« يادداشت مهران بهاري در مورد مقالهي «تأسیس انستیتوی زبانهای ترکیه / محمدرضا هیئت » | آنا یارپاق | Gəlimli gedimli dünya, son ucu ölümlü dünya »
اوزاق يول ياييملاندي
زومار آیي ۳۱, ۱۳۸۸

قاشقاي شاعيري ارسلان ميرزايي بيرينجي شعر كيتابيني اوزاق يول باشليغي ايله ادبي جامعهيه تقديم ائتدي.
بو كيتاب قومدا نويد اسلام يايين ائويسي طرفيندن ۲۰۰۰ نوسخهده ياييملانيبدير.
كيتاب اوستاد اسدالله مردانينين اؤن سؤزو و مهيار عليزاده «آيخان»ين قاپاق طرحي ايله ويترينلره گليب.
آلديغيميز خبرلره گؤره قاشقاي ائلي چوخدان بو كيتابين يولونو گؤزلهييردي.
ارسلان ميرزايي كلاسيك فورمالار او جوملهدن قوشما، گرايلي، آساناك (باياتي) و… قاليبلرده اوغورلو چيخيش ائدركن، آچيق و سربست شعرده ده - اؤز تعبيرينجه آغجا قوشمالار- اؤز باجاريغيني سرگيلهيير. ۱۸۵ صحيفهليك بو كيتاب ارسلانين طنز شعرلريني ده ايچرير.
آلما يولو بو كيتابين ياييملانماسيني بوتون ايراندا ياشايان توركلره تبريك ائدير.
بؤلمه لر: خبر و تحلیل, قشقایی کولتورو |
هادی قاراچای- HADI QARAÇAY
خزل آیي ۱-ي, ۱۳۸۸ چاغ ۱۱:۴۰ گ.ؤ
سلام
بو خبرین یاییلماسی مهر آیینین بیرینجی گونونه راست گلمه سی بلکی ده اوغورلارا یول آچا. بالالاریمیز اؤز دیلیمیزده درس آلماقلاری اومودی ایله، بو بؤیوک باشارینی سایین ارسلان بی میرزایی و قاشقایی ائلینه و آزربایجان و بوتون تورک میللتینه تبریک ائدیرم.
خزل آیي ۲-ي, ۱۳۸۸ چاغ ۱۱:۰۳ گ.ؤ
سالاملار/ اوغورلار اولسون
خزل آیي ۲-ي, ۱۳۸۸ چاغ ۱۲:۳۱ آ.خ
[…] اوزاق يول ياييملاندي قاشقاي شاعيري ارسلان ميرزايي بيرينجي شعر كيتابيني اوزاق يول باشليغي ايله ادبي جامعهيه تقديم ائتدي. بو كيتاب قومدا نويد اسلام يايين ائويسي طرفيندن ۲۰۰۰ نوسخهده ياييملانيبدير. […]
خزل آیي ۲-ي, ۱۳۸۸ چاغ ۹:۰۰ آ.خ
təbriklər. davamlı olsun
خزل آیي ۳-ي, ۱۳۸۸ چاغ ۷:۳۹ گ.ؤ
زبان فارسی تهدید یا فرصت برای هویت ترکی ما؟؟
مطلب جالب آقای حیدر بیات با “نام زبان ترکی هویت یا تهدید” فکر جدید و روشهای تازه ای را بدست می دهد. ولی به نظر حقیر نکاتی را در مورد آن می شود بیان کرد.
اینکه الان دغدغه هویتی زبان ترکی وجود ندارد و خطر نابودیش از بین رفته است. در مورد بخش نوشتاری و ادبیاتی آن می تواند صادق باشد و آن هم به خاطر تلاشهای نسل قبل که دغدغه هویتی زبان ترکی را داشته و همچنین فعالیتهای شاگردان آنها می باشد. اما در این میان در مورد زبان عامه مردم ترک و تعداد گویشوران ترکی که هدف اصلی و آماج ادبیات و زبان نوشتاری نیز هست متاسفانه دغدغه های فراوانی وجود دارد. روز بروز از تعداد گویشوران ما کم شده و نسل جدید ترکان در شهرهای بزرگ و حتی گاها” شهرهای کوچک با زبان و فرهنگ فارسی رشد کرده و از فرهنگ و زبان ترکی دور می شوند که این امر به دلیل تغییر روابط بین انسانها و ایجاد سیستم های ارتباطی جدید و رسانه های گروهی می باشد که همه آنها به زبان فارسی ارائه می شود و در داخل کشور حتی یک رسانه قابل مطرح به زبان ترکی نداریم و می دانیم که تاثیر رسانه ها بر روی بچه ها و نسل جدید چقدر است.
نوشتن و ایجاد آثار ادبی ترکی در حال حاضر به تنهایی نمی تواند تضمین کننده استقامت در برابر آسیمیله شدن مردم ترک باشد زیرا چنانچه می دانیم در زمان فعلی ادبیات شنیداری و کلا” غیر نوشتاری – موسیقی، نقاشی، رسانه ای، خبری و …- تاثیر فراوانی بر جامعه دارند و کتاب و کتابخوانی به روال قبل نیست و خود همین دلیلی می شود که فعالین هویت فرهنگی ما به فکر تلاش در زمینه های جدید و نو بیفتند و البته که سرمایه اصلی برای چنین کارهایی همین ادبیات نوشتاری و شفاهی و … ما است منتها حرف این است که این ادبیات و … باید در سطح جامعه کاربردی شود تا خود باعث بقای فرهنگ و هویت ترکی ما شده و ما را از آسیمله شدن بازدارد. و تنها نوشتن و چاپ کتاب نیست که نشانگر تلاش در راه هویت ماست بلکه رساندن این آثار به مخاطبین و مردم ترک و ایجاد آگاهی خود تلاشی قابل تقدیر و باارزش فراوان است.
اگر زمانی دغدغه زبان ترکی بود الان هم دغدغه هویت ترکی نسل جدید و دغدغه رساندن ادبیات و زبان ترکی به مردم ترک ایران وجود دارد که البته این دغدغه نه تنها کم از آن دغدغه نیست بلکه به نظر من با اهمیت تر از آن نیز می باشد.
اما این را نیز نباید فراموش کرد که تلاشهای ادبی و ایجاد آثار جدید و فاخر ادبی به زبان ترکی باعث غنی شدن و بوجود آمدن گنجینه ای ارزشمند برای ادبیات و زبان ترکی می شود که این در آینده زبان نقش موثری دارد و هیچ کس نمی تواند آنرا انکار کند.
بحث من
اما بحثی که بنده در ادامه نوشته جالب و جدید آقای بیات در نظر دارم در مورد، نقشی است که زبان فارسی می تواند در راه رسیدن ما به اهدافمان داشته باشد. اینکه آیا زبان فارسی در حال حاضر برای ما تهدید است یا فرصت؟ باید گفت که هم می تواند تهدید باشد و هم می تواند فرصت
ابتدا این مهم را بگویم که این مطالب من به این معنی نیست که ما باید ترکی نویسی و تلاش در زمینه ایجاد آثار ادبی و ملی ترکی را تا رسیدن به اهداف ملی و رفع دغدغه ها کنار بگذاریم – که وضعیت دوام و رونق گرفتی ادبی ترکی به خاطر چنین تلاشهایی است - بلکه باید در کنار تلاشهای پراهمیت فعلی از گروه مخاطبین و وضعیت و پیشرفتهای تبلیغاتی و رسانه ای گروه غالب، نباید غافل شد و وضعیت آسیمیله فعلی را با بی تفاوتی قبول کرد. و زمانی به خود آییم که فقط ما مانده ایم و نوشته های ترکی مان و هیچ گویشور و ترکی خوانی نداریم و همه مردم ترک آسیمیله شده و کتابهای ما در گوشه کتابخانه های شخصی مان خاک بخورند. در کل ما باید هم به زبان بپردازیم و هم به گویشوران زبان و اینجاست که نقش گروههای اجتماعی و سیاسی و رسانه ای در همکاری با گروههای ادبیات و زبان اهمیت می یابد.
حدود هزار سال است که اکثر شاعران و نویسندگان و سلسله های پادشاهی ما زبان ترکی را فدای زبان فارسی کرده و تنها برای اعتلای زبان فارسی نوشته و سروده اند و در این میان نه تنها حتی سعی در نوشتن سطری به زبان ترکی نداشته اند بلکه بعضی از آنها با زبان مادری خود به مخالفت برخاسته و آنرا منکر شده اند و به حتم باید گفت که ترکان پارسی گوی و پارسی نویس نقش عمده ای در به وضعیت فعلی رسیدن زبان فارسی داشته اند.
اما به نظر من حالا وقت آن است که این زبان پرورش یافته به وسیله ترکان، دین خود را به ترکان ادا کند و برای حفظ و بقای زبان و فرهنگ آنان نقشی ایفا کند. و آنهم اینکه چنانچه گفتیم در حال حاضر اکثریت قریب به اتفاق مردم ایران به زبان فارسی نوشته و می خوانند و با آن آشنا هستند و در این میان درصد بالایی از ترکان ما نیز توان خواندن و نوشتن زبان ترکی را ندارند و نمی توانند با آن ارتباط برقرار کنند پس باید در این میان زبان فارسی بکار آید یعنی نویسندگان و شاعران ما که دغدغه هویتی دارند این دغدغه ها و نگرانی ها و شعور ملی و ترکی ما را در قالب زبان فارسی نیز بیان کنند نه اینکه تنها به زبان ترکی - و آن هم با خط نوشتاری جدید که متاسفانه باعث دوری عده ای نیز از زبان نوشتاری ترکی شده است – بنویسند و به قولی باز فقط خودشان بخوانند. در صورتی که براحتی می توان در قالب هر زبانی این دغدغه و مشکلات و عناصر فرهنگی خودمان را بیان کنیم. برغم این متاسفانه دیده می شود که عده ای خود را یک جورهایی جدا کرده و فکر می کنند که آنها تنها ترک هستند و بقیه این چنین نیستند که هیچ، بلکه مزدور فارسی هستند. و هر کسی فارسی بنویسد را رد می کنند در صورتی که مخاطب را در نظر نگرفته و خود نوشته و خود می خوانند.
ما باید از هر وسیله و زبانی برای بیان دغدغه ها و هویت و فرهنگ و مشکلات خودمان استفاده کنیم. برای مثال شما آثار آقای صمد سرداری نیا را ببینید همه اش بزبان فارسی بوده ولی آیا می شود گفت که این کتابهای لااقل بی اثر بوده چون بزبان فارسی است و یا آثار صمد بهرنگی
خود من برای اولین بار کتاب “تاریخ دیرین ترکان” ایران را خواندم نه کتاب “ایران تورکلرینین اسکی تاریخی” را و همچنین کتاب ترکی هنر است را و …
آری به نظر من استفاده از زبان فارسی تعداد مخاطبین ما را افزایش داده و به این صورت می شود لااقل باعث ایجاد دغدغه در گروهایی که در معرض آسیمیله قرار گرفته و یا خواهند گرفت شد.
خط نوشتاری جدید ترکی که چندین سالی است بین ترکی نویسان مشهور شده است خود جای بحث و حرف و حدیث فراوان دارد.
بالاخره شرایط فعلی و قهر از زبان فارسی و کنار کشیدن از ساحه ادبیات زبان فارسی که اجداد ما نقش اصلی را در ایجاد و رشد و نمو آن داشته اند به حتم در حال حاضر به ضرر فعالیت ها و دغدغه های فرهنگی ما تمام خواهد شد.
مسئله دیگر این است که شرایط رکود فعلی در ساحه زبان و فرهنگمان که به نظر من یکی از علل آن می تواند همین کنار گذاشتن زبان فارسی باشد. باعث بوجود آمدن دو مشکل اساسی خواهد شد.
۱. دلسردی و گوشه گیری نویسندگان و شاعران و تلاشگران، وقتی این افراد با وجود این همه تلاش در آفرینش و نوشتن آثار ادبی ترکی، ببینند هیچ تغییر و تحولی در جامعه ترکی ایجاد نمی شود و بر تعداد مخاطبان آنها افزوده نشده که هیچ، بلکه هم کم می شود. آنگاه برای عده ای این تلاشها بی معنی شده و یا حداقل اینکه از جامعه ترکی دور خواهند شد. و صد البته نفوذ و نقش ترکان در ادبیات فارسی کمرنگ شده که این امر در شرایط فعلی به ضرر ما تمام می شود. چون تا زمانی که ما با زبان ترکی خودمان مخاطب اکثریت را بدست نیاوردیم کنار کشیدن از ساحه ادبیات فارسی و دور ماندن کامل از مخاطب، کاری عاقلانه به نظر نمی رسد.
۲. مورد دوم این –البته باید بگویم این دو شدیدا” به هم وابسته اند- که روش ترکی نویسی محض و دوری گزیدن از زبان فارسی –چون زبان فارسی قابل خواندن و نوشتن برای اکثریت جامعه ترک است – باعث دور شدن مردم از نویسندگان و شاعران و تلاشگران، و بی تفاوتی نسبت به دغدغه ها شده و آینده ای مبهم را متصور می کند که می تواند خیلی خطرناک باشد.
اما محض رو آوردن به فارسی نویسی خالی را نیز نمی توان تضمینی برای رفع دغدغه ها و مشکلات فرهنگی و ملی خودمان در نظر گرفت بلکه باید از امکانات جدید و پیشرفتهای رسانه ای نیز استفاده کاملی برد. اما موضوع زبان برای برقراری ارتباط خیلی مهم و قابل تفکر است.
خزل آیي ۳-ي, ۱۳۸۸ چاغ ۷:۱۶ آ.خ
ارسلانین گؤزل گؤزل قوشماسی
آنا دیلین گؤجلنمه سی جوشماسی
قوتلو اولسون قشقایی نین ائلینه
ایشیق ساچمیش ائل دیلینین گؤزونه
خزل آیي ۴-ي, ۱۳۸۸ چاغ ۳:۰۱ آ.خ
من هارا.. افغانستان هارا!
(افغانستان تورکلری حاقیندا)
طبيعي دير كي چوخلارينين چوخ شئي لره اعتيادلاري واردير. مثلا چوخ اينسانلار افغانستان سوغاتلارينا معتادديرلار و بو سوغاتلاري الده ائتمك اوچون اللريندن گلني اسيرگه مزلر. البته منيم ده بير اعتياديم وار. هر گون وب سيته لري گزمك، اوزومون وئران قالميش وبلاقيمي كنترل ائتمك ده منيم اعتياديمدير.
البته منيم بوردا اعتياد حاقيندا يازماغا قصديم يوخدو. بويون سحر ايش يئريمه گئتديكده هر گونون عادتينه اوياراق بيلگي سايار (كامپيوتر!) باشيندا (قارشيسيندا!) اوتوروب و زومرودون كامنتلرينه باخيرديم. سون كامنتي ائلمان آدلي بيريسي يازميشدي.
او كامنتي عينا بوردا يازيرام: بونلارا باخين افغانستاني تانيين
http://saharnur.blogfa.com/
http://baqish.blogfa.com/
http://www.qizil.blogfa.com/
http://zumrut.blogfa.com/
http://noorquyash.blogfa.com
من بو وبلاقلارين بير نئچه سينه باخديم. درين بير حيس اوياندي ايچيمده. بيلميرم نه دير بو حيس لر . آنجاق بونو بيليرم كي من بعضي اعتقادلاريمي ده ييشمه لييم. بعضي اينانج لاريمي زيبيل قابينا آتمالييام و دونيايا يئني دن باخمالييام. سيزين ده بو وبلاقلارا باخماغينيزي توصيه ائديرم. زياني يوخدور.ا
(ماراقلی اولدوغونا گؤره، بو یازی، عئینن سایین علی عباسی نین اؤزل وبلاقیندان http://www.zumrud.blogfa.com/ گؤتورولموشدور.)