک الشعرا و وحید دستگردی ایله تریاک ایچمگی ده یازیر.

    باغیشلارسینیز.

  6. جواد دئییر:
    قويروق دوغان ۱-ي, ۱۳۸۹ چاغ ۳:۲۸ آ.خ

    با سلام.

    امروز مقاله یی خواندنی از رضا همراز به مناسبت درگذشت شادروان دکتر منوچهر مرتضوی در سایتشان منتشر شد. به دلیل اینکه بخشهایی از آن مقاله مربوط به کسروی است در ادامه آورده می شود:

    از آثار چاپ شده ایشان ( مرحوم دکتر منوچهر مرتضوی ) می توان به کتب زیر اشاره کرد :
    ۱- ….
    ۶- زبان دیرین آذربایجان - جنجالی ترین اثر ایشان که نخستین بار به سال ۱۳۵۸ چاپ گردید . دکتر محمود افشار که خدماتش به ترویج زبان فارسی و اضمحلال سایر زبانها اظهر من الشمس بوده در مقدمه خود به کتاب زبان دیرین آذربایجان اثر مرحوم مرتضوی می نویسد : ترکی که اکنون در آذربایجان و زنجان تکلم می شود خارجی است و بوسیله مهاجمان ترک سلجوقی و مغولان و تاتارها و ترکمنها ی آق قویونلو و قره قویونلو به این نواحی تحمیل شده است ( ص ۱۵ ) ممکن است بعضی تصور کنند که این گونه نوشته های مکرر است ؛ اما موضوع به قدری مهم و دائمی می باشد که هر قدر مکرر شود مورد استفاده خواهد بود . ( همان )
    این رساله مورد توجه محافلی که اندیشه کسروی را ترویج می دهند قرار گرفت و از طرف دانشمندان و ترکولوژهای آذربایجانی مورد انتقاد شدید قرار گرفت . متاسفانه نویسنده این رساله نیز بسان دیگر همفکران خود هیچگاه به این سخنان کسروی توجه نکرده و آن را در طاق نسیان و فراموشی گذاشته بودند :« تركي‌ يكي‌ از زبانهاي‌ بزرگ‌ جهان‌ و در شمار عربي‌ و فارسي‌ و اين‌ گونه‌ مي‌باشد» کسروی سپس‌ اظهار مي‌دارد كه‌: «بايد دانست‌زبان‌ فارسي‌ يكي‌ از آسان‌ترين‌ زبانهاي‌ جهان‌ است‌ (و اگر اصلاحي‌ كه‌ در آنجا كرده‌ايم‌ پيش‌ رود ديگر آسانتر خواهد بود)نويسنده‌ كه‌ چند زباني‌ را مي‌دانم‌ و از چند زبان‌ ديگر هم‌ آگاهم‌ در ميان‌ همه‌ آنها فارسي‌ را آسان‌تر مي‌دانم‌. با اين‌ حال‌ هيچ‌مانعي‌ ندارد كه‌ اگر نيازي‌ هست‌ نوآموزان‌ الفبا را به‌ تركي‌ بخوانند اين‌ هم‌ چيزي‌ است‌ كه‌ بايد دبستانها بسنجند وبيازمايند. “
    مرحوم کسروی این شهامت را داشت که هر از چند گاهی به مطالعات خود در زمینه تاریخ و فرهنگ آذربایجانی بپردازد و ظرافت های آنها را در جایی بنویسد . متاسفانه اعوان و انصار او هیچگاه به این مثبت اندیشی های کسروی توجه و اعتنائی نکردند و همچنان سردرگم در متون پرسه زدند .شادروان کسروی نیز مدتی به مطالعه تاریخ ادبیات بر آمد اما به چیزهای دیگر دست یافت . او در مورد شعراي‌ آذربايجان‌ و بطور كلي‌ مبحث‌ شعر و شاعري‌ ، بحثهاي‌ خاصّي‌ دارد. وي‌ گفتارهايي‌ پيرامون‌ ردشعراي‌ نامي‌ ايران‌ از جمله‌: حافظ‌، سعدي‌ و مولانا در مجلة‌ پيمان‌ به‌ يادگار گذاشته‌.رساله‌ايي‌ مستقل‌ نيز با عنوان‌ «حافظ‌چه‌ مي‌گويد» به‌ چاپ‌ رسانده‌ كه‌ در آن‌ نيز، اين‌ شاعر را به‌ سختي‌ مورد نكوهش‌ قرار داده‌ است‌ با اينهمه‌ از چند شاعرآذربايجاني‌ به‌ نيكي‌ ياد كرده‌ است‌ و انديشه‌ آنها را مي‌ستايد. به‌ عنوان‌ مثال‌ : ميرزا علي‌ اكبر طاهرزاده‌ (صابر شرواني‌) كه‌ درايران‌، بيشتر با تخلص‌هاي‌ ملانصرالدين‌، هوپ‌ هوپ‌ و صابر شناخته‌ شده‌ است‌ و نيز پروين‌ اعتصامي‌ شاعره‌ نام‌ آورآذربايجان‌ تمجيد كرده‌ است‌ . كسروي‌ در كتاب‌ (در پيرامون‌ ادبيات‌) كه‌ در حوزه‌ ادبيات‌ و شعر و شاعري‌ بحث‌ كرده‌ برخلاف‌ بعضي‌ها تا به‌ عارف‌ قزويني‌ اين‌ شاعر ترك‌، ترك‌ ستيز معاصر مي‌رسد وي‌ را با صابر مي‌سنجد امّا كفه‌ داوري‌ را به‌نفع‌ صابر سنگين‌ مي‌بيند. متاسفانه مرحوم مرتضوی این سعه ی صدر را نتوانست کسب کند که در اوقات فراغت به تاریخ ادبیات ترکی روی آورده و ظرافت های آن را در آورد . کاری را که قبلا کسروی کرده بود ! یکی از آخرین تحقیقات در این حوزه کار دکتر فرهاد قابوسی است که در چندین سایت اینترنتی مشاهده گردیده و علاقمندان می توانند استفاده نمایند …..

  7. سهند دئییر:
    قويروق دوغان ۵-ي, ۱۳۸۹ چاغ ۵:۵۶ گ.ؤ

    در معرفی کتاب تفکر بر انگیر ” کشاکش ارا در جامعه شناسی” نوشته استیون سیدمن. ترجمه هادی جلیلی. ار نشر نی

    سائین حیدر بی: سالاملارلا. عزیز کارداشیمیز مرحبا: به سایت تان مرتب سر می زنم و نوشته های جاندارتان را می خوانم اما بهانه ای پیدا نمی کردم که پیامی درج کرده و سلامی گفته باشم. چند روز قبل که به یکی ار سخنرانی های دکتر علیرضا اصغر زاده گوش می کردم ایشان به شیوه مرموزانه و پیچیده ادامه سلطه قدرت در جوامع بشری اشاره کردند که در ایران هم شوینیست های تاریخ مصرفشان به پایان رسیده امروز ها ازش آویزان شده اند. اینهم اینکه در ایران قومی به نام فارس وجود ندارد و همه ما ایرانی هستیم و از این جور افسانه های کودکانه. اما اگر از سطح اینگونه داستان های ساده لوحانه به عمق رویم به مکانیزم و ساختار نهانی و اسرار آمیز زبانی بر می خوریم که توسط آن قشر و طبقه اقلیت صاحبان قدرت اکثریت احاد بشر را قرنها در بی خبری نگه داشته و استثمارشان کرده اند.
    همانطوریکه در قرن بیستم– مخصوصا سال ها بین ۱۹۲۰-۱۹۴۰ فیزیکدان های کوانتم به عمق پدیده های مادی نفوذکرده و قوانین حاکم بر ریزترین اجزای ماده را کشف کردند و به تبعیت از این قوانین زیست شناسان توانستند ساختمان زیستی انواع موجودات زنده– دی ان ای– شان را کشف کنند و راه را برای درک بهتر و عمیقتر پدییده های زیستی باز کنند متفکرین و زبان شناسان و جامعه شناسان و دانشمندان علوم شناختی و روانکاوان هم توانستند مکانیزم و شیوه کار کرد ذهن آدمی را کشف و شیوه هایی که اقلیت اقتدار گران توانسته اند قرن ها توده های اکثریت را در زیر یوغ بندگی نگه دارند را توضیح دهند. ساختار گرایان و پسا ساختار گرایان و متفکرین پسا مدرن اکثرا فرانسوی و اروپایی پیشگامان این دانش اند. اقای علیرضا اصغر زاده هم تحصیل کرده غرب اند و با این تئوری ها و دانش مدرن علوم انسانی اشنایی دارند و در تجزیه و تحلیل و کاربرد عملی این تئوری ها از این دانش استفاده می کنند. در رابطه با این موضوعات صد ها کتاب به رشته تحریر در آمده است که بدون اغراق یکی از بهترین شان کتاب ” کشاکش ارا در جامعه شناسی” نوشته جامعه شناس آمریکایی استیون سیدمن است که خوشبختانه در ایران به فارسی ترجمه و از طرف نشر نی منتشر شده است. من متن انگلیسی این کتاب را مطالعه کرده بودم که چندی قبل نسخه فارسی اش را از ایران سفارش داده که بدستم رسید. من بطور گذرا ترجمه فارسی را با اصل انگلیسی اش مقایسه کردم که به نظرم ترجمه خیلی دقیق و روشنی است. من مطالعه این کتاب را به همه مخصوصا به هویت طلبان تورک توصیه می کنم که این کتاب بزبان نه چندان دشوار مکانیزم های سرکوب و سلطه گری نرم را به خوبی توضیح داده اند. از آنجائیکه بنده سایت انترنتی ندارم اگر برایتان امکان داشته باشد در معرفی این کتاب در سایت های هویت طلبان کوتاهی نکنید. من هم تا آنجائیکه بتوانم در سایت ها معرفی اش خواهم کرد.
    ساغ قالینز– هله لیک

  8. ذوقی دئییر:
    قويروق دوغان ۷-ي, ۱۳۸۹ چاغ ۲:۲۹ آ.خ

    سایقی‌لی دوست، جواد به‌ی!
    کسروی‌نین آذربایجان خالقینا و تورک دیلینه اولدوغو سایقیسی حاقدا سیزین سؤزونوزه قاتیلیرام. اؤنجه یازدیغیم کیمی کسروی‌ده او قدر علمی روحیه و انصاف وار ایدی کی تورک دیلی‌نین اوستونلوکلرینی گؤرسون و آذربایجانین مشروطه تاریخینی باشاردیغی قدر دوزگون یازسین. آنجاق اونون باشقا دیللری محو ائتمه‌یه دایر گئریچی دوشونجه‌سی، کسروی‌نی آذربایجانلی‌لارین گؤزوندن سالماغا یئترلی‌دیر.
    نئجه اولور کی کسروی بیر بئله تاریخی ـ سیاسی بیلگی‌سی ایله، ایراندا تاریخ بویونجا سورن شعوبیگرلیگی گؤره بیلمه‌ییر. نییه کسروی شاهنامه‌ده گدن سوی‌چولوغو قیناماییر؟ او نییه شاهنامه‌ده قادینلارین آلچالتماسینا قارشی چیخماییر؟
    او آذربایجان و تورک‌لر حاققیندا گئدن استضعاف و تحقیره گؤز یومدو. اؤزگور بیر اینسان نئجه گلیب عارف قزوینی کیمی فاشیست بیر تصنیف‌سازی، بؤیوک مشروطه شاعیری اولان صابرله مقایسه ائده بیلر؟ او یالنیز ایراندا یاشایان اقوامین آسیمیله گره‌یی‌نین تئوریسینی دئییل او ایراندا گئدن تورک دیلی‌نین محوینه اؤز قول ـ قیچینی چیرماییر و آنا دیلیمیزین تضعیفینه باشاردیغینی گؤرور. سیزجه بو بؤیوکلوکده بیر سوچ، کسروی‌ني آذربایجانین و انسانیتین گؤزوندن سالماغا یئترلی دئیل‌می؟
    سؤز یوخ کی او سؤزونو بیر علمی تئوری کیمی اورتایا قویدو؛ آنجاق اونون اثری، شوونیسمین قیلیجی کیمی قوللانیلدی و اودا بو ایشه هئچ اعتراض ائتمه‌دن موافقتینی گؤستردی.
    کسروی‌نین اؤز شخصیتی بیر یانا، آنجاق اونون اثرلرینی بیر گؤزله گؤرمک اولماز. اونون بیر سیرا اثرلری آذربایجانا خدمت و بیر سیرا یازیلاریدا آذربایجانا خیانت کیمی دیرلندیریله بیلر.

  9. جواد دئییر:
    قويروق دوغان ۹-ي, ۱۳۸۹ چاغ ۹:۱۰ آ.خ

    سلاملار

    عزیزیم جناب ذوقی
    دگرلی یازیلارینیزا گؤره تشکورلر !

    بونو اونوتمایاق کی کسروی ۶۵ ایل بوندان اؤنجه اؤلوب و بیزلره بللی اولان شئی لر او گونلر چوخدا آیدین دئییلدی. کسروی نین او زامان تهران دان زنگانا گلمگی ۲۰ گون سورور .آما ایندی نئجه ؟ اوسته لیک او معصوم ( و برانگیخته ) ده دئییلدی . یازدیغینیز سؤزلر هر کیسمه نین حاقیندا اولسایدی بلکی قبول ائتمک آسان اولایدی آما کسروی نین شخصیتی و شخصی یاشاییشی بوتون بو انتقادلاری گئریده بوراخیر. او عارف - ی ده صابر کیمی مشروطه شاعیری تانیییر و مقایسه ده ده یئنه اوستونلوگو صابره وئریر. پروین اعتصامی نی ده بؤیوک شاعیر بیلیر .
    خیانت او زامان اورتایا چیخار کی بیر انسان اؤر وئردیگی سؤزوندن چیخسین و ترسینه داورانسین . آما کسروی آذربایجانین دیلینه و فرهنگینه داییر اؤزل بیر سؤز می وئرمیشدی ؟ بیر اینسان اؤز نظرینی یازدیقدا ناسیل خائن اولا بیلر . بلکی کسروی نین ایشلری و یازدیقلاری بیزلرین آذربایجانا وورغون اولدوغدان خیانت گؤرونور .
    هیدجی نین تورکجه شعرلرینی توپلایان کسروی ، ناسیل تورکجه نی ( آنا دیلیمیزی ) تضعیف ائتمگه چالیشا بیلر می ؟ اؤز یازیر ” من در تمام عمر خود یاد ندارم که از استماع غزل شاعر معروفی متاثر گردیده و از حال طبیعی خارج شده باشم لیکن خوب یاد دارم که اشعار ترکی ،که در ویرانی ارومیه و دربدری مردم بدبخت آنجا گفته و گداهای تبریز آنها را دم خانه ها می خوانند ، مرا چند بار مجبور به گریستن و اشک ریختن کرده است ” . و اساسا ایران دا - فارسجادان خاریج - باشقا دیللرین محو ائتمه نظریه سیندن ( اؤنجه یازدیغیم کیمی ) آیری آماج گودوردو.
    کسروی آنا یوردوندا آنا دیلی حاقیندا اؤز گؤروشلرینی یازا بیلمز می ؟ بو خیانت می یوخسا جناب مهندس حسن راشدی آذربایجانین ضیالی سینی « خودباخته » آدلاندیرماق ؟
    بله کسروی نین گؤروشلرینی سونرالار بیر سیرا سویچو اؤزلرینه دستک گؤردولر و آذربایجانین دیلینی تحقیقر ائتمه و دانمایا باشلادیلار. جناب بیات دئدیگی کیمی بلکی کسروی نین بو ایشی « ناهوشمندانه » ایدی. منجه کسروی گرگ چوخ احتیاط ائدیب و بو ایشده سو استفاده نین یولونو کسیدی . آما او احتیاط اهلی اولسایدی اگر اؤنجه اؤز جانینی متعصب و گئریچی اینسانلارین اللریندن قورویاردی .
    البته اصل سؤز بو ایدی کی کسروی گرک آذربایجانین علم اوجاقلارینا قاییتسین . یاخشی سی و کؤتوسو ایله ! کسروی نی نقد ائدک آما ایذین وئرمیک باشقالاری - اودا دوز آذربایجانین دوشمنلری - اونا صاحب چیخسین.

    چوخ ساغ اولاسینیز !

  10. ذوقی دئییر:
    قويروق دوغان ۱۱-ي, ۱۳۸۹ چاغ ۱۱:۲۴ آ.خ

    سایین جواد بیگ
    ۱. بیز قبول ائدیریکسه کی یاخشی همیشه یاخشی‌دیر و پیس همیشه پیس‌دیر. قبول ائتمه‌لی‌ییک کی اینسانی دیرلر دییشیلمز، ایسته‌ر ۶۵ ایل بوندان اؤنجه اولسون ایسترسه ده ۶۵۰ ایل بوندان سونرا.
    ایجبارلا بیر میلتین دیلینی الیندن آلیب باشقا دیل اونا تحمیل ائتمک پیس‌دیرسه، ائله ۶۵ ایل بوندان اؤنجه‌ده بو ایش پیس بیر ایش ایمیش. ایندی بیز بحث ائده بیلریک کی کسروی نییه بئله بیر پیس ایشی اؤز میلتینه قییدی.
    کسروی‌نین شخصیتی و شخصی یاشامی‌نین ساغلاملیغی، اونون دوشونجه‌لری‌نین ساغلاملیغینی ساغلاماز. کیمسه‌نین شخصیتی بیزی توتورسا، بیز داها یاخشی‌دان باشقا بیر شئی اوندا گؤره بیلمه‌دن یانیلاریق.
    بیز اینسانلارین شخصیت‌لری ایله اثرلرینی قاتمامالی‌ییق.
    من کسروی‌نین بیر سیرا یازیلارینی و اقداماتلارینی آذربایجانا “خیانت” دئیه آدلاندیردیم. سیز یازمیشسینیز کی کسروی آذربایجانا بیر سؤز وئرمه‌میشدی کی خائن ساییلسین. دوستوم. قونو، ار-آروات ایلقاری دئیل‌ده “وطن” سؤزودور. اینسانین قانینی جانینی بسله‌میش میلّتلی تورپاق سؤزودور. آذربایجانین تورکو اتمسفرینده یاشامیش، بویا- باشا چاتمیش و تورک دیلی‌نین دیرلرینه وارمیش کسروی‌، بو دیلی ایراندان محو اولماق نسخه‌سی‌نی یازماغا حاقلی دئیلدی. کسروی‌نین آذربایجاندان تورک دیلینی محو ائتمک آماجلی چابالاری، اؤز میلتیه و یوردونا خیانت آدلاندیرماق اولمازسا نه آد وئرمک اولار!؟ بئله بیر ایش‌لر خیانت ساییلمیرسا، بو گئنیش دونیادا خیانت آدلی بیر نسنه وارمی؟ او کی گؤروردو رضاخان آذربایجان دیلینه، کولتورونه و معنوی وارلیغینا نه ظلم‌لر ائدیر. او کی گؤروردو آیدین دئیه کور دیلچی یازارلار، نئجه باشقا میلت‌لرین دیلینی آرادان آپارماق ایسته‌ییرلر. هله کئفین اولسون کی دئمک ایسته‌میرم او دا اونلارین اؤنده گئدن‌لری‌نین بیریدی.
    کسروی ایراندا یاشایان تورک، کورد، عرب، بلوچ و باشقا اولوسلارین دیللرینی آرادان آپارماقدان هانسی بیر بؤیوک و لابد اینسانی آماج گودورموش کی، بئله بیر بؤیوک ضدانسانی ایشه هه دئیه ال قاتسین.
    کسروی‌نین تورک دیلی حاقدا مثبت تحقیق‌لری عموما اونون گنج‌لیک چاغلاریندا عاییددیر. قوجا کسروی سونوندا سون سیمه وورموشدو و باهمادیندا باشقا بیر فیکیرلره دوشموشدو. او دوزگون بیر دوشونور اولورسایدی، اؤزوندن اؤنجه کئچمیش آیدینلارین دوشونجه‌لرینه دایاناراق دوغو اؤلکه‌لرینی قارا گوندن قورتارماق اوچون، بیر باشاریلی تئوری اورتایا قویاردی.
    او زامان، گاسپیرالی کیمی، اسداآبادی کیمی، طالبوف کیمی، آخوندف کیمی دنگه دوشونورلری گؤرموش ایسلام دونیاسینا کسروی‌نین اورتایا قویدوغو انتقادلار بیر گولونج کیمی‌دیر.
    کسروی‌نین هم مذهب یؤنوندن و هم اجتماعی بعددان و هم تاریخی آچیدان اورتایا قویدوغو انتقاد و ایده‌لر، جزئی، ناقص و بیر نوع عقده‌ای دیر.
    دوغرودور، کسروی بؤیوک بیر مکتب‌لر کئچیرمه‌میش‌دیر. ائله آرتیق اؤز متفرقه مطالعه‌لری کؤلگه‌سینده بو قیرینتی یازیلارینی دا اورتایا چیخارمیشدیر. (آذربایجان و مشروطه تاریخینی استثنا ائده‌رک).
    کسروی‌ده بیر شئی وار، مخالف هاوا اوخوماق روحیه‌سی. او “خالف تعرف” سؤزونون مصداقی‌جا گزیب بئله سؤزلر تاپیب اورتایا قویوردو کی “یئنی” اولسون. بو تاپینتی‌لاردا دا هئچ بیر معیار اوموروندا بئله دئیلدی. آرتیق اونون دوشونجه‌لری بلوغا چاتمادان چیی قالدی و ائله بونا گؤره‌دیر کی دوشونجه دونیاسیندا، اونون اؤزو و اثرلری آرتیق جدی ساییلمیر کی او آذربایجانین علم اوجاقلارینا قاییتسین. کسروی‌نین مشروطه و ۱۸ ایل‌لیک آذربایجان تاریخیندن باشقا آذربایجانا دئمه‌یه نه‌یی وار؟! او کیتابلار کی آذربایجاندا سایقی ایله یاناشیلیر. مذهب حاقدا دئدیگی سؤزلرین اوستونونو باشقالاری اورتایا قویموشلار. اورتایا قویدوغو آرین دیل‌ده پان ایرانیسم اوجاغی‌نین یاناجاغی‌دیر. تورک دیلی حاقدا دا گنج‌لیک‌ده آپاردیغی تانیمالاردا او قدر سطحی و ابتدایی دیر کی یالنیز تاریخده ثبت اولماغا یارار.
    البته کی آذربایجانین دوشونجه و بیلیم اوجاقلاری هر هانسی بیر دیرلی و دیرسیز دوشونجه‌لرین اوزونه آچیق‌دیر. یولو آچیق اولسون!

    درین حؤرمت و سایقی‌لاریملا!

  11. جواد دئییر:
    قويروق دوغان ۱۹-ي, ۱۳۸۹ چاغ ۹:۰۷ گ.ؤ

    سلاملار

    ذوقی بیگ یاشا !

    ۱- ایندیکی میندیگیمیز تورلو تورلو آرابالار چوخ گؤزل و گلیشمیش آما ۱۰۰ ایل بوندان اؤنجه کیلر ده بؤیله گلیشمیش ؟ آما اونلار اولماسایدی و چکیلدیگی او زحمت لر ده اولماسایدی یقین بونلاردا بو شکلیده یوخ ایدی ! اینسانی دگرلر دگیشیلمز آما فیکیرلر دگیشیلر یقین ! کسروی نین فیکری و یازدیغی کیتابلار دا بؤیله دیر منجه ! و بونلار اخلاق لا هئچ ایلگی سی یوخ دور کی زامان لا دگیشیلمسین . دوشونجه دیر دوشونجه ! کسروی نین یازدیغی کیتابلار دا شخصی یاشاییشیندان قایناییردی :
    ای برادر تو همه اندیشه ای / ما بقی خود استخوان و ریشه ای
    ۲- کسروی نه زامان و هانسی اینسانلارین دیل لرینی زورلا دگیشتیرمک ایسته ییب می ؟ هانسی کیتابیندا بونو یازیب می ؟ او ساده جه اؤز گؤروشلرینی اورتایا قویوب دور. بو خیانت می ؟ زورلا دگیشتیرن کسروی دئییل پهلوی لر ایدی ! ( اومارام کسروی نی بعضی لری کیمی رضاخانین «تئوری پرداز»ی سانمایاسینیز .)
    ۳- نه وطن ؟ کسروی وطن دن اؤترو گؤروشلرینی یازماسین می ؟ یازسا اگر ، سیز بگنمسینیز خیانت می ؟ من بیله بیله اؤز دیلیمی دگیشتیرسم اگر ، بو خیانت می ؟ کسروی نین بیر قلم دن باشقا الینده نه واریدی کی ؟ گوجو اولسایدی قورشونا دیزیلمزدی !
    بله منجه کسروی نین بعضی ایشلری دوزگون دئییلدی آما خیانت ده دئییلدی . ساده جه ۲۰ میلیون اینسانین ایچینده ، بیر اینسانین نظرلری ایدی . از قضا کسروی ده وطن دن و خالقیندان اؤترو او کیتابلاری یازیب و وطن اوغروندا چالیشیب . « ما و همسایگانمان » یازیسیندا « احمد رسمی یارار» ا جواب اولاراق یازیر : ” یارار افندی مرا ترک می خواند بخواند ، عرب می داند بداند ، اگر به عرب یا به ایرانیان ماننده نیستم نباشم ، اینها نه چیزی است که من ارج گذارم . آنچه من ارج گذارده ام و می گذارم آن است که در توده ی ایران زاییده شده ام . و در میان این توده زندگی می کنم و سود و زیان و آسایش و گرفتاری من و خانواده ام بسته به نیکی یا بدی حال این توده و این کشور می باشد ، این است بایستی خواهان نیکی این توده باشم که بوده ام و اکنون نیز هستم ” و آردیندا یازیر : ” من در کجا خواسته ام ترکهای آذربایجان یا آناتولی را ایرانی گردانم ؟ در کجا به ترکها نفرین فرستاده یا بد نوشته ام ؟ دروغ را از پشت سر مرده می سازند ، من هنوز زنده ام ، هنوز کتابهایم در دسترس همگان است ” .
    ۴- عزیزیم سیز تئوری نی نه سانیبسینیز ؟ باشاریلی تئوری اؤنجه دن بللی اولسایدی اگر اوندا اینسانلارین دورومو - هر یؤندن - بو دئییلدی . مگر کسروی نین تئوری لری ایشه آلیندی و سیناقا قویولدو کی باشاریلی اولوب – اولماماسی آیدین اولونسون ؟ او هله بارلی – ثمره لی ایللریندی اؤلدورولدو . کسروی دیری قالسایدی ، هم فیکیرلری دگیشه بیلردی ، هم اونلاری دوزگون بیر یؤنه سالا بیلردی ! اونوتمایاق کی کسروی سون ایللرینده یاخلاشیق هر آیدا بیر کیتاب یاییملاییردی . بلکی اگر فورصت بولسایدی و زورلا طلبه لر اونون عؤمرونه سون قویماسایدیلار ، هم شعوبیلیگی و هم شاهنامه ده اولان پیسلیک لری و خور باخیشلاری دا نقد ائده بیلردی . بلکی ده پیشه وری حکومتینین یاخشیلیق لارینی و آنا دیله حؤرمت لرینی گؤروب ، او دا آنا دیل قایغی سی چکردی . بیلیرسینیز بؤیوک اؤندریمیز رحمتلی «پیشه وری» نی ده بیر سیرا وطن آنلامینی دوشونمین اینسانلار خائن سانیرلار. اورتایا قویدوقو نظریه لرده باشقالارینا یاناجاق حاضیرلاماق ایسته مه ییردی . اونون آماجی یازدیغی بو سؤزلردی : ” آری ما به آن شدیم که با همه چیزها نبرد کنیم و همه بد آموزیها را براندازیم . چه آنهایی که به نام دین یا کیش رواج یافته ، چه آنهایی که به نام عرفان یا ادبیات پراکنده شده ، چه آنهایی که به نام اندیشه های نوین اروپایی به میان آمده “، همه را ریشه کن کنیم . ” آما نه قدر آماجینا اولاشدی و نه قدر « بد آموز » ساندیغی ایشلر گرچکدن « بد آموز » ایدی او باشقا بیر سؤزدور .
    ۵- من بورادا کسروی نین مذهب حاقیندا یازیلارینا توخونماق ایسته میرم آما یئنه منجه اونون و امکداشلارینین ( اسرار هزار ساله حکمی زاده … ) شیعه چیلک و دین حاقدا یازیلاری اولماسایدی بلکی ایندی شیعه لر ایندیکیندن داها چوخ غالی و رادیکال اولا بیلردیلر. او هیچ زامان من دوغرو دئییرم دئمیر ، ساده جه « بخوانند و داوری کنند » دئییر. اؤزو یازیر : ” ما چنانکه خواهش کرده ایم دوست میداریم هر خواننده ای راستی را داور باشد . هیچ سخنی را از ما بی دلیل نپذیرد و از هیچ سخنی که با دلیل است چشم نپوشد” . آما یازیقلارلا قوم و نجف شهرینده اگلشن آقالار نه تکجه اونون یازیلارینی اوخویوب داوری ائتمدیلر بلکی تازه ۵۵ یاشا چاتان بیلگین و دوشونورون قصد ائتدیلر جانینا !
    ۶- شکورلر اولسون کسروی نین فارس دیلینین الفبا سینی دگیشتیرمه و تورکیه ده کی کیمی لاتین الفبا قوللانما زحمت لری ایران دا نتیجه وئرمدی یوخسا ایندی بیر بؤیوک جمعیت ده بونا گؤره او یازیغی « خائن » آدلاندیراجاقیدیلار . هله ده بیر عیده تورکیه ده« آتا تورک» و آلفابگی دگیشتیردیگی ایچین خائن بیلیرلر و تورکجه نین بو قدر اینکیشافینا و ایندیکی و گلجک ده اولان نفوذونا گؤز یومورلار.
    ۷- یاشاسین آنا یوردوموز ، یاشاسین آنا دیلیمیز .
    ساغ اولاسینیز و جسارتیمه گؤره باغیشلارسینیز ! / زنگان

گؤروشلر