« پاسخ ايراني مقيم باكو به محقق تبريزي | آنا یارپاق | ترکان تورانی و آریا نژدان ایرانی / سید حیدر بیات »
نامهای به مسئول سرویس فرهنگ و ادب خبرگزاری مهر در رابطه با محمود کاشغرلی و اثر او
قیزاران ۷, ۱۳۸۷

مسئول محترم سرويس فرهنگ و ادب خبرگزاري مهر
با سلام
پرداختن به اخبار فرهنگي و ادبي جهان ترک کار مبارکي است که از سوي آن خبرگزاري کم و بيش صورت ميگيرد و جاي تشکر و قدرداني دارد. نگارنده نيز به سهم خود از شما سپاسگذاري ميکنم.
ليکن همانگونه که ميدانيد رعايت امانت و دقت در اين عرصه بسيار حائز اهميت است و چه بسا انتساب يک جملهي غير واقعي به يک شخصيت فرهنگي آثار سوء بسياري داشته باشد و موجب تحريف واقعيتها شود. بخصوص در زمينه ادبيات ترکي که اين ادبيات در ايران متولي ندارد و هر نظريه و تحليل صحيح يا ناصحيحي، به جهت نا آگاهي مخاطبان درست تلقي ميشود و اشخاص ذيصلاح براي نقد در اين زمينه به تعداد انگشتان دست نميرسد که معمولا اين اشخاص اندک نيز در عرصه رسانهها حضور فعال ندارند.
خبر مربوط به محمود کاشغري با عنوان «پايان اسارت هزار ساله کتاب کاشغرلي» جزء آن دسته از اخباري است که انتظار ديدن آن را در مهرنيوز نداشتم و از درج آن خوشحال شدم. اما متاسفانه مطالب غيرواقعي بسياري در متن اين خبر آمده است که خدمتتان مرقوم ميشود.
نخست بايد عرض کنم که خبري با عنوان رونمايي ديوان لغات الترک در رسانههاي ترکيه نديدم بلکه خبر مربوط به بازگشايي محدد کتابخانه «آثار نويسندگان ملي» ترکيه بود. اين کتابخانه در زلزله معروف ۱۷ آگوست آسيبهاي جدي ديده بود که با هزينه دومليون لير جديد ترکيه تعمير و بازگشايي شد. نسخه خطي ديوان لغات الترک نيز در اين کتابخانه قرار دارد که وزير فرهنگ و گردشگري ترکيه به اين امر اشاره کرده بود و آن را از مزاياي اين کتابخانه دانسته بود.
اصولا رونمايي از ديوان لغات الترک و پايان اسارت هزار ساله! کاشغري مفهومي ندارد چه از يک قرن پيش اين اثر به جهان معرفي شده است. نخست متن ديوان به زبان عربي و به همت و تصجيح مرحوم معلم رفعت بيلگه کليسلي ۹۵ سال پيش يعني سال ۱۳۳۵ قمري در سه جلد و توسط نشر دارالخلافه العليه و در چاپخانه عامره منتشر شده است.
در سال ۱۹۲۸, استاد زبانهاي سامي سابق در دانشگاه شهر «برسلاو»، «کارل بروکلمان» Carl Brockelmann , ۷۹۹۳ تکواژ از کتاب را استخراج کرد و در يک جلد, در ۲۵۲ ص. به سيستم الفبايي و با ذکر ويژگيهاي املايي بسياري از لغات, انتشار داد. همين اثر در سال ۱۹۶۴ در مجارستان بصورت افست تکثير گرديد.
ترجمه کامل اين کتاب به زبان ترکي استانبولي در سال ۱۹۸۶ از سوي پروفسور بسيم آتالاي متشر شده است.
در سالهاي ۱۹۶۰-۱۹۶۳ در شهر تاشکند از سوي «صالح م. مطّلب اف» با استفاده از ترجمهي آتالاي, ترجمه¬ي ترکي اوزبکي¬ اثر در سه جلد انتشار يافت که حاوي ۹۲۲۲ تکواژ است.
وي با همکاري «غني عبدالرحمن¬اف» فهرست لغات اين سه جلد را هم در سال ۱۹۶۷ از سوي آکادمي علوم جمهوري اوزبکستان شوروي, انستيتوي ادبيات موسوم به پوشکين به چاپ رسانيد که حاوي گفتاري در دستور زبان «ترکي قراخاني» نيز بود.
ترجمه به ترکي اويغوري از ديوان, با استفاده از ترجمه¬ي آتالاي در سال ۱۹۸۱-۱۹۸۴ در شهر ارومچي در سه مجلّد تحقق يافت
ترجمهي انگليسي ديوان را در سالهاي ۱۹۸۲-۱۹۸۵, دو تن از اساتيد دانشگاه هاروارد, روبرت دنکوف Robert Dankaf و جيمز مک¬کلي James Mc Kelly در سه مجلّد چاپ کردند.
جيمز مک¬کلي علاوه بر همکاري با دانکوف در ترجمه¬ي انگليسي ديوان, دو مقاله¬ي با ارزش در موضوع «املا صحيح کلمات در ديوان» نوشت که راهگشاي بسياري از محققان گرديد
ترجمه به ترکي قازاقي در سال¬هاي ۱۹۹۷-۱۹۹۸ در شهر آلماآتي, از سوي «اصغر کرماشولي اگابايوف» در سه جلد چاپ شده است. اين ترجمه ظاهراٌّ با استفاده از برگردان بسيم آتالاي انجام پذيرفته است.
چاپ عکسي (فاکسيميله) اثر را وزارت فرهنگ جمهوري ترکيه در سال ۱۹۹۰ به صورت رنگي و به اندازه¬ي قطع اصلي نسخه¬ي خطي انتشار داد.
در سال ۱۳۷۵, در تهران کار بروکلمان و دهري ديلچين يعني تهيه فهرست الفبايي لغات ديوان, از سوي «محمد دبير سياقي» به فارسي ترجمه شد.
و در نهايت در سال ۱۳۸۴ ترجمهي کامل اين اثر توسط استاد دکتر صديق به زبان فارسي انتشار يافت. که نگارنده نيز افتخار همکاري در اين کار را داشته است.
در جاي ديگري از اين خبر ميخوانيم: « وي از جمله دوستان ابوالفضل بيهقي بوده که رباعيات عمر خيام را نيز به ترکها معرفي کرد. او در “ديوان لغت” مکررا از اين رباعيات استفاده کرده است.»
از دوستي کاشغرلي با بيهقي و عمر خيام چيزي نخواندهام ليکن به جهت اين که دکتر صديق تطبيق ترجمه فارسي خود با متن عربي کتاب را به عهده نگارنده نهاده بود، لاجرم متن عربي کتاب تصحيح معلم رفعت بيلگه کليسلي را همراه با نسخه خطي فاکسيميله به دقت و کلمه به کلمه خواندهام، نه تنها نامي از حکيم عمر خيام در آن کتاب نيست بلکه هيچ شعري از خيام نيز در آن کتاب نيامده است.
کاشغرلي در آن کتاب هيچ شاهدي از ادبيات و شعر رسمي نياورده است و تنها اشعار حماسي محلي که قرنها قبل سروده شدهاند در آن کتاب آورده شدهاند. اتفاقا در مقالهاي که براي ويژه نامه کاشغري نشريه بايرام در زنجان فرستادهام و بسا اکنون منتشر شده باشد نوشتهام: « وقتي از احساس خويش فاصله ميگيرم خردک انتقادي به کاشغري دارم. يعني انتظاري که برآورده نشده است. چرا کاشغري هيچ نمونه شعري از شاعران سدههاي چهارم و پنجم هجري به دست نميدهد؟ ما ميدانيم که يوسف خاص حاجب سرايش منظومه قوتادغو بيليگ را قبل از کاشغري به پايان برده است و علاوه بر آن به دلايل کاملا مستند و علمي، شاعراني قبل از خاص حاجب در قرن چهارم و پنجم هجري به ترکي شعر سرودهاند، اما چرا کاشغري به شعر آنان استناد نکرده است؟ بخصوص خليل بن احمد که کاشغري در کتاب خود به وي گوشه چشمي دارد، در شاهد مثالهاي خود از شعر شعراي عرب استفاده فراوان برده است. درست است شعرهاي موجود در ديوان لغات الترک به گفته ارجيلاسون خود يک آنتولوژي ارزشمند را تشکيل ميدهند اما آنها شعرهاي باستاني و يا اشعار مردمي و فولکلوريک هستند. آيا کاشغري به جريان ادبي نيرومند در ترکستان آن زمان بياعتنا بوده است و اگر اينگونه است چرا؟ پاسخهاي گوناگوني ميتوان به اين پرسش ارائه داد که براي گريز از تفصيل به آينده موکول ميشود.»
حال خبرنگار خبرگزاري مهر از کجا به چنين کشف مهمي نائل آمده است خدا ميداند و قدر مسلم اين است که در ديوان لغات الترک هيچ اثري از خيام و شعر او نيست. اين در حالي است که نگارنده با رباعيات حکيم عمر خيام انس داشتهام، نسخه مرحوم محمدعلي فروغي را بارها و بارها خواندهام و رباعيات خيام با صداي احمد شاملو و آهنگسازي فريدون شهبازيان جزء کاستهاي محبوب من است. طبيعي است که حتي اگر ترجمه اشعار خيام هم در کتاب کاشغري ميآمده دکتر صديق يا بنده و قبل از ما دکتر دبيرسياقي متوجه ميشدند.
در ادامه متن خبر ميخوانيم: « کاشغرلي کتاب ديگري با عنوان “نحو در زبان ترکي” هم دارد که علاوه بر اينکه در آن دستور زبان ترکي را کاملا شرح داده، تاريخ زبانهاي کهن و زنده دنيا را هم به تفصيل و با شواهدي مستدل توضيح داده است.»
نام کتاب کاشغرلي «نحو در زبان ترکي» نيست بلکه «جواهر النحو في لغات الترک» است. من نميدانم خبرنگار مهر آن اطلاعات مربوط به کتاب نحو کاشغري را از کجا به دست آورده است ليکن تنها منبع موجود که ما را نسبت به چند و چون جواهر النحو آگاه ميسازد کتاب ديوان لغات الترک خود کاشغري است که مينويسد: « از مباحث جمع, مفرد, تفضيل, تصغير و جز آن از بابت اعراب, چيزي ياد نمي¬کنم. زيرا در اين باره, کتابي مستقل تصنيف کرده¬ام و نام آن را “جواهر¬النحو في¬لغات¬الترک” نهاده¬ام. به فضل¬الهي, مباحث نحوي در آن کتاب آورده شده است.»
در بخش ديگري از اين خبر ميخوانيم: «کاشغرلي سال ۱۱۰۲ در ترکيه درگذشت » متاسفانه اين خبر نيز مقرون به صحت نيست و مزار کاشغرلي در ترکستان چين قرار دارد. آقاي دکتر دبيرسياقي اين مزار وي را در چين زيارت کرده است و مينويسد: « مردم ترکستان, محمود کاشغري را از مردم اپال Opal, ناحيه¬اي سرسبز در پنجاه کيلومتري مغرب کاشغر بر سر راه کاشغر به ناحيه سرکوه و شهر تاشقورغان Taşqurğan دانسته¬اند » طبيعي است که کاشغري اگر در ترکيه چشم از جهان فرو ميبست بايد مزار او نيز در ترکيه ميبود نه در ترکستان.
در بخش ديگري از اين خبر ميخوانيم: « دست نوشته هاي اين کتاب در سال ۱۹۱۰ در کتابخانه فاتح ملت پيدا شد.»
که مع الاسف اين خبر نيز صحت ندارد اين کتاب را مرحوم علي اميري در راسته صحافان پيدا کرده است. ماجرا به طور خلاصه از اين قرار است که علي اميري مثل هميشه به دوستي به نام برهان بيگ در اين راسته سر ميزده است. يک روز برهان بيگ به او ميگويد: يک نسخه خطي گرانقيمت براي فروش نزد من آوردهاند که مشتري ندارد کتاب را به بنياد دانش نشان دادم و آنها قيمت آن را به يک سوم قيمت تعيين شده پيشنهاد کردند. علي اميري بعد از نگاه کردن به آن متوجه ميشود که اثر گم شدهي بسيار با ارزشي را پيدا کرده است. ارزش کتاب سيلير تعيين شده بود اما اميري تنها پانزده لير همراه داشت. در همين اثنا يکي از دوستان خود را مي بيند که از راسته رد ميشود و و بيست لير از وي قرض ميکند و سي لير به عنوان قيمت کتاب و سه لير به عنوان پاداش پرداخت ميکند و با عجله به منزل ميرود تا اوراق آشفته ديوان را منظم کند و آن را مطالعه نمايد بعدها معلم رفعت اين کتاب را از علي اميري به امانت ميگيرد و آن را رونويسي و تصحيح ميکند.
همانگونه که ملاحظه شد اين کتاب در راسته صحافان پيدا شده است و به کتابخانه علي اميري منتقل ميشود. علي اميري بعدها اين کتاب را همراه با ۳۰ هزار کتاب، نشريه و اسناد ذيقيمت ديگر در سال ۱۹۱۶ به «کتابخانه فاتح ملت» هديه ميدهد.
مسئول محترم!
همانگونه که ملاحظه فرموديد چه قدر خطا و نقصان در يک خبر کوتاه راه يافته است. منشاء اين خطاها در واقع ارزش ننهادن به زبان و ادبيات ترکي در ايران است که فضاي لازم براي رشد محققان در اين زمينه ايجاد نميشود. عامل دوم نيز بيدقتي خبرنگاران و مترجمان است که عرصه را از نقدهاي علمي و سازنده خالي ميبينند و وقت و دقت کافي در اين زمينه مبذول نميدارند.
نکتهاي را که لازم بود خبرنگار سرويس فرهنگ و ادب مهر نيوز به آن اشاره کند و نکرده است اين است که سال ۲۰۰۸ از سوي سازمان يونسکو به عنوان سال محمود کاشغري نام گرفته است.
شايسته است که خبرگزاريهاي ايران و همچنين نهادهاي فرهنگي به حرمت نام بلند کاشغري و همکاري با سازمان يونسکو، گامهاي مثبتي براي معرفي کاشغري در ايران بردارند. بيگمان کاشغري يکي از بزرگترين دانشمندان و عالمان زبانشناس جهان اسلام است که تسلط او به زبانهاي ترکي، عربي و فارسي و مطالعات تطبيقي بر روي اين زبانها چهره متمايز و ممتازي بدو بخشيده است.
باسپاس
حوزه علميه قم
سيد حيدر بيات
منابع:
۱. خبر خبرکذاري مهر با عنوان پايان اسارت هزار ساله کاشغرلي؛
http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=۶۹۰۰۸۸
۲. ديوان لغات الترک، ترجمه فارسي دکتر صديق، صص ۱۴-۱۹ و ص ۲۸.
۳. خبر مربوطه به بازگشايي کتابخانه آثارملي نويسندگان ترکيه از سايت يئني آسيا :
http://www.yeniasya.com.tr/۲۰۰۸/۰۵/۲۷/kultur/butun.htm
متن خبر خبزگذاری مهر:
پایان اسارت هزار ساله کتاب کاشغرلی / تعیین جایزه برای یابنده کتاب دیگر
“دیوان لغت ترک” نوشته محمود کاشغرلی - متعلق به سال ۱۰۷۲ میلادی - که پس از ۹ قرن پیدا شد، صبح امروز با حضور مقامات بلندپایه ترکیه در بزرگترین کتابخانه استانبول رونمایی شد.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از دیار ادبیات ترکیه، این کتاب با حضور “ارطغرل گونای” وزیر فرهنگ و گردشگری، “معمر گولر” فرماندار استانبول و مقامات دیگر در کتابخانه آثار نویسندگان ملی این شهر رونمایی شد.
محمود کاشغرلی اندیشمند قرن یازدهم در سال ۱۰۷۲ م. این کتاب را نوشت و در سال ۱۰۷۴ به خلیفه عباسی در بغداد اعطا کرد. دست نوشته های این کتاب در سال ۱۹۱۰ در کتابخانه فاتح ملت پیدا شد.
کاشغرلی کتاب دیگری با عنوان “نحو در زبان ترکی” هم دارد که علاوه بر اینکه در آن دستور زبان ترکی را کاملا شرح داده، تاریخ زبانهای کهن و زنده دنیا را هم به تفصیل و با شواهدی مستدل توضیح داده است. این کتاب نزدیک به ۱۰ قرن پیش گم شده و هنوز پیدا نشده است و دولت ترکیه برای یابنده آن جایزه تعیین کرده است. این کتاب که به منظور آموزش زبان ترکی به اعراب تهیه شده بود، پس از گذشت چند سال از نگارش در شهر کابل افغانستان مفقود شد و هنوز هیچ اثری از آن نیست.
زمان دقیق تولد محمود کاشغرلی مشخص نیست ولی ترکها سال ۲۰۰۸ را هزارمین سال تولد او نامیده اند. با این حال برخی روایتها از تولد او در سال ۱۰۰۵ حکایت می کند. وی از جمله دوستان ابوالفضل بیهقی بوده که رباعیات عمر خیام را نیز به ترکها معرفی کرد. او در “دیوان لغت” مکررا از این رباعیات استفاده کرده است. کاشغرلی سال ۱۱۰۲ در ترکیه درگذشت.
بؤلمه لر: ادبیات, تاریخ, کاشغارلی محمود |
هادی قاراچای- HADI QARAÇAY
قیزاران ۷-ي, ۱۳۸۷ چاغ ۶:۳۲ آ.خ
سید حیدر بگ،
ال قولونوز آغریماسین، راسیتلره یازدیغینیز مکتوب اوچون!
اونلار هر بیر واقعیتی ترسه گؤسترمگه چالیشارلار. اونلارین گؤزونده گئجه گونش چیخار، گونوزلر ده آی قارانلیغی اولارمیش. اونلار بو تیپ موجودلار.
قیزاران ۷-ي, ۱۳۸۷ چاغ ۱۰:۳۶ آ.خ
اطلاعات جامع تان نشان وسواس علمي تان دارد. در خصوص ديوان لغات الترك و براي مزيد اطلاع عرض مي كنم كه ترجمه مرحوم بسيم آتالاي در كتابخانه اختصاصي اساتيد محترم دانشكده ادبيات تبريز موجود است كه تاريخ ارائه آن حدودا بيش از پنجاه سال پيش ميباشد. تاريخ چاپ را به خاطر ندارم. در هر حال آنچه مسلم است اين است كه كاشغري نمي توانسته عمر خيام يا نويسندگان بعد از خود را ببيند. در ثاني كار سترگ كاشغري خيلي عظيم تر و در عين حال بسيار وسواس تر و علمي تر از نويسندگان هم عصر آن زمان بوده است. براي مزيد اطلاع خواندن ترجمه مقاله زير در “دوشرگه” توصيه مي شود
http://dusharge.blogfa.com/post-۱۷۱.aspx
http://dusharge.blogfa.com/
———–
- محقق محترم جناب آقای شهبازی با سلام
- ترجمه بسیم آتالای در کتابخانه نگارنده نیز موجود است که تاریخ نشر آن مربوط به سال است و مشخصات کتابشناسی کامل آن چنین است: Divanü Lügat-it-Türk Tercümesi، Çeviren: Besim Atalay، Türk Tarih Kurumu Basimevi، Ankara ۱۹۸۶.
ضمنا نسخهی فاکسیمیله یعنی عکس رنگی نسخهی خطی نیز در ایران موجود است و یکی از نویسندگان آذربایجانی تهران آن را برای مدتی به بنده امانت دادند و بعدها دکتر صدیق کپی آن را به اینجانب فرستادند. ضمنا همین نسخه فاکسیمیله با چاپ بسیار نفیس و زیبای ترک دیل قورومو در کتابخانه آیت الله مرعشی قم نیز موجود است.
در خصوص عمر خیام نیز باید گفت که حق باشماست. عمر خیام بین سالهای ۵۰۶ و ۵۳۰ هجری قمری از دنیا رفته است در حالی که کاشغری در حوالی سالهای ۴۶۰ دیوان را به انجام برده است و در سال ۳۷۷ قمری از دنیا رفته است و به احتمال سالهای جوانی و نوجوانی خیام مصادف با سالهای نگارش دیوان لغات الترک است. بر فرض دوستی کاشغری با خیام نیز، وی نمیتوانست شعرهای او را در دیوان بیاورد.
از حسن نظر شما تشکر میکنم.
سید حیدر بیات
قیزاران ۸-ي, ۱۳۸۷ چاغ ۷:۵۶ گ.ؤ
سلام
واقعا از نامه علمی و بسیار پرمحتوای شما مشعوف گشتم.خدا حافظتان باشد.
قیزاران ۸-ي, ۱۳۸۷ چاغ ۱۱:۴۲ گ.ؤ
حتما شنیده اید که یکی گفته بود: «خسن و خسین هر سه دختران معاویه بودند!».
آنگاه یکی دیگر توضیح داده بود که اولا «خسن و خسین» نیست و «حسن و حسین» است؛ ثانیا: «هر سه» نه «هر دو» ثالثا: «دختر» نبودند و «پسر» بودند، رابعا: اینا پسر «معاویه» هم نبودند، که فرزندان دشمن معاویه، یعنی «علی» علیه السلام بودند!
واقعا آدم تعجب میکند که یک خبرکوتاه چقدر میتواند اشتباه داشته باشد و چه مقدار میتوان و میبایست در تصحیح آن نوشت.
استفاده کردیم جناب آقای بیات! دستمریزاد!
قیزاران ۸-ي, ۱۳۸۷ چاغ ۱۰:۴۲ آ.خ
دوست فرزانه جناب آقای بیات و تورا ایشانج
ضمن تشکر از وسواس علمی تان بنده نظرتان را قبول دارم. کتاب قوتادقوبیلیک از یوسف خاص حاجب است. اما در متن اصلی اشتباها بنام احمد یسوی قید شده است.
این موضوع را دوست زبانشناس ازبکی مقیم کانادا “تورا ایشانج” نیز گوشزد کرده اند که بدینوسیله از ایشان نیز تشکر می شود.
حال مانده ام که به متن اصلی صادق باشم و یا صاحب اثر اصلی را در متن بگنجانم. اما صحت علمی بهتر از صداقت به متن اصلی است برای همین منظور در متن اصلی گنجانده می شود.
خزل آیي ۲۷-ي, ۱۳۸۷ چاغ ۱۱:۴۹ آ.خ
همزبانان گرامی سلام
در راستای احيای زبان و هویت فرهنگی توركان افغانستان با ما همكاری كنيد.
دكتور اكبرهمت فاريابی رئيس فدراسیون فرهنگی توركان افغانستان
دوندوران ۲۰-ي, ۱۳۸۸ چاغ ۹:۴۷ گ.ؤ
[…] نامهای به مسئول سرويس فرهنگ و ادب خبرگزاری مهر در راب… […]