« عربستان سعودی مواضع شیعیان را در یمن بمباران کرد | آنا یارپاق | گزارش همایش آیندهشناسی هویتهای جمعی در ایران »
استروس و انسان شناسی تحریف شدهی ایرانی / سید حیدر بیات
قیروو ۱۹, ۱۳۸۸
به بهانه درگذشت کلود لوی استروس پدر انسان شناسی مدرن
![]()
درست روزی که انتشار خاطرات ژاک شیراک به سوژه داغ روزنامههای فرانسوی تبدیل میشد، استروس (بعد از ظهر روز سه شنبه ۳ نوامبر ۲۰۰۹ ، ۱۲ آبان ۱۳۸۸) درگذشت و این یک بدشانسی رسانهای برای ژاک شیراک بود. چرا که به ناگاه همه چیز فراموش شد و تمامی نگاهها معطوف به مردی شد که عنوان پدر انسان شناسی مدرن به نام او مزین شده بود. کلود لوی استروس مردی که در جامعه استعماری اروپا چشم به جهان گشود اما با نظریات مشعشع خود بر تاریکی آن جامعه پرتو افکند تا در پرتو آن انسان، بما هو انسان که در هر جای این کره خاکی میتواند به دنیا بیاید دیده شود.
به عقیده او اصطلاح مردم شناسی یک اصطلاح استعماری است که مردم را به چندین دسته جهان اولی، دومی، و … تقسیم میکند و بر اساس آن روی مردم کره خاکی قضاوت میشود. حال آنکه انسان و ارزشهای او فارغ از آنکه در چه ایل و تبار و کشوری به دنیا آمده است پدیدهای شگفت و قابل بررسی است.
برنار کوشنر در مورد او مینویسد: «او مردم شناسی نژاد پرستانه قرن نوزدهم را به مردم شناسی انسانی قرن بیستم تغییر داد. او گفت: همه ملتها در ظرف خاص خود میتوانند تمدن ساز باشند و این مسئله بر خلاف نظر متفکران اروپایی از گوبینو تا هیتلر در انحصار اروپائیان نیست.»
هاشم صالح روزنامه نگار عرب در مقالهای با عنوان «پدر ساختارگرایی درگذشت» در روزنامه الشرق الاوسط مینویسد: «او از مردم شناسی به مثابه ابزار فعالی برای زدودن تفکر نژادپرستانه که از ابتدای دوران استعمار برای برتری اروپائیان تعبیه شده بود سود جست. این تفکر استعلایی اروپایی به سایر ملتها و میراث فرهنگی آنان به دیده تحقیر مینگریست. از این روی نه تنها مقام علمی او بلکه مقام انسانی و اخلاقی او قابل انکار نیست. خطابه او در یونسکو به سال ۱۹۵۲ که در مورد نژاد پرستی و لزوم توجه به فرهنگهای دیگر بشری ایراد شد نقشی در آزادی ملتها داشت و مشروعت علمی مخالفان رهایی ملتها را از آنها گرفت. او همگان را فرا میخواند تا به همه فرهنگهای بشری حتی جوامع بدوی به دیده احترام بنگرند. »
استروس ساختارگرا بود اما شاگردان او از ساختار گرایی سرباز زدند. مردم شناسی ساختاری وی بر چندین مبنا استوار است که مهمترین آنها چنیناند:
الف: زبان: به عقیده وی ظهور زبان مقدمهی تمامی اشکال ارتباط و تبادل در جامعه بشری است.
ب: زنان: زنان نیز برای ایجاد ارتباط بین جوامع بشری از پدیدههای اصلی محسوب میشوند. به عقیده وی ممنوعیت ازدواج با محارم در میان قبال بدوی برای ایجاد ارتباط با خانوادهها و قبایل دیگر بود و بدون این ممنوعیت توسعه و ارتباط جوامع محقق نمیشد.
ج و دال: اموال و خدمات نیز مثل کلمات و زبان در جوامع بشری مبادله میشوند و در توسعه ارتباطات نقش دارند.
علاوه بر آن استروس به توتمها و نمادها نیز در شکلگیری قبایل بدوی و ملتهای مدرن نقشی اساسی قائل بود.
استروس و مردم شناسان ایران
استروس در ایران بیشتر توسط دکتر ناصر فکوهی و شاگردان او مطرح شده است. با سیری اجمالی در مقالات و کتابهای مردم شناسان اساتید تهران نشین میشود گفت که چندین بحث از مباحث وی برای اینها جذابیت بیشتری داشته است. نخست بحث انسانشناسی که این مسئله را در مقابل جوامع اروپایی علم کردهاند. دوم بحث نمادها که از این طریق برای تکمیل پروسه ملتسازی ایرانی تلاش کردهاند. منتها این ملتسازی روی دیگر سکه فارسی سازی است که آقای فکوهی صریحا به این مسئله اشاره کرده است. ایشان در مصاحبهای با روزنامه مردمسالاری می گوید: « ما ادبياتي غني و منابع بي پايان اسطوره اي و تاريخي داريم که مي توانيم براي ساختن دولت و ملت از آنها استفاده کنيم، » در بخش بعدی سخنان ایشان میبینیم که منظور ایشان از ملت دولت همان ملت دولت با محوریت زبان فارسی است: « ايراني بودن بدون فردوسي، حافظ، مولوي، سعدي و حتي در دوران مدرن بدون نيما و هدايت و ساعدي و شاملو و… معنايي ندارد و همه اين ها يعني زبان فارسي. افزون بر اين زبان فارسي چيز ديگري نيز هست و آن بزرگترين ابزار ما در سطح بين المللي براي بقا و دوام آوردن به مثابه يک سيستم تمدني است. »
در واقع ایشان در بحث اسطوره به اسطوره های زبان فارسی میپردازند و نتیجهای به نام برتری زبان و تمدن فارسی را از آن میگیرند. و با این شیوه نژاد پرستانه با استفاده از افکار انسانی استروس، استروس را تحریف میکنند و دور میزنند. همچنین بحث تمدن را به میان میآورند با این مفهوم مخالف منطقی که زبانها و ملتهای دیگر ایران نمیتوانند سیستم تمدنی به وجود آورند و این شرف و افتخار تنها به زبان فارسی میرسد حال آنکه استروس بر خلاف ایشان معتقد است که همه جوامع میتوانند تمدنساز باشند و باید برایشان احترام قائل شد.
بحث اهمیت دادن به زبان در رشته مردم شناسی یا انسان شناسی که از بخشهای مهم آنتروپولوژی ساختاری استروس هست به تمامی به فراموشی سپرده شده است و تنها در حاشیه مباحث اساتید ما آن هم تنها برای دفاع از زبان فارسی مطرح میشود.
این چنین است با کمال حیرت میبینیم نظرات انساندوستانه دانشمندی چون استروس در شکل بومی ایرانی خود دوباره بر ضد انسان غیرفارس ایرانی عمل میکند و همین مسئله لزوم ترجمه و تبیین آثار اندیشمندان غربی را دیگر بار و این بار توسط انسانهای بیطرف گوشزد میکند.
توضیح:در نوشتن این یادداشت از منابع زیر سوده جستهام:
- کتاب «قراءة فى الفكر الانثروبولوجى المعاصر لكلود ستروس» نوشته عبدالله عبدالرحمن یتیم صفحات ۱۱۶ تا ۱۲۶
- مقاله «هاشم صالح با عنوان « أخيرا مات أبو البنيوية» در الشرق الاوسط
http://www.aawsat.com/leader.asp?section=۳&article=۵۴۳۷۴۰&issueno=۱۱۳۰۵
- مقاله کلود لوی استروس و نظام خویشاوندی بخشهای ا و ۲ در سایت انسانشناسی و فرهنگ، مجنون آموسی http://anthropology.ir/node/۱۴۹
- بخشهای مختلف کتاب « مــدخـل إلـى عـلم الإنسـان (الأنثروبولوجيا )»، الدكتور عيسى الشمّاس
- و مصاحبه دکتر فکوهی با روزنامه مردم سالاری با عنوان: «مسئله ما باید حفظ و تقویت زبان فارسی باشد»
http://www.mardomsalari.com/TEMPLATE۱/News.aspx?NID=۲۳۴۷۰
مقالات مرتبط:
هویت هویت قهوهخانهای روشنفکران نسل گذشته آذربایجان / سید حیدر بیات

بؤلمه لر: دوشونجه، فلسفه و تنقید |
هادی قاراچای- HADI QARAÇAY
قیروو ۱۹-ي, ۱۳۸۸ چاغ ۹:۵۱ آ.خ
gözəl yazı idi. sağ olun. keşkə bu yazıları da Tükcədə yazasınız. məncə, bu sahələr də olan yazıların Türkləşmə vaxtı yetişmişdir. sizə ğurlar var olasınız. sayqılarla
قیروو ۲۱-ي, ۱۳۸۸ چاغ ۸:۳۶ گ.ؤ
سلام قارداش
بو يازينيزي ايندي گؤردوم هله اوخوماميشام، آما اينانيرام هميشه اولدوغو كيمي گؤرونمه ين يئرلره ايشيق توتموشسونوز… منيم سه كامنت يازماقدان منظوروم باشقا بير مسئله دير و بير لحظه ذهنيمه گلدي، منجه سيته ده يازيلارين داوامين گؤسترمك اوچون قويدوغونوز لينكده. “آرديني اوخويون…”سؤز بيرلشمه سي دوز تركيب دئييل و منيم نظريمه بو تركيب بير آز ناتاراز گلدي و دوز فورماسي “آردين اوخويون” يا “آرديسين اوخويون” اولماليدير، هر حالدا دوستلارين نظرين بيلمك ايسترديم
—
سلاملار
هميشه لوطفونوزه ميننت دار اولموشام.
آرديني سؤزجويو ناتازار اولا بيلر. ياني او اوخوجويا قاليب و اونون ذؤوقونا. اما ايواز طاهانين “نئجه يازاق” كيتابيندا وورغولاديغي كيمي فارسجا اولان “را” يئرينه توركجمه ميزي “ي” گلير. اونا گؤره ده آردين اوخويون، آتاسين گؤردو كيمي تركيب لر يانليش دير.
اومورام باشقا يولداشلاردا بو بحثه قاتيلالار.
ساغ اولون
قیروو ۲۳-ي, ۱۳۸۸ چاغ ۱۱:۵۲ گ.ؤ
سلام
باغيشلايين دونن گزمكده اولدوغوما گؤره واخت اولمادي جاواب يازام. منجه بحث اولونان مسئله او قدر ده ذؤوقه مربوط اولان موضوع دئييل و شعر دئييل كي مثلا فيلان كلمه يا فيلان مفهوم بيرينين ذؤوقونه خوش گله و باشقاسينين ذؤوقونه خوش گلمه يه. ترسينه اولاراق بو بير گرامئر مسئله سيدسر كي يا ايكي سيده دوزدور يا بيري دوزدور يادا بيري دوزراقدير. تاسفله من ايندي گرامر كيتابلارينا باخماغا واختيم يوخدور و بعضن اولور كي اينسان بير گرامر مسئله سينين دليلين بيلمير آما حدس وورور كي دوز يا يانليشدير…
من ايسه او تركيبلري ايكي كيچيك جمله ده ايشله ديرم سيز باخين گؤرون هانكي سي دوز نظره گلير.
يازي نين آرديني اوخويون…
يازي نين آردين اوخويون…
قیروو ۲۳-ي, ۱۳۸۸ چاغ ۱۲:۲۱ آ.خ
سلام
هر واختينيز خير اولسون
باغيشلايين دونن گزمكده اولدوغوما گؤره جاواب يازا بيلمه ديم . منجه مباحثه اولونان مسئله ذؤرقا مربوط اولان موضوع دئييل و شعر دئييل كي بير كلمه يا مفهوم بيرينين ذؤوقونا خوش گله و باشقاسينين ذؤوقونا خوش گلمه يه. ترسينه بو بير قرامئر مسئله سيدير اولابيلر ايكيسي ده دوز اولسون يا ساده جه بيري دوز اولسون. تاسفله ايندي قرامئر كيتابلارينا باخماغا واختيم يوخدور و ساده جه ايكي كيچيك جمله ده او تركيبلري گتيريرم باخين گؤرون هانكيسي نظره دوز گلير.
يازي نين آرديني اوخويون…
يازي نين آردين اوخويون…
قیروو ۲۷-ي, ۱۳۸۸ چاغ ۹:۴۴ گ.ؤ
گراماتيك باخيميندان ” آرديني اوخويون ” دوزگوندور ، آردين اوخويون ” دانيشيق لهجه سيدير .
مثلا ” بو جومله يه دقّت ائدين :
“گليني آپارديلار ” ؛ دانيشيقدا مومكوندور ” گلين آپارديلار ” دئييلسين ، آما بو جومله ” گليني آپارديلار ” آنلاميندا دئييل و تانينماميش بير گلينين آپارماسينا اشاره دير ، لاكين ” گليني آپارديلار ” دئديكده ، تانينميش بير گلينين آپارماسينا اشاره دير و بير بيريندن فرقلي !
قیروو ۲۷-ي, ۱۳۸۸ چاغ ۵:۱۸ آ.خ
سایقیلی دوستلار،
سید حیدر بگ ایشلتدیگی ایفاده-دکی جومله قورولوشونداکی “آردین اوخویون” (یالین دوروم و یالین حال)بوگونکو آذربایجان ادبی دیلی نین قرامئرینه ده اؤگی گؤرونرسه، اسکی تورک متینلرینده بئلنچی ایفاده لر یایقیندیر. آذربایجان خالق دیلی نین آغیزلاریندا بو گؤرونومون “آردینی” یئرینه “آردین” قورونوب ساخلانیلماسی و قالماسی اولدوقچا اؤنملی و اهمیتلیدیر. بو دوروم خالق دیلیمزین کئچمیشه دایالی و آرخائیک اولماسیندان حئکایت ائدر. دئمک بو گؤرونوملرین ایکیسی ده دوزگون ساییلار، یالنیز ادبی دیل بیر بیچیمده اولماغی گرکدیردیگی اوچون یالین دوروم دئیل، i-/ı دوروم اساس گؤتورولموش دئیه بو مسئله نی قبول ائتمک دوزگون گؤرونر. داها آرتیق بیلگی و معلومات اوچون باخینیز:آشاغیداکی چالیشماداکی زنگان، مغان وقاراداغ دیللرینده کی Akkusativ و قیساتمیش .Akk دئیه بلیرلنمیش قرامئر بؤلوملرنده کی سونقولامالارا (ملاحظه لره):
http://www.isiqsonmaz.com/Arbeit.pdf
سالاملارلا ایشیق سؤنمز.