« دای دویونون بوغو چیخدی / سید حیدر بیات | آنا یارپاق | پس از “استانبول”، “كتاب سياه” و “برف”، “ خانهي سكوت” پاموك به روسي ترجمه شد »
علامه محمد فضولی ” ، رند دلسوخته / همت شهبازی
زومار آیي ۱۰, ۱۳۸۶

در تاریخ ادبیات آذربایجان شاهد شخصیت های ادبی بزرگی هستیم که هرکدام به نحوی به ادبیات و فرهنگ این مرز و بوم کمک کرده، آن را به اوج رسانده اند. یکی از این شخصیت ها، « محمد بن سلیمان » معروف به « مولانا فضولی » از شعرای قرن ۱۰ هجری است. او از معدود شاعرانی است که در شعر، شعرای بعد از خود را تحت تأثیر قرار داده و متاع سخنش دست به دست گشته و جایگاهی برای خود پیدا کرده است. بیشتر آثار او، بخصوص اشعار غنایی اش در بین توده مردم رواج داشته، به طوری که وقتی میرزا مهدی خان استرآبادی کتاب « مبانی اللغت » یا « سنگلاخ » خود را می نوشت ، برای گفته های خود شواهدی از اشعار فضولی می آورد.
دوره ی اواخر تیموری و اوایل صفوی دوره ای است که « در عین حال که با کامیابی های نظامی و سیاسی و با جنگاوری ها و پیروزی های مردانی چون شاه اسماعیل و شاه عباس صفوی همراه بود، با فرمانروایی مردانی لایق و با نفوذ مفسده جویان، پیشوایی فکری و عقلی متعصبان کوته نظر جاهل نیز تقارن داشت » ( ۱ )
در چنین دوره ای سلیمان ، پدر فضولی که گویا در تبریز زندگی می کرده به جهت فشارهای اقتصادی و کشت و کشتارهای متعدد دنبال یک سرپناه راحت و بی اغتشاش رفت و به همین لحاظ روی به عراق نهاد.
فضولی احتمالا به سال ۹۰۰ هجری در شهر « حله » از شهرهای عراق به دنیا آمد و تحصیلات خود را در همان شهر یا احتمالا در بغداد به اتمام رسانده است. پدر فضولی بنا به گفته ی « صادق بیگ افشار » صاحب تذکره ی « مجمع الخواص » - که به زبان ترکی ازبکی نوشته شده – از ایل بیات بوده که یکی از ۲۲ طایفه مهاجر ترکان اوغوز می باشد. بنابراین عقیده کسانی چون « سام میرزا » که می نویسد : « فضولی از دارالسلام بغداد است و از آن شهر شاعری بهتر از او پیدا نشده » ( ۲ ) مردود است. چرا که فضولی در دیوانش بغداد را دیار غربت می نامد.
اما سبب اشتهار او را به « فضولی » بهتر است از زبان خود شاعر در مقدمه دیوان فارسی اش بشنویم :
« در ابتدای شروع نظم هرچند روزی دل بر تخلصی می نهادم و بعد از مدتی به واسطه ظهور شریکی به تخلص دیگر تغبیر می دادم. آخرالامر معلوم شد که یارانی که پیش از من بوده اند تخلص ها را بیش از معانی ربوده اند ». ( ۳ )
استاد « برتلس » خاورشناس روسی ، او را از « حروفیان » دانسته است. لیکن در اشعار او نشانی از عقاید و افکار حروفیان دیده نمی شود:
مشو قانع به صوت و حرف ، کسب فیض معنی کن
که داود از نبوت می کند دعوی نه ز الحانش
شاید این نظر از آنجا ناشی شده باشد که استادِ فضولی ، یعنی « ملک الشعرای حبیبی » - که از استادان مسلم شعر ترکی بوده و دیوان او توسط « م. ساوالان » چاپ شده است و تأثیر او را در اشعار ترکی شاه اسماعیل ختایی و خود فضولی می توان مشاهده کرد - یکی از شاعران حروفی بوده و به همین لحاظ فضولی را هم تالی استاد خود معرفی کرده باشند. « عهدی بغدادی » که با فضولی معاشرت داشته در تذکره خود می نویسد : « فضولی اهل طریقت بوده است اما این تذکره نویس به طور صریح بازگو نمی کند که فضولی به کدام طریقت پایبند بوده است . » ( ۴ )
آثار فضولی به سه زبان ترکی آذربایجانی، فارسی و عربی است که به معرفی مختصر آنها می پردازیم :
۱ – دیوان فارسی فضولی : این دیوان شامل قصاید، غزلیات، ترکیب بند و رباعیات شاعر است که اشعار آن، آن سوز و حالی را که صاحب سخنانی چون حافظ و مولوی و عطار دارند، ندارد. قصاید او برخلاف گذشتگان که بیشتر رنگ مدحی دارد، فلسفی – اجتماعی است. دیوان فارسی فضولی دارای ویژگی ها و اشکالاتی است که در اینجا ضمن مقایسه با دیوان ترکی او اشاراتی به آنها می شود.
شعرای بعد از قرن ۶ هجری که بیشتر به تصوف گرایش داشته اند، از واژگان به دو صورت قراردادی و ابداعی استفاده کرده اند. بدین معنی که گروهی از شاعران بودند که همیشه ذهن و تخیل آنها در ابداع کلمه و همچنین معنا دادن به آن فعال بوده و در نتیجه با نیروی بیان هنری خودشان زبان را مسحور کرده اند؛ در مقابل، گروهی هم دست به تقلید زده و از واژگانِ ابداعی شعرای مبدع، به صورت قراردادی استفاده کرده اند. اینگونه شاعران بیشتر در بعد از قرن ۸ هجری، به استثنای برخی از شاعران مبدع به وجود آمده اند.
بر این اساس دیوان فارسی فضولی که در آن ، کلمات به صورت قراردادی به کار رفته اند، تقلیدی است و این مسئله به سادگی و تکرار مضامین شعری او و همچنین عدم انسجام فرمی کشانده، حتی گاه مضامین شعرای فارسی زبان را تکرار کرده است. به عنوان نمونه در ابیات ذیل که از یک غزل او انتخاب شده، مضامین مصراع دوم، تکرار همان مضمون مصراع اول است :
تا بوده ایم همدم غم بوده ایم ما
غم را ملازم ، همه دم بوده ایم ما
غم را ز من نبوده جدایی، مرا ز غم
هرجا که بوده ایم به هم بوده ایم ما
یک دم نبوده ایم فضولی، به کام دل
پیوسته مبتلای الم بوده ایم ما
علت دیگری که از ارزش دیوان فارسی فضولی در برابر دیوان ترکی اش می کاهد این است که در شعر فارسی، استادان شعر و ادب فارسی پیش از او، محلی برای گفتن و جولان شعرای بعد از خود نگذاشته بودند و این مسئله را خود فضولی نیز خاطر نشان می کند:
« شاعرانی به مساعدت تقدیم زمانی دم از سبقت زده اند و به معاونت سبقت اتفاقا پیش از من آمده اند همه ادراک بلند و طبع دوراندیش داشته اند و هر عبارت لطیف و مضمون نازک که غزل را به کار آید چنان برداشته اند که قطعا در ظاهر چیزی نگذاشته اند …
یاران گذشته بس که کردند
تاراج عبارت و معانی
شد تنگ فضای نظم بر ما
فریاد ز سبقت زمانی »
اما پروفسور « بگلی » این سادگی و عدم انسجام دیوان فارسی را ناشی از چیز دیگری دانسته :
« چون زبان شاعرانه در زمان فضولی سنتی و متعارف شده بود بی شک فضولی در انتخاب صراحت بیان حق داشته است. هنرش از شیرینی و سادگی سخن و شور عاطفی و طنز لطیف سرچشمه می گیرد. بی شک بزرگترین خدمت فضولی این بوده که مضامین و هنر شعر فارسی را برای ترک زبانان به صورت گوارایی رسانده است و چون در اشعار فارسی اش غالبا معانیی دارد که دیگران هم گفته اند در ردیف بزرگترین شعرای فارسی قرار نگرفته است. » ( ۵ )
اما براساس آنچه گفته شد : یعنی اینکه شعرای تصوف در برابر واژگان به دوصورت قراردادی و ابداعی واکنش نشان داده اند، ما دیوان ترکی او را جزو دسته های ابداعی قرار می دهیم که در آن موسیقی ، ذوق، هماهنگی کلمات ( هارمونی ) در اوج قدرت و با تخیل موشکاف بیان شده است. بر این اساس دیوان ترکی و منظومه « لیلی و مجنون » او از جمله آثار بدیع ادبی به زبان ترکی محسوب می شوند و بر پایه این دو اثر است که فضولی در آثار شعرای بعد از خود تأثیرعمده ای داشته است نمونه نفوذ او را در اشعار ترکی صائب تبریزی ، دیوان ترکی مسیحی شیروانی ، ملا پناه واقف، حیران خانم، حاج رضا صراف تبریزی می توان دید. تأثیر لیلی و مجنون او را می توان در « ورقه و گلشاه » مسیحی شیروانی مشاهده کرد.
۲ – انیس القلب : این اثر را که قصیده ای نسبتا بلند است فضولی نظیره ای برای قصیده بحرالابرار خاقانی سروده است. این اثر را برخی یک اثر مستقل می دانند اما « حسیبه مازی اوغلی » معتقد است که این اثر جزو قصاید شاعر می باشد.
۳ – ساقی نامه ( هفت جام ) : در این منظومه عرفان فضولی به وضوح برملا می شود. این منظومه به هفت مناظره یا هفت جام تقسیم می شود که مناظره اول آن مناظره با « نی » است:
شبی بود در سر مرا ذوق می
مذاق میم کرد دمساز نی
در طریقت مولویه تکیه بیشتر بر سماع و پایکوبی است، و برای همین موسیقی از لوازم به وجد و شور در آوردن عارف است. از همین لحاظ مولانا مثنوی را با « نی » شروع کرده و با « نی » دمساز می شود. به همین خاطر فضولی نشئه جام اول خود را با « نی » شروع کرده و نظری به طریقت مولویه در آن دیده می شود و شاید به خاطر همین ساقی نامه یا هفت جام است که او را جزو پیروان طریقت « بکتاشیه » نامیده اند.
آقای ” م. قلی زاده ” می گوید: « هفت جام براساس هفت روز ( هفته ) نهاده شده است. اما مسئله تنها در این نیست. هفت جام در عین حال رمز هفت اقلیم و بالاخره رمز سوره فاتحه الکتاب ( سبع المثانی) از قرآن نیز می باشد.»(۶)
شاعر خود می گوید :
ز سیر کواکب مشو تلخ کام
مخور جز می ِ کام ازین هفت جام
طرب کن چو خورشید گیتی فروز
به زرین قدح هفته هفت روز
به سبع المثانی که تا هفت جام
پیاپی بده جام و پر کن تمام
ساقی نامه فضولی یکی از مشهورترین آثار اوست که در بین ساقینامه ها ، جایگاه والایی را به خود اختصاص می دهد و دلیل آن شاید این امر باشد که این قالب شعری در گذشته چندان پیشرفت نداشته و رواج آن از قرن ۹ هجری شروع می شود و چون قالب جدیدی به حساب می آمده طبیعی است اگر سخن فضولی در این اثر تازه و مطنطن و از همه مهمتر ایده و عقیده خاصی نسبت به طریقت می باشد.
۴ – روح نامه ( سفرنامه روح یا حُسن و عشق ): این سفرنامه از سفرنامه های علمی – فلسفی است که به شیوه گزارشی با نثری عالی و روان نوشته شده است. محمدعلی ناصح در باره این کتاب می نویسد :
« کتاب سفرنامه روح، یکی از شاهکارهای فضولی شاعر و درواقع می توان گفت بهترین نمونه نثر پارسی است آنانکه در این کتاب به نظر دقیق نگرند اگر از انصاف نگذرند اقرار آورند که نویسنده زبردست آن در جمع الفاظ و معانی و تحریر عبارات بدین رشاقت و روانی ید بیضای موسوی بکار برده و به مدلول شعر خواجه که « دیگران هم بکنند آنچه مسیحا می کرد » در احیای نثر پارسی در عصر خویش اعجاز عیسوی آشکار کرده است. » ( ۷ )
این اثر یک اثر فلسفی یا کلامی است که در آن روح انسان به سیر و سیاحت می پردازد. فضولی در این اثر بدن انسان را تشبیه به کشوری می کند که دارای شهرها و آبادیها و جویبارها و … است. نخستین شهری که روح به آن وارد می شود شهر بدن است که عبارت از هفت کشور هفت اندام می باشد. فضولی در این اثر تأثیر عشق و زیبایی و عدل و لطافت طیع انسانی را به صورت گزارشی بیان کرده، مراجعه به مرگ را علت اصلی برای صحت بیماری معرفی می کند.
آثار عربی فضولی :
۱ – مطلع الاعتقاد: یک اثر فلسفی است
۲ – دیوان اشعار عربی
آثار ترکی آذربایجانی فضولی:
آثار ترکی فضولی متعدد است و ما در اینجا فقط به ذکر نام های آنها اشاره نموده ، مختصری در باره لیلی و مجنون، مطالبی را به عرض می رسانیم.:
۱ – حدیقه السعدا : این اثر ترجمه ای از کتاب « روضه الشهدا » ی حسین واعظ کاشفی است که در آن به فاجعه عاشورای حسینی با نثری بسیار استادانه که در آن شعرهای منظوم نیز دیده می شود، نوشته شده است.
دیگر آثار ترکی فضولی عبارتند از : بنگ و باده، صحبت الاثمار ( گفتگوی میوه هاست که یکی از نخستین کتاب های ادبیات کودک محسوب می شود )، شاه و گدا، شکایتنامه ، رساله معما، منظومه لیلی و مجنون.
در باره لیلی و مجنون که برخی آن را شاهکار فضولی معرفی می کنند خانم « دکتر آزاده رستمووا » می نویسد :
« لیلی و مجنون فضولی تراژدی غنایی – حماسی است این اثر از محبت ناموفق و ناکام دو جوان بحث می کند. جنبه روانشناسی در این اثر مؤثر و پر قدرت است. درواقع فضولی را در معنای اصلی و اساسی می توان روانشناس دل انسان معرفی کرد. » ( ۸ )
شعر غنایی یا تغزلی یا لیریک از جمله قالب های مورد استفاده اکثر شعرای بزرگ بوده است. در واقع تغذیه عمده اشعار کلاسیک که در آن به نوعی با صمیمیت و زیبایی ارتباط داشته، شعر غنایی است. شاعر پیوسته با اندرون خویش در جدال و کشمکش است و برای بیان این نوع جدال درونی و ذهنی یعنی احساسات و هیجانات روحی، شعر غنایی بهترین شیوه ممکن می باشد. شعر غنایی واسطه ای برای جوابگویی به جهان درونی شاعر و در واقع راز و نیاز شاعر با درون خویش است. به عبارت دیگر شعر غنایی ترجمه ای از احساسات و عواطف درونی یک شاعر است. به طور کلی ویژگی های عمده شعر غنایی : صمیمیت، سادگی و طبیعی بودن است. بنابراین از آنجا که این سه خصوصیت جزو ویژگی های انسانی و بشری هستند می توان گفت که شعر غنایی با انسان و عواطف و معنویات او سر و کار دارد. سهم عمده شعر فضولی را نیز شعر غنایی تشکیل می دهد. همانطور که گفته شد تراژدی لیلی و مجنون غنایی – حماسی است.
در این اثر شخصیت های فضولی به عنوان یک شخصیت رمانتیک عمل می کنند. تراژدی لیلی و مجنون روح صمیمی و زجر دیده و هجران کشیده شاعر را آشکارا بیان می کند؛ روحی که همچون این دو عاشق رمانتیک به واسطه عشق به همدیگر می خواهد عشق به همه چیز را تصاحب کند اما سرانجامش جز یأس و نومیدی و هجران چیز دیگری نیست و باید تن به عشق نداد چون عشق آفت جان است :
جان وئرمه غم عشقه کی عشق آفت جان دیر
عشق آفت جان اولدوغو مشهور جهان دیر
( ترجمه : تن به عشق مده که عشق آفت جان است / آفت جان بودن عشق مشهور جهان است )
اما ناکامی در عشق او را از صحنه عشق نمی تواند بیرون ببرد بلکه در مقابل آن صبر پیشه می کند، « دکتر عبدالقادر قراخان » می گوید:
« فضولی دارای روح مظلومی است و نسبت به مظلومان شفقت و دلسوزی دارد … ولی در عین حال که نسبت به مصیبت زدگان شفقت دارد و برای آنان می گرید در برابر مصائب و بلایای وارد برخود مضطرب نیست بلکه شکیبا و صبور است و صبر و شکیبایی را همیشه در اشعار خود می ستاید. در باب صبر و توکل و فداکاری اشعار وی در عالم تصوف شرق یکی از سرمشق های بسیار عالی است. » ( ۹ )
به این مسئله صمیمیت و سادگی ، شوخ طبعی و طنز لطیف و شکایات خود را نیز می افزاید و به قول خود: « طرز تازه ای » می آفریند :
گفتم ای شوخ فضولی به تو میلی دارد
گفت زین بی ادبی هاست که اینش لقب است
در منظومه لیلی و مجنون شخصیت مهمترین جایگاه را دارد و به واسطه تصویر همین شخصیت هاست که شخصیت ادبی رمانتیک فضولی جلوه گر می شود. شخصیت و قهرمان اصلی داستان لیلی و مجنون عشق، و موضوع اساسی آن محبت است.
البته مسئله عشق تنها به واسطه فضولی بیان نشده و پیش از او نیز شاعرانی در این باره سخن گفته اند. اما این مسئله در شعر او بخصوص در دیوان ترکی و لیلی و مجنون او عقاید فلسفی – اجتماعی را نیز منعکس می کند.
عشق فضولی عشقی است که از راه مخلوق با پای اندیشه و تفکر می خواهد به معشوق برسد؛ به عبارت بهتر فضولی با ریاضت به عشق حقیقی نمی پردازد بلکه به نیروی اندیشه رندانه خود به محبت حق تکیه می کند. فضولی اندیشه را به یاری عشق فرا می خواند تا بتواند به حقیقت کامل برسد :
پیش عاقل قصه درد من و مجنون یکیست
اختلافی در سخن باشد ولی مضمون یکیست
نیستم بلبل که هر ساعت نهم دل بر گلی
زین همه گل چهره مقصود من محزون یکیست
از این ابیات و ابیاتی شبیه اینها که در دیوان او فراوان پیدا می شود، معلوم می گردد که فضولی نه همچون خاقانی متعصب و پایبند چهارچوب شریعت است و نه همچون سید عمادالدین نسیمی یک عارف در بند الوهیت است، بلکه همانطور که خود او بیشتر جاها ، خود را « رند » معرفی می کند، در او یک نوع آزادی معنوی وجود دارد :
خوب می باشد فضولی شیوه آزادگی
در ریاض دهر نخلی کاین ثمر دارد کجاست
اگر پیوسته پر باشد ز می پیمانه رندی
زشیخی به که با معبود خود سست است پیمانش
فضولی رند و شیدادیر، همیشه خلقه رسوادیر
سورون کیم بو نه سئودادیر، بو سئودادان اوسانمازمی ؟
______ پاورقی : _______
۱) تاریخ ادبیات در ایران ، ذبیح الله صفا ، ج ۵ بخش ۱ ص ۵
۲) رک : تحفه سامی ، سام میرزا ، تصحیح همایونفر ، صص ۲۴۶- ۲۴۵
۳) دیوان فارسی فضولی ، تصحیح حسیبه مازی اوغلی ، مقدمه ، آنکارا ۱۹۶۲ ( تمامی شواهد فارسی از این نسخه است )
۴) نشریه دانشکده ادبیات تبریز ، سال ۲ ، ش اول و دوم ، ترجمه مرحوم دکتر خیامپور
۵) همان : سال ۲۴ ، شماره ۱۰۳ ، ترجمه دکتر خیامپور
۶) آذربایجان ادبیات تاریخی ( تاریخ ادبیات آذربایجان ) ، گرد آورندگان : م . عارف ، م . ابراهیموف ، باکو ۱۹۶۰
۷) مجله « ارمغان » ، سال ۱۳۰۹ ، شماره ۱۱ ( متن کامل سفرنامه روح در این شماره چاپ شده )
۸) فضولی نین سئچیلمیش اثرلری ( آثار برگزیده فضولی ) ، به اهتمام : آزاده رستمووا ، جلد اول ، باکو ۱۹۸۸
۹) نشریه دانشکده ادبیات تبریز ، سال ۲ ، ش ۱و ۲ ترجمه دکتر خیامپور
· مقاله در :
روزنامه « مهد آزادی » ، شماره های ۵۳۱ ، ۵۳۳ و ۵۳۹ ، دوره چهارم ، سال چهل وپنجم ( آبان ۱۳۷۳ ) چاپ شده است .
—-
قایناق
بؤلمه لر: ادبیات |
هادی قاراچای- HADI QARAÇAY
زومار آیي ۱۱-ي, ۱۳۸۶ چاغ ۴:۴۶ گ.ؤ
سنی سلام لاییرام
گوزل سایتینا گوره بیر آذری اولاراق منت دارام . منه ده بیر باش ویر . آذربایجان دیلینی و ادبیاتینی دونیایا یایماق هدفیله سنین وبلاگ لا باغلانتی یارادیرام . یاشا…
زومار آیي ۱۱-ي, ۱۳۸۶ چاغ ۱۰:۴۹ گ.ؤ
[…] dusharge.blogf… hbayat.azerblo… […]
زومار آیي ۱۱-ي, ۱۳۸۶ چاغ ۸:۵۷ آ.خ
دیققتینیزه گؤره چوخ ساغ اولون. بیزیم کئچمیش ادبیاتیمیزا ، یئنی باخیشلا یاناشمالارین یئری چوخ آزدیر. اعتراف ائدیرم کی منیم اویازیمدا یئنی باخیشلیق یوخدور. گؤروندویو کیمی ۱۳۷۳ جو ایله عایددیر. بلکه گله جکده دئدییم یئنی باخیشلیق ساوادی بیزده یاراندی. یاشایین.
زومار آیي ۱۲-ي, ۱۳۸۶ چاغ ۱۲:۲۶ آ.خ
[…] علامه محمد فضولی ” ، رند دلسوخته / همت شهبازی « محمد بن سلیمان » معروف به « مولانا فضولی » از شعرای قرن ۱۰ هجری است (tags: Fuzuli/Füzuli) […]
زومار آیي ۲۴-ي, ۱۳۸۶ چاغ ۱۰:۱۷ آ.خ
سالام حورمتلي كاردشيم همت آغايا
بو شعري جنابينيزا پاي وئريرم
قوربان ائیلییره م وطنه جانی
یاشاسین دئییره م آذربایجانی
ای گؤزوم ایشیغی ای قارا گیله م
سنی من سئویره م داها نه دییه م
عشقینی ئوره کدن سیلدیره نمیره م
سنیله ایستیره م ، گؤزل دونیانی
یاشاسین دئییره م آذربایجانی
باغریما باسیرام آنا یوردومو
اونوتمام دئییره م دَدَقور قودو
بودور آی ائللریم سؤزومون سونو
قوچاخلار یوردودو شئرلر مکانی
یاشاسین دئییره م آذربایجانی
سنی قوشلار اُخور دورنالار دئییر
خان چوبان سسینده سارالار دئییر
بابکین تیکدیگی قالالار دئییر
شهریارسؤزونده ئوزونو تاني
یاشاسین دئییره م آذربایجاني
زومار آیي ۲۷-ي, ۱۳۸۶ چاغ ۶:۳۸ گ.ؤ
سايتوزدان چوخ لذت اپارديم . ايه ايمکاني اولسا فيضولي اشعارين ايميليمه گوندره سوز .ساغولون ياشاسين اذربايجانيميز
آذر ۲-ي, ۱۳۸۶ چاغ ۸:۴۶ گ.ؤ
برايم مطا لب مربو ط به آذربايجان بفرستيد
آغلارگولر ۲۸-ي, ۱۳۸۷ چاغ ۳:۲۱ آ.خ
اگر امكاني وار هر كيمسه يه محمد فيضولينين شعرلريني PDF شيكيلنده هارادان اله كتيرمك اولار منه يازسين
گولن آی ۱۵-ي, ۱۳۸۷ چاغ ۱۲:۴۱ گ.ؤ
سلام
با ملا محمد فضولي
عاشیق علی فیض الهی وحید
و
رضا افشار پور متخلص به افشار
منتظر شما هستم
http://tabrizfizuli.blogfa.com
گولن آی ۱۵-ي, ۱۳۸۷ چاغ ۱۲:۴۴ گ.ؤ
من فارسي يازديم شرمنده
من اوزوم ارمو بالاسيام
بيزيم وبلاگا دا باش ورون
رضا افشارپور
ملا محمد فضولي
مرحوم عاشق علي فيض الهي وحيد
گلين و نظر ورين من بيز ده استفاده آپاراخ
ساغ اولون
قويروق دوغان ۱۳-ي, ۱۳۸۸ چاغ ۳:۴۲ آ.خ
سالام