« مشاهیر تورک (۱) رضی الدین استرآبادی ادیب بزرگ | آنا یارپاق | زندگي و زمانه محمد بيريا (بخش دوم) »
زندگي و زمانه محمد بيريا
آذر ۱۶, ۱۳۸۵
من ئولسم باخ بو اوراقه
تحسرله مني ياد ائت
توپور چرخ جفاكاره
معذّب روحومي شادائت
۱
اگر بخواهيم زندگي محمد بيريا را در چند جمله خلاصه كنيم، بايد بگوييم كه سراسر آن توأم با تلخكامي؛ دربهدري و بيپناهي بوده است و با تبعيد، زندان و شكنجه به سرآمده است. آوارگي و مهاجرت اجباري گوئي همزاد او بوده و از بدو تولدش آغاز شده و تا لحظه واپسين زندگياش ادامه يافته است.
او بعد از تحمل سي وسه سال زندان، تبعيد و آوارگي در سرزمين شوراها، وقتي در سپيدهدم انقلاب ۵۷ به تبريز بازگشت، گويي مردم تبريز براي اولين بار با محمد بيريا روبهرو شدند كه در كوچه پس كوچههاي شهر پرسه ميزد؛ به طوري كه حتي پيرمردان نيز نتوانستند تشخيص دهند كه اين پيرمرد تنها و تكيده، محمد بيرياست. همان كه در سالهاي جواني و كاميابي، با شعرهايش مرگ فئودالها را اعلام ميكرد و با سخنرانيهاي آتشيناش بر دل صاحبان كارخانهها خون جاري ميساخت، و در محافل عمومي شهر تبريز، هميشه توسط دو سرباز روسي اسكورت ميشد!
۲
محمد بيريا فرزند حاجي غلام باقرزاده نوحي به سال ۱۹۱۴ م. در تبريز متولد شد. پدرش نجار بود. او در سن ۸ سالگي به همراه خانوادهاش از طريق باكو به خراسان مهاجرت كرد و در آنجا مشغول تحصيل شد، اما به خاطر بيماري و ناسازگاري مزاج مادرش با آب و هواي آن ديار، مجبور به مهاجرت به باكو شدند.
بيرياي نوجوان ضمن ادامه تحصيل به مدت هفت سال در باكو كمكم به ادبيات و شعر علاقه پيدا ميكرده و اولين تجربههاي شعرياش را در مجله «ديوار» چاپ باكو به چاپ رسانده است. در ۱۹۲۴م. او نخستين شعرش را عليه كتابفروشي سروده كه فرهنگ لغاتي را به او گران فروخته بود[i]. در ۱۹۳۳م. مرگ ناگهاني مادرش، تغيير اساسي در زندگي شاعر نوجوان پيش آورده است.
بيريا به همراه پدر ، برادر و دو خواهر خردسالش (محبوبه و حسنيه) مجبور به بازگشت به ايران ميشود. و به مدت دو سال يعني از ۱۹۳۴م. الي ۱۹۳۶م در اداره بلديه شهر تبريز مشغول به كار ميشود. اسم اصلياش محمد باقرزاده و بيريا تخلص شعرياش بود كه بعداً بدان نام مشهور شد.[ii] و اگر مخالفان فرقه براي تخويف فرقه و تخريب چهره محمد بيريا به عنوان وزير فرهنگ فرقه، به كرات نوشتهاند كه بيريا قبل از وزارت، «نوازنده باغ چرخ فلك تبريز» بوده است شايد با اندكي تحريف، اشاره به همين دوره دو ساله از زندگي بيريا باشد![iii]
در سال ۱۹۳۸م. بيريا خدمت سربازياش را در لشكر تبريز به پايان رساند و در اداره راه آهن تبريز استخدام شد و تا ورود قواي متفقين به ايران و اشغال تبريز توسط قواي روسي در شهريور ۱۳۲۰ ش. اين كار را ادامه داد.[iv]
۳
پس از حذف ديكتاتوري رضاشاه از صحنه سياسي ايران و به وجود آمدن فضاي باز سياسي، كه منجر به نضجگيري فعاليتهاي سياسي و اجتماعي در شهرهاي مختلف و ظهور نشريات متعدد در سطح كشور شد، محمد بيريا نيز اقدام به نشر هفتهنامهاي تحت عنوان «ادبيات صحيفهسي» به زبان تركي در تبريز نمود. اين هفتهنامه از ۱۳۲۲ تا ۱۳۲۵ و در ۲ صفحه (يك برگ) به نشاني خيابان تربيت، كانون ضد فاشيستي منتشر ميشد و محتواي آن را بيشتر شعرهاي ميهني، مسائل مربوط به انواع شوراها و بر ضد آلمان هيتلري شامل ميشد. شماره ۱۵ تنها شماره باقيمانده از هفتهنامه است كه در كتابخانه ملي تبريز نگهداري ميشود.[v]
به دنبال اشغال شمال ايران توسط قواي چهل هزار نفري روسي كه از ارس تا دهكده شريفآباد در قزوين امتداد داشت و باعث حذف اقتدار حكومت مركزي در اين مناطق و در نتيجه ايجاد فضاي آزاد توأم با آنارشي گرديد؛ در چنين فضايي، تشكلهاي سياسي و صنفي مانند جمعيت آذربايجان (آذربايجان جمعيتي) و اتحاديه زحمتكشان آذربايجان (آذربايجان زحمتكشلري تشكيلاتي) و غيره شكل گرفتند كه مخرج مشترك شعارهاي بسياري از آنها تأكيد بر انعقاد انجمنهاي ايالتي و ولايتي و اجراي اصلهاي ۹۰ الي ۹۳ قانون اساسي بود.[vi]
محمد بيريا در كنار ميرزا علي شبستري (رئيس جمعيت آذريجان)، اسماعيل شمس، سيد مهدي اعتماد … در اين تشكل حضور داشت[vii]. اعضاي اوليه كميته مركزي آن شامل پادگان، ولايي، قادري، علم دوست، ميزاني، نانكراني، هامبارسونيان و حاجيزاده بودند.
۴
در فروردين ۱۳۲۱ ش. يعني درست ۷ ماه پس از تشكيل حزب توده در تهران، شعبه محلي آن حزب به نام «كميته ايالتي آذربايجان» در تبريز به وجود آمد.[viii]
با اين همه، حزب توده هيچ رغبتي براي تشكيل اتحاديه و سازماندهي در امور كارگري از خود نشان نمي داد. هر چند، در شهر صنعتي تبريز بيش از ۳۵ هزار كارگر وجود داشت، از آنجا كه سياست شوروي در اين برهه، حمايت از نظم و آرامش بود و همچنين از آنجا كه بيشتر فرآوردههاي كارخانههاي تبريز صرف نيازهاي جنگي اتحاد شوروي ميشد، بنابراين، هرگونه تشويق به اعتصاب و دست كشيدن از كار، بر ضد شوروي و در نتيجه كمك به جبهه فاشيسم تلقي و توسط شوروي و حزب توده سركوب ميشد.[ix]
كميته ايالتي آذربايجان در ۲۸ فروردين ۱۳۲۱ ش. توسط آقازاده (مدير روزنامه شاهين) و ميرزا علي بيرنگ (حريري سابق) به وجود آمد و به زودي شاخههايي از آن در شهرهاي مختلف آذربايجان به صورت زير پايهريزي شد:
مراغه: كميته محلي مراغه، در تاريخ پنجشنبه ۱۷ ارديبهشت ۱۳۲۱ش. توسط تقيزاده؛
مرند: در تاريخ يكشبنه ۲۸ تير به وسيله برهاني؛
اسكو: در تاريخ شنبه ۲۳ خرداد ؛
ممقان: در تاريخ دوشنبه ۲۵ خرداد ؛
آستارا: در تاريخ چهارشنبه ۴ شهريور؛
سراب: در تاريخ پنجشنبه ۵ شهريور.[x]
….
ادامه دارد
k.q.b. Arxiv.p ۰۶۶۲۷ xomra ۳۷۱۲.
ترجمه كل اين نامه در قسمت پيوستها آورده شده است.
همچنين مستخرج از بازجوييهاي بي ريا . پس از شكست فرقه دموكرات در ۱۴ سپتامبر سال ۱۹۴۸م. در باكو بوده است. بنگريد به اوراق بازجويي مندرج در: رازهاي سر به مهر: ناگفتههاي وقايع آذربايجان، حميد ملازاده. ـ تبريز: مهد آزادي، ۱۳۷۶، ص ۱۳۱.
اين كتاب هر چند داراي اطلاعات ذيقيمتي است اما اشتباهات اساسي مخصوصاً در ارتباط با محمد بيريا در آن به چشم ميخورد و همين اشتباهات متأسفانه مأخد عمدهاي براي بسياري از نويسندگان و مورخين بوده است. به عنوان مثال:
اين كتاب تاريخ تولد بيريا را ۱۲۹۶ش. مينويسد. همچنين مينويسد: «بيريا چاپخانهاي در تبريز تأسيس و روزنامه بيريا را به فارسي و آذري منتشر كرد» (همان، ص ۴۳۷). در حالي كه نه تنها بيريا سردبير چنين روزنامهاي نبوده بلكه در كل تاريخ مطبوعات تبريز اصلاً چنين روزنامهاي منتشر نشده است! همچنين اين كتاب براي اولين بار به اشتباه مينويسد: بيريا در ۲۱ آذر ۱۳۲۶ش در تبريز به دست مخالفين فرقه كشته شد و بسياري از مورخين و نويسندگان نيز همين مطلب را به اشتباه تكرار كردهاند!
بنگريد به: همان.
Azerbaijan Demokratik Partiasnin yaranmasi va fâaliyyati.- Baku: elm, ۱۹۸۶. s.۱۸
و اسنادي از اتحاديههاي كارگري (۱۳۳۲ ـ ۱۳۲۱ هـ ش. )، محمود طاهري.- تهران: سازمان اسناد ملي ايران، پژوهشكده.
بؤلمه لر: ادبیات, تاریخ, قوناق یازارلار |
هادی قاراچای- HADI QARAÇAY
قیزاران ۳۱-ي, ۱۳۸۷ چاغ ۶:۲۱ آ.خ
yashsin azerbaycan
yashasin deyerli yoldashlar
yashasin veten oghullary
قیزاران ۳۱-ي, ۱۳۸۷ چاغ ۶:۲۴ آ.خ
yaSHSIN AZERBAYCAN
YASHSIN DEYERLI VE CALISHGAN YOLDASHLAR
قیروو ۴-ي, ۱۳۸۷ چاغ ۹:۴۹ آ.خ
سلام
احتمالا مستحضر هستید که خانم محمد بی ریا تقریبا ۱ ماه پیش فوت کرده اند
من به دنبال ادرس اینترنتی فائق پسر ایشون که در فرانسه زندگی می کنند هستم
اگر اطلاعی داشتید لطفا ایمیل کنید
ممنون
قیروو ۴-ي, ۱۳۸۷ چاغ ۱۱:۱۰ آ.خ
[…] زندگی و زمانه محمد بیریا سایت آقای مظفری: http://www.alimozafary.com […]
آذر ۱۷-ي, ۱۳۸۷ چاغ ۶:۲۸ آ.خ
man faegin saitin ya emilin estiram sagolon