« سلسله یادداشتهایی در مورد دین و جامعه(۱) | آنا یارپاق | جلوگيري از انتشار به جاي توقيف! »
زندگی نامه مختصر آیت العظمی میرزا جواد تبریزی
آذر ۱۴, ۱۳۸۵

آيت الله تبريزي(ره) سال ۱۳۰۵ شمسى در تبريز و در ميان خانواده اى مذهبى چشم به جهان گشود، تحصيلات علوم جديد خود را در زادگاه خود به پايان رساند، در نجف نيز يكى از شاگردان برجسته آيت الله خوئى (ره) به حساب مي آمد و …
آيت الله ميرزاجواد تبريزي سال ۱۳۰۵ شمسى در تبريز و در ميان خانواده اى مذهبى چشم به جهان گشود. تحصيلات علوم جديد تا پايان سال دوم دبيرستان را در همان شهر به پايان رساند. ايشان به خاطر برخوردارى از هوش و استعداد سرشار، از همان زمان طفوليت، مورد توجه خاص اطرافيان قرار گرفت به طورى كه هنگام تحصيل مديران و معلمان وى، تعجب مي كردند و اعتقاد داشتند كه ايشان از نظر درك مطالب، از استعداد بالايى برخوردار است به همين جهت، همواره او را براى رسيدن به حرفه اى خاص مورد تشويق و تحسين قرار مى دادند.
اما ايشان به خاطر علاقه زياد به مكتب غنى اهل بيت (ع) و روحانيت شيعه، تصميم گرفت تا در اين مسير مقدس وارد شود و پس از سپرى نمودن تحصيلات جديد، با شوق فراوان و على رغم مخالفت اطرافيان، به مدرسه طالبيه تبريز روى آورد و در سال ۱۳۲۳ در سن ۱۸ سالگى تحصيل علوم دينى را آغاز نمود و طى چهار سال، مقدمات و مقدارى از دروس سطح را در شهر تبريز به پايان رساند.
آيت الله تبريزى در سال ۱۳۲۷ شمسى شهر تبريز را ترك كرد و وارد حوزه علميه قم شد. ايشان در قم دوره سطح را به پايان برده و در اوج شكوفايى علم و فقاهت و غناى حوزه وارد درس خارج اساتيدى همچون مرحوم آيت الله سيد محمّد حجت و مرحوم آيت الله بروجردى (ره) شدند و همزمان با آن مشغول تدريس كتب سطح نيز شدند. اين افاده و استفاده ۵ سال يعنى تا سال ۱۳۳۲ شمسى طول كشيد. در طول اين مدت، ۴ سال نزد آيت الله رضى زنوزى تبريزى استفاده كامل نمودند و در نزد مرحوم آيت الله بروجردى در فقه و اصول بهره لازم را بردند و موفقيت ايشان تا جايى بود كه استادشان مرحوم بروجردى (ره) ايشان را به عنوان ممتحن طلاب حوزه، انتخاب نمودند.
ايشان در طول ساليان اوليه اقامت در قم بيشترين تدريس را در مسجد نور مقابل شيخان داشتند كه طلاب و فضلاء بسيارى از محضر درسشان فيض مى بردند.
آيت الله تبريزي (ره) علاقه وافرى به ادامه درس و بحث، آن هم از منبع پر فيض علوى (ع) و جوار مرقد مطهر امير مؤمنان على (ع) داشت. يكى از آرزوهاى ايشان، اين بود كه به نجف اشرف عزيمت كند امّا به خاطر فقدان امكانات و وجود مشكلات، آرزويى دور مى نمود ولى ايشان آنچنان عاشق اين سفر بود كه از هر فرصتى براى اين كار استفاده مى كرد. ايشان روزى در محضر علماء و بعضى از مراجع وقت آن زمان در قم نشسته بودند كه بحثى علمى پيش مى آيد و تنها كسى كه به خوبى از عهده جواب برآمدند ايشان بودند كه باعث خوشحالى جمع مى شود و از ذكاوت و هوش ايشان متعجب مى گردند. در اين ميان شخص تاجرى (حاج يعقوب ايپكچى) كه فردى متدين و علاقه مند به روحانيت بوده است و در آن مجلس حضور داشته، بعد از اتمام جلسه از استاد مى خواهد كه قدرى صبر كند و سپس بعد از خلوت شدن مجلس با ايشان به صحبت مى پردازد و از ايشان مى خواهد تا اگر خواسته اى دارند بفرمايند تا برايشان انجام دهند، حضرت استاد پاسخ مى دهند: كه ”من خيلى علاقه دارم براى ادامه درس و بحث به نجف بروم ولى به دليل فقدان امكانات نمي توانم”. آن شخص، امكانات و خرج سفر ايشان را فراهم مىكند و آيت الله تبريزى (ره) بعد از گذشت ۵ سال از حضور در حوزه علميه مقدسه قم، در سال ۱۳۳۲ شمسى جهت ادامه تحصيلات به نجف اشرف عزيمت كرد و تا سال ها نيز بدون اينكه از شهريه و وجوهات استفاده كنند با امكانات همان شخص، در نجف به درس و بحث پرداخت.
ايشان در نجف اشرف در محضر درس اساتيد برجسته و عالي مقام آن زمان حاضر شده و به خوشه چينى پرداخت. اما عمدتاً از افاضات مرحوم آيت الله حاج سيد عبدالهادى شيرازى (ره) و مرحوم آيت الله خوئى (ره) استفاده كرد و در بدو ورود به درس ايشان، توجه استاد را به خود جلب كرد به طورى كه به شوراى استفتاء معظم له دعوت شد. در آن روزگار، حوزه هاى درس نجف اشرف در اوج شكوفائى و شور و نشاط بود. لذا ايشان با تمام توان و تلاش خود در محضر اساتيد حاضر شدند و از موقعيتى كه فراهم آمده بود كمال استفاده را نمود تا به مدارج عالى علم و مقام بلند اجتهاد نائل آمد.
آيت الله ميرزاجواد تبريزي (ره) در ابتداى ورود به نجف اشرف، حجره اى در مدرسه قوام السلطنه شيرازى تهيه كرد و مشغول تدريس مكاسب و كفايه در مسجد خضراء و عمران شد و روز به روز بر وسعت حوزه درسيشان افزوده شد تا جايى كه عده زيادى از فضلاء از محضر درس ايشان استفاده نمودند و با تقاضاى آنان، درس خارج استاد تشكيل گرديد و شاگردان خويش را از شجر پر ثمر فقه اهل بيت (ع) بهره مند گردانيد.
هنگامى كه آيت الله تبريزي (ره) به نجف مشرف شد، در حجره آيت الله شهيد ميرزا على غروى (ره) در مدرسه خليلى مهمان شد سپس حجره اى در مدرسه قوام نزديك مسجد طوسى در اختيار ايشان قرار دادند. از همان ابتداى امر، آيت الله تبريزي در درس امام خوئى (ره) شركت مى كردند و درس اصول بعد از نماز مغرب و عشاء در مسجد خضراء بود كه در آن زمان بحث در خصوص (هل يجب الفحص في الشبهات الموضوعية أم لا) بوده و ايشان بعد از اشكال در قسمتى از درس، بحثى با استاد خود سيد الخوئى (ره) مى كند و فرداى آن روز سيد الخوئى از يكى از نزديكان درسشان به نام آقاى توحيدى تبريزى سؤال مى كند اين آقا كيست؟ گفته بود اهل تبريز است و از قم آمده! سيد الخوئى (ره) گفت: اين شخص آينده درخشانى دارد! و همزمان با وفات سيد الحكيم به تدريس خارج فقه بر طبق مكاسب و همچنين اصول از اول دوره مى پردازند و بعد از اطلاع سيد الخوئى از شروع درس خارج ايشان به ايشان تبريك مى گويد و مرحوم آقاى مشكينى هنگامى كه در نجف بودند از سيد الخوئى در خصوص آيت الله تبريزي (ره) سؤال كردند كه سيد الخوئى در جواب مى گويد: ميرزا جواد فاضل و مجتهد مطلق است.
آيت الله تبريزى (ره) را مى توان يكى از شاگردان برجسته و مبرز مرحوم آيت الله خوئى (ره) به حساب آورد كه هميشه مورد عنايت و توجه خاص استادش بود و در اغلب جلسات علمى خصوصى استادش نيز شركت مى نمود و در بحث ها و درس ها با طرح اشكالات و مطرح كردن فروعات، بر بار علمى محفل مى افزود. ايشان طرف مشورت آيت الله خوئى (ره) بود و از اصحاب استفتاء به شمار مى رفت و در سفرهايى مثل كوفه و كربلا، نيز ملازم استادش بود. اين مرجع والا، علاوه بر تدريس و تحقيق در حوزه علميه نجف، از امر تبليغ احكام و مسائل دينى مردم نيز غافل نبود و در ايام تبليغى و فرصت هاى مناسب به نقاط مورد احتياج تشريف مى برد و به تبليغ احكام الله مى پرداخت و از آنجا كه گفتارش با عمل آميخته بوده است اين تلاش ها، اثر بسيار مطلوبى را به جاى گذارده است كه مى توان گفت ناشى از اخلاق و روش برخورد ايشان با مردم است و مى توان ادعا كرد كه ايشان موجب پايه گذارى تشيع در منطقه اى از كركوك عراق بود به طورى كه اكثر مردم آن مناطق به واسطه آشنايى با ايشان به مكتب غنى اهل بيت (ع) روى آوردند.
حضرت آيت الله شيخ ميرزاجواد تبريزى پس از گذشت ۲۳ سال حضور دائم و فعال و جدّى در حوزه مقدس نجف اشرف و استفاده و افاده و تحقيق و تدريس و تبليغ، سرانجام در سال ۱۳۵۵ شمسى به هنگام مراجعت از زيارت سيد الشهداء حسين بن على (ع) به سمت نجف، توسط رژيم بعث عراق دستگير و به ايران فرستاده شد.
پس از ورود به ايران، مجدداً به حوزه علميه قم مشرف و فعاليت هاى خود را از سر گرفت و تا پيش از ارتحال ملكوتي، همچنان از تمامى وقت خود در مسير تحقيق و تأليف و بحث و تدريس و تربيت شاگردان استفاده مى نمود. وي در طول ساليان دراز تدريس، هزاران طلبه فاضل را به جامعه اسلامى تحويل داده و در طول اين مدت حوزه درس ايشان يكى از شلوغ ترين حوزه هاى درسى بوده است و تا برگزاري آخرين كلاس هاي درسي شان نيز درس خارج فقه ايشان كه صبح ها در مسجد اعظم قم برگزار مى گردد، يكى از پر رونق ترين درس هاى حوزه بود. ايشان در بيان مطالب بسيار دقيق و نكته پردازند و به خاطر آنكه واقعاً درسى مجتهد پرور است فضلايى قوى را به خود جلب كرده است.
به اعتراف همگان، حضرت آيت الله تبريزي (ره) داراى روحيات و نكاتى بود درس آموز و جالب كه هر طالبى را به خود جلب مى كرد و محبتش را در دل او مى افكند. گرچه بايد گفت نمى توان تمام ويژگي ها را بيان كرد، چرا كه بسيارى از آنها از امور باطنى و قلبى است و از ديد ما پنهان، اما تواضع و فروتنى شديد، بى توجهى به ظواهر دنيوى، خضوع و خشوع در عبادت، علاقه و اشتياق شديد به تحقيق و تدريس، نظم از ويژگي هاي بارز ايشان بود.
آيت الله ميرزاجواد تبريزي (ره)، مرجع عالي قدر شيعه تأليفات بسيارى داشت كه بعضى از آنها چاپ و برخى نيز هنوز به زيور طبع آراسته نشده است، از جمله تأليفات ايشان: ارشاد الطالب (تعليقه چهار جلدى بر مكاسب محرمه شيخ اعظم انصارى ”ره”، اسس القضاء والشهادات، طبقات الرجال كه بحث وسيع رجالى است، تكمله منهاج الصالحين و تعليقه بر آن، رساله ى توضيح المسائل، مسائل منتخبه، مناسك حج، حاشيه عروة الوثقى، حاشيه بر وسيله مرحوم آيت الله اصفهانى ”ره”، حدود، فى علم الاصول، فى علم الفقه، شرح كفايه الاصول، صراط النجاة در ۶ جلد، قصاص، التهذيب در احكام حج، الأنوار الالهية في المسائل العقائدية، رساله احكام بانوان، رساله احكام نوجوانان و جوانان، استفتائات جديد و چندين جزوه در موضوعات گوناگون است.
شايان ذكر است آيت الله ميرزاجواد تبريزي از مراجع بزرگ تقليد كشور كه به علت بيماري مدتي در بيمارستان كسري تهران بستري شده بود، در آخرين دقايق دوشنبه ۲۹ آبان ماه پس از طي يك دوره بيماري به جوار رحمت الهي پيوست. پيكر اين مرجع فقيد صبح روز چهارشنبه ۱ آذرماه پس از یک تشییع بینظیر و تاریخی در قم از بيت آن مرحوم به سمت مسجد امام حسن عسگري (ع) و حرم مطهر حضرت معصومه (س)، در جوار بارگاه ملكوتي كريمه اهل بيت (س) به خاك سپرده مي شود.
بؤلمه لر: تورک و آذربایجان عالیملری |
هادی قاراچای- HADI QARAÇAY
دوندوران ۷-ي, ۱۳۸۷ چاغ ۱۱:۱۲ آ.خ
با سلام
خیلی قابل استفاده است. شعری که در سوگ مرج تقلید فقید آيت اله تبریزی سروده ام و در بعضی کتاب ها و نشریات چاپ شده تقدیم می کنم.
در سوگ آفتاب علم و عمل
گفتم ای ديده باز لبريزی
دُرّ و گوهر دوباره می ريزی
می کنی گريه همچو ابر بهار
نبود در خزان چنين چيزی
به چه علت نخفته ای امشب
مگر از نوش خواب پرهیزی
ديده ام گفت: زيرا من
ديده ام صحنه ی غم انگيزی
ديده ام لحظه ی جدايي را
رفت از دست ما دل آويزی
در غم آفتاب علم و عمل
اشکريز است هر سحر خیزی
گفتمش کيست آن سفر کرده؟
گفت: ميرزا جواد تبريزی
ای «بشير» اشک ريز ز ديده و دل
اشک و خون را بهم بياميزی
۲۸/۸/۱۳۸۵