« زندگي و زمانه محمد بيريا | آنا یارپاق | زندگي و زمانه محمد بيريا (بخش سوم) »
زندگي و زمانه محمد بيريا (بخش دوم)
آذر ۱۶, ۱۳۸۵
اتحاديه كارگري در تبريز، خارج از حزب توده، به وسيلة خليل انقلاب، معروف به خليل آذر به وجود آمد. او متولد ۱۲۸۶ در تبريز و جزء گروه ۵۳ نفري بود. در واقع اين اتحاديه، شعبه محلي اتحاديه كارگران تحت رهبري يوسف افتخاري، عزتالله عتيقهچي، خليل انقلاب، رحيم همداد، ابراهيم عليزاده بود كه مركزش در تهران قرار داشت و رقيب اصلي شوراي مركزي وابسته به حزب توده به شمار ميرفت.
روزنامه گيتي كه توسط افتخاري و به مديريت خليل انقلاب تأسيس شده بود، به عنوان ارگان اتحاديه محسوب ميشد.[i]
به كوشش خليل انقلاب كنفرانسي در روز جمعه سوم مهرماه در ساختمان شير و خورشيد تبريز برگزار شد[ii] و تشكيل اتحاديه رسماً به اطلاع مردم رسيد. در نامهاي كه خليل انقلاب در تاريخ ۹/۷/۱۳۲۹ از تبريز به نخستوزير وقت، قوامالسلطنه نوشته، يك نسخه از متن كنفرانس را ضمن اعلام تشكيل اتحاديه كارگران به او ارسال كرده است.[iii]
در شرايطي كه تورم و گراني كالاهاي اساسي و كمبود نان كه در خلال سالهاي جنگ جهاني دوم دركل ايران و بخصوص در تبريز امان مردم را بريده بود و روز به روز آنها را خشمگينتر ميكرد، به محض شكلگيري اتحاديه كارگري، با رهبري و هدايت خليل انقلاب، سلسله اعتصاباتي در آبان ۱۳۲۱ در تبريز شكل گرفت و منجر به افزايش ۲۵ الي ۳۵ درصد دستمزد كارگران در كارخانههاي بزرگ شد. فهيمي استاندار آذربايجان از تهران خواست كه خليل انقلاب را از تبريز دور كنند؛ به همين علت، در آذر ماه ۱۳۲۱ خليل انقلاب به وسيله دولت دستگير و به تهران فرستاده شد[iv].
حزب توده كه در اين زمان مخالف اعمال اتحاديههاي كارگري و هرگونه اعتصابات كارگري در اين خطه بودند، در تبريز دست به اقدامات متعددي زدند تا جنبش كارگري را از دست رقيب خارج سازند و تحت كنترل حزب توده دربياورند. در غيبت خليل انقلاب، كميته ايالتي حزب توده در تبريز سعي كرد كارگران را از اتحاديه خليل انقلاب خارج و به سوي خود جذب كنند. سرانجام با كوششهاي هلال ناصري يكي از رهبران محلي كارگران آذربايجان شكل گرفت و در نخستين بيانيه خود اعلام كرد كه اين اتحاديه مخالف هرگونه اعتصابات كارگري است و هيچگونه «رابطه اي با اتحاديه كارگري قلابي خليل انقلاب» ندارد بلكه وابسته به شوراي مركزي حزب توده در تهران است.[v]
در حالي كه كوششهاي اتحاديه كارگري خليل انقلاب منجر به بهبودي اوضاع كارگران ميشد اما اتحاديهكارگري تحت نفوذ حزب توده كه مخالف هرگونه اعتصابات كارگري بودند، بيشتر سخنرانيهاي رهبران آن صرف حمله به فاشيزم هيتلري ميشد و اين در حالي بود كه گراني و تورم، امان كارگران را بريده بود! بدين ترتيب مجموعهاي از نامتناجسترين نيروها يعني نيروهاي اشغالگر شوروي، رهبران حزب توده در تبريز، قواي نظامي و دولتي، استاندار تبريز و صاحبان كارخانهها، در كنار هم قرار گرفته بودند تا از هرگونه اعتصاب و اخلال كه نظم و آرامش كارخانهها را بر هم ميزد جلوگيري كنند!
اردشير آوانسيان از رهبران حزب توده در خاطرات خود مينويسد:
يوسف افتخاري و گروه او… اتحاديه كارگران نسبتاً قوي در تبريز بوجود آوردند… [و] در چندين محل اعتصاب راه انداختند و ما رفتيم اين اعتصابات را خاموش كرديم. از جمله در كارخانه پشمينه تبريز كه براي جبهه جنگ پارچه براي پالتوي سربازان شوروي تهيه ميكرد… ما به كارگران حالي ميكرديم كه در مؤسسهاي كه براي جبهه شوروي كار ميكنند اعتصاب گناه است… [vi]
در همين زمان (۸ شهريور ۱۳۲۲) طبق اسناد محرمانه شهرباني، خليل انقلاب از تهران وارد تبريز شد و دوباره رشته گسسته جنبش كارگري را در تبريز به دست گرفت. و با سلسله سخنرانيهاي خود به احياء اتحاديه كارگري پيشين پرداخت. در اثناي يكي از همين سخنرانيها، بار ديگر دستگير و از تبريز اخراج شد اما در سايه تلاشهاي او، در دوران غيبتش اعتصابات همچنان در كارخانه كبريتسازي و كارخانه پشمينه جريان داشت؛ اين بار يوسف افتخاري رئيس هيئت مركزي، وارد تبريز شد تا كار خليل انقلاب را ادامه دهد.[vii]
احمدي، فرماندار تبريز در گزارش خود به وزارت كشور در مهرماه ۱۳۲۲ مينويسد:
سه روز است تحت انتريك يوسف افتخاري، رئيس حزب كارگر، كارخانه پشمينه و كبريتسازي تعطيل و به قرارداد دكتر شيخ حاضر نيستند[viii]
نيروهاي شهرباني براي جلوگيري از ادامه اعتصابات، يوسف افتخاري را دستگير كردند اما صدها تن از كارگران در هفتم مهرماه ۱۳۲۲ در اطراف شهرباني اجتماع كردند و خواستار آزادي افتخاري شدند كه اين تجمع منجر به شليك گلولههايي از طرف مأموران شد. در شكايتي كه از سوي اتحاديه كارگران به مجلس شوراي ملي فرستاده شده، چنين آمده است:
بعد از عنوان، امروز بدون علت افتخاري، صدر اتحاديه كارگران را از طرف شهرباني توقيف، تمام كارگران تبريز اعتصاب، رهبر خود را خواهانيم
در اثر شليك مأموران، يك نفر از كارگران مجروح شد و «كارگران با هيأت اجتماع مضروب را به قنسولگري شوروي برده و تقاضاي استخلاص شخص مورد نظر را نمودند. قنسولگري به هيچ كدام راه نداده و اجتماع را متفرق نموده است. بازار هم مدت خيلي كمي بسته و سپس باز شد…».[ix] شخص مضروب (حسين عمو) سپورگر شهرداري بوده كه فرداي اعتصاب در بيمارستان درگذشته است.
با تلاشهاي فرماندار و قواي دولتي نظم و آرامش به شهر بازگشت و يوسف افتخاري نيز شبانه طبق دستور فرمانداري به تهران منتقل شد و بدين ترتيب، بار ديگر كارگران، رهبري را كه خواهان حمايت از حقوقشان بود، از دست دادند.
در ۱۱ ارديبهشت ۱۳۲۳ كه مصادف با اول مه بود اتفاق شگفتي رخ داد؛ شوراي مركزي به رهبري حزب توده و گروهي از هيئت مركزي به رهبري خليل انقلاب و عتيقهچي موافقت كردند كه به اين دودستگي در امور كارگران پايان دهند و اتحاديه واحدي را تحت عنوان « شوراي متحده مركزي» در تهران تشكيل دهند. بطور كلي پس از شهريور ۱۳۲۰ چهار اتحاديه زير در ايران و از جمله تهران فعاليت ميكردند:
۱ـ شوراي اتحاديههاي كارگان ايران تحت رهبري حزب توده ايران.
۲ـ شوراي اتحاديههاي كارگان تحت رهبري يوسف افتخاري و خليل انقلاب آذر.
۳ـ شوراي زحمتكحشان تحت رهبري سلامالله جاويد.
۴ـ اتحاديه كارگان راهآهن تحت رهبري رضا ابراهيم زاده.
بعد از مذاكرات و مبارزات طولاني كه بعضاٌ به زدوخورد هم ميكشيد بالاخره در اول ماه مه ۱۹۴۴ روز همبستگي، زحمتكشان ايران در يك اتحاديه سراسري بنام شوراي متحده مركزي اتحاديه كارگان و زحمتكشان ايران تشكيل گرديد.[x] به همين خاطر، خليل انقلاب يك هفته بعد وارد تبريز شد و در ۱۷ ارديبهشت «رياست گردهمآيي مشترك نزديك به ۱۲۰ عضو حزب توده و اعضاي اتحادية خود را بر عهده گرفت در اين گردهمآيي موافقت به عمل آمد كه دو سازمان را در شوراي ايالتي اتحاديههاي كارگران آذربايجان ادغام كرده بدين وسيله به اختلاف بيمورد ميان گروههاي كارگري پايان دهند».[xi]
اما اين اتحاد بيپايه به زودي درهم شكست و شوراي مركزي در تهران كه رضا روستا گرداننده اصلي آ ن بود، به اداره پيشه هنر و بازرگاني تبريز اعلام كردند كه خليل انقلاب از شوراي متحده مركزي اخراج شده است. استاندار تبريز (مهدي دادور) بلافاصله دستور توقيف خليل انقلاب را صادر كرد، اما برخلاف انتظار، مارچنكو سركنسول شوروي در تبريز مداخله كرد و از بازداشت خليل انقلاب جلوگيري كرد![xii] اين تغيير استراتژي از سوي كنسولگري شوروي به چه علت بود؟ به احتمال قريب بهيقين، ارتباط كاملي با رد اعتبارنامه پيشهوري از سوي مجلس چهاردهم داشت؛ علاوه بر تقارن زماني، بيدليل نيست كه ميبينيم خليل انقلاب در آن برهه در سخنرانيهاي خود آن همه از پيشهوري حمايت كرده است.[xiii] حتي اتحاد ناپايدار دو تشكل فوقالذكر در تهران نيز بيارتباط با انتخابات مجلس چهاردهم نبود. رد اعتبارنامه پيشهوري و حاج رحيم خويي در تيرماه ۱۳۲۳، به ترتيب در ۱۲ تير و ۲۲ تير پيش آمد.[xiv]
اواخر تيرماه ۱۳۲۳ مأموران شهرباني و سربازان كه حكم بازداشت خليل انقلاب را در دست داشتند، ساختمان دفتر اتحاديه را كه چند هزار كارگر در آن گرد آمده بودند، محاصره كردند. «به محض رسيدن مأموران شهرباني، احمد برازنده معاون خليل انقلاب در بالكن ساختمان دفتر اتحاديه پديدار شد تا براي انبوه كارگران سخنراني كند. برازنده هنگام سخنراني به ضرب گلوله از پا درآمد. در آشفتگياي كه پديد آمد، شماري از كارگران كشته و بيش از دوازده نفرشان مجروح شدند»[xv] و خليل انقلاب دستگير و بيدرنگ به تهران فرستاده شد.
[ix] _ بنگريد به: سند شماره ۱۰ مندرج در: اسنادي از اتحاديههاي كارگري… صص۲۰-۱۹.
بؤلمه لر: ادبیات, تاریخ, قوناق یازارلار |
هادی قاراچای- HADI QARAÇAY