« صفات خلج / شاد روان رحمت واشقانی فراهانی | آنا یارپاق | بير اتك كرپيج / براتعلی فتح اللهی »
بر روی شانههای دروغ / سید حیدر بیات
قیروو ۲۵, ۱۳۸۷
یکی از دوستان فارسی زبان که میخواهد سر به تن هیچ یک از این جماعت هویتطلب آذربایجانی نباشد، امروز برای تحقیر من میگفت: در اتوبوس یک ترک زبان با دوستش صحبت میکرد دقت که کردم اکثر کلماتش را میفهمیدم. اکثر کلماتش عربی و فارسی بود.
*
تحلیل این جمله
این دوست را از سه چهار سال پیش میشناسم. زمانی که به اتاق ادبیات ترکی میآمد و گویا میخواست ادامه کار کسروی را بگیرد و بعد از بحثهای زیاد و مسائلی که مطرح شد خود به عبث بودن این کار پی برد.
بعد از سه سال امروز در دفتر یکی از نشریات همدیگر را دیدیم و این جمله را گفت. او به عمد در جملهاش کلمات عربی را نیز آورد، چون میدانست که من اعتراض خواهم کرد و جوابی نخواهد داشت. چرا که تقریبا شنیدن یک جمله شفاهی از مردم کوچه و بازار بدون این که از کلمات عربی استفاده کنند محال است.
او جملهاش را به پایان برد و پیروزمندانه در من نگریست. شاید او نمیدانست که روحیه ستیزهجویی سالها پیش را ندارم و اکنون بسیار آرامتر و مطمئنتر از سالها پیش به سرنوشت زبان ترکی در ایران میاندیشم. آری، او نمیدانست که گفتن این جمله از سوی یک فارس زبان در دفتر یک نشریه که ترکی نوشتن در آن قدغن شده است، چیزی جز عجز وی نیست. در زمانی که رسانهها و نشریات قدر قدرت فارسی همه جا را احاطه کردهاند، دیگر حمله کردن به زبانهای غیر فارسی یا نشانهی بیماری یک انسان است یا نشانهی ترس او.
دوست من میترسد. وقتی کتاب شعر تازه چاپ شدهام را دید و تبریک نگفت حدس زدم که میترسد و نگران این نهالهایی است که به بار مینشینند. من خیلی سرسنگین جمله او را گوش کردم و به آرامی گفتم: البته همه آن کلمات فارسی پنداشته شده فارسی نیستند وخیلی از کلمات مثل همین کلمه خیلی از ترکی به فارسی آمدهاند که شما تصور میکنید فارسی هستند.
او به تایید سرش را تکان داد. میدانستم حوصله شنیدن مابقی توضیحات مرا ندارد. آخر میشکند. من نیز نخواستم او را بیشتر از این عذاب بدهم و جمله پیروزمندانهاش را برایش بدل به زهر کنم و الا سخن بلوشه، شرق شناس فرانسوی را برای او میگفتم که معتقد است «طبق احصاء دقیق بیست هزار کلمه ترکی به فارسی وارد شده است»
*
دلم برای کسانی که بر روی شانههای دروغ و به غرور ایستاده بودند میسوزد. این شانهها دیری است که یارای نگهداشتن کسی را ندارد.
بؤلمه لر: گوندهلیک یازیلار/ یادداشتها |
هادی قاراچای- HADI QARAÇAY
قیروو ۲۵-ي, ۱۳۸۷ چاغ ۳:۵۸ آ.خ
آقاي بيات به قطع و يقين اگر شما نبوديد تا به حال زبان تركي منسوخ شده بود!! واقعن اين زبان مديون رشادتهاي جنابعاليست.
در ضمن بي صبرانه منتظر تصوير آن رفرنسي از تاريخ طبري كه قولش را داده بوديد هستم.
ارادتمند…قزاق
—
نخست اینکه اگر امثال من تاثیری در پروسه احیای مجدد ادبیات ترکی نداشتیم شماها اینگونه ناراحت نمی شدید. دوم اینکه چشم اگر به آبمیوه فروشی رفتم میگویم منابع علمی خود را به آب میوه تبدیل کنند تا با هاضمه ساندویچی و آب میوه ای مخالفان سازگاری داشته باشد. من یک رفرنس عربی داده ام منتقد باید برود و همان صفحه از همان چاپ را تهیه کند و ببیند و اگر نفهمید به مترجم نشان بدهد. با اینهمه اگر وقت کردم حتما منبع مورد نظر را در ترجمه فارسی هم ارائه می دهم. اگر چه نیازی به این کار نیست. تازه ممکن است مترجم رعات امانت هم نکرده باشد که یک مصیبت تازه خواهد بود. حتما یادم باشد به دادگستری هم بروم و تمبر باطل کنم و سند را با مهر کپی برابر اصل تقدیم کنم.
ضمنا دوستی این نوشته “روی شانه های دروغ ” را دوشمن آغلادان یعنی نوشته ای که دشمن را به گریه وا میدارد نامیده است.
یاشاسین
قیروو ۲۵-ي, ۱۳۸۷ چاغ ۵:۳۷ آ.خ
[…] بوندان سونرا فارسجا یازیلاری آنلامایاجاغیما سؤز وئریرهم… بیر ایستیثنادان باشقا: دوشمن آغلادان یازیلار، اؤرنک(بر روی شانههای دروغ / سید حیدر بیات) […]
قیروو ۲۵-ي, ۱۳۸۷ چاغ ۱۱:۴۲ آ.خ
سالام سید حیدر بگ،
باغرینی سیخماسین بو های هارایلار!
قیریلان زینجیردی، سینان قفسدی!
قیروو ۲۶-ي, ۱۳۸۷ چاغ ۱۲:۲۸ آ.خ
اولن جناب عالي رفرنستان از يك عدد CD است كه معلوم نيست چقدر رعايت صحت كلام را كرده است! شما حتي از روي كتاب چاپ شده رفرنس نداده ايد كه انسان بتواند در كتابخانه اي بيابد! شما خيلي ساده مي توانيد از آن صفحه از روي CD تصوير گرفته و به راحتي به آن ارجاع دهيد. همين كار ساده كه حتي از اسكن كردن تصوير هم آسانتر است را شما انجام نمي دهيد!! با اين حال مطمئن باشيد كه همان CD مورد نظرتان را هم فراهم مي كنم كه ديگر نيازي به آب ميوه گيري و دادگستري نداشته باشيد!
(ضمنن شما قبلن متين تر و موقر تر پاسخ مي گفتيد و اينچنين بر نمي آشفتيد!)
ارادتمند…يك قزاق گريان
قیروو ۲۹-ي, ۱۳۸۷ چاغ ۱۲:۰۳ گ.ؤ
سید جان! معلوم است که این شووینیستهای نژادپرست عصبانی هم خواهند شد… آخر بابا جان!! من خودم ۱۶ سال به زبان شیرین (و البته قند عسل) پارسی درس خواندم، منتها الان بیشتر نوشته ها و خوانده هایم به زبان مادریم است… واللاه من به جای این آقایان پان فارس بودم، دیوانه میشدم، عصبانیت که جای خود! حالا شما انتظار دارید اینها به خاطر چاپ کتابتان به شما تبریک هم بگویند؟ بگذار امثال این آقا با خزعبلات از مُد افتادهء کسروی خوش باشد. کسروی خودش چه پُخی بود که اینها چه باشند؟ واقعیت آن است که هر چه قدر هم که زور داشته باشی، نمیتوانی ثابت کنی که ماست سیاه است!
اونلاری بوش وئر سئیید جان! قانینی قارالتماغا هئچ ده دَیمیز… دوغرودان، کیتابینی اردبیلده هاردان الده ائتمک اولار؟
–
سلام یولداش!
قانیمی قارالتماییرام ایسته ییرم بونلارین قانی قارالسین.
کیتابی ائله بیل هله اردبیله گؤندرمه ییب لر. انشاءالله گلن هفته گؤنده ریلر.
سایغی ایله